سودوكو با كتاب !
سودوكو با كتاب !
محسن حدادي: در كشور ما بالغ بر 9هزار ناشر مجوز رسمي فعاليت دارند و سالانه هم بالغ بر 65هزار عنوان كتاب منتشر ميشود؛ اين آمار در نگاه اول نهتنها اميدواركننده بلكه مايه فخر مسئولان فرهنگي در هر دورهاي بوده و هست و گويا قرار است همچنان باشد! بر اين اساس، اصولا تذكر و انتقاد درباره سرانه مطالعه و گراني كتاب بيهوده است اما بازديدهاي رهبر انقلاب به عنوان يكي از مطلع ترين افراد حوزه نشر از نمايشگاه كتاب هرگز به اين فرصت طلبي آماري اجازه عرض اندام نداده چه آنكه ايشان در سه سال گذشته بر تاسيس فروشگاههاي زنجيره اي كتاب تاكيد ويژه داشتند
اما شما اگر جز شهر كتابهاي تهران و برخي شهرستانها فروشگاه زنجيره اي در كشور مشاهده كرديد، ما هم! بحث تفاخر مسئولان نمايشگاه كه در 25سالگي همچنان بر تعداد بازديدكنندگان -كه معلوم نيست چگونه آمارگيري ميشود – پافشاري ميكنند يعني نگاه مديريتي به حوزه فرهنگ و بهويژه كتاب، تنها و تنها يك شاخص دارد و آن «آمار كمي» است! حال آنكه رهبر انقلاب دقيقا همين نكته را به عنوان يك تذكر جدي به مسئولان برگزاري گوشزد کردند كه «ارزيابي محتوايي هر ساله نمايشگاه به وسيله افرادي صاحب صلاحيت، نشان خواهد داد آيا هر دوره نمايشگاه كتاب از نظر محتوا، نسبت به دوره قبل، تغيير و رشد داشته يا خير...» از سوي ديگر، نگاه رهبري درباره كتابخواني به هيچوجه آماري نيست چنانكه هدفگذاري مطالعاتي و شناخت مخاطب هدف، همواره جزو تاكيدات ايشان از سالهاي ابتدايي آغاز به كار نمايشگاه كتاب تا امروز بوده و هست. در ديدار سال 89 نويسندگان و مسئولان انتشارات سوره مهر وقتي عنوان شد كه «دا» به چاپ 110 رسيده است، رهبري تذكر جالبي دادند: «البته خوب است كه 110 بار اين كتاب چاپ شده ولي سرجمع ميشود حدود 300هزار نسخه، اين علامت خيلي خوبي نيست. خوب بود كه تيراژ چاپ برود بالا؛ چند ميليون؛ با همين تعداد چاپ.» همچنين دغدغهشان درباره «ترجمه» منحصر به ديروز نيست، ايشان سالهاست به انحاي مختلف بر تشكيل هيئتهاي تخصصي براي ترجمه آثار كشورهاي ديگر به فارسي و بالعكس تاكيد داشتهاند، اين بدينمعناست كه خطر افزايش وحشتناك آمار ترجمه در كشور را حس كردهاند. بد نيست بدانيد هر ساله نزديك به 30 درصد آمار نشر كشور مربوط به حوزه ترجمه است و اگر حوزه كتب ديني و آموزشي و كودك و نوجوان را نيز به آن اضافه كنيم كمتر از 20 درصد سهم آمار نشر كشور به امر «تاليف» اختصاص مييابد.
تاكيد مجدد ايشان بر راه افتادن قطار ترجمه آثار خوب داخلي به زبانهاي زنده دنيا، يك پيام بيواسطه به مديران فرهنگي است كه شعار «صدور انقلاب و جنگ نرم» از زبانشان جدا نميشود؛ گو اينكه فضاي كار عملي مهياست اما ارادهاي براي انجام وجود ندارد! تاكيد بر تفاوت كارهاي ضربتي و سفارشي با فعاليتهاي ماندگار و مرجع نيز بارديگر ديروز تكرار شد؛ تقويت بازار داخلي عرضه كاغذ و تداوم اين عرضه به عنوان يكي از عوامل كاهش موانع نشر و توليد ارزان كتاب از تذكرات ايشان به اهالي نشر بود. اصولا كار فرهنگي با حكم و بخشنامه انجام نميشود، اين همان چيزي است كه مديران فرهنگي كشور بايد فهم كنند كه با دستور و حكم و بگير و ببند كه كاغذ ارزان نميشود، اصلا مگر ميشود كاغذ گران خريد، كتاب ارزان توليد كرد؟ ناشران دولتي كه از همه نوع حمايت برخوردارند، قيمت كتابهايشان خصوصيتر از ناشر خصوصي است و... البته كه ماجراي كتاب در كشور ما با وجود توجه ويژه عاليترين مسئول نظام، رمان بلندي است كه برگهاي زيادي از آن بارها خوانده شده اما تبديل به «حركت» نشده است؛ نكتهاي كه ديروز هم رهبري بر آن تاكيد داشتند؛ گسترش و «تعميق» مطالعه است نه تكرار مكررات بدون برداشتن گامي عملي!
راستي بد نيست بدانيد تنها 2600ناشر در نمايشگاه كتاب حاضر شده اند و به نوعي در «حيات خاموش» به سر ميبرند اما بازي سودوكوي مسئولان با آمار وجودي آنها ادامه دارد؛ مثل بازي با آمار مطالعه قرآن و مفاتيح و...
| < قبلی | بعدی > |
|---|


