مارشال اروپايي در كمين ميراثدار امپراتوري
| فرهنگ و هنر |
|محمد غريب|يونان به عنوان عضوي از اتحاديه اروپاست كه با توجه به افزايش بدهيها تا 160 درصد توليد ناخالص داخلي، در سالهاي اخير با اعتراضات گسترده مردمي روبهرو شده و وجود ابنيه بيشمار تاريخي بازمانده از يونان باستان و بهرهگيري از مزاياي متعدد جذب توريست نيز نتوانسته از بدهيهاي فزاينده آن كشور به ديگر كشورها و خصوصا اتحاديه اروپا بكاهد.
اتحاديه اروپا با مشروط ساختن تسهيلات جديد خود و با ادعاي جلوگيري از فروپاشي اركان اتحاديه و فعاليت در جهت ثبات اقتصادي يونان، شرايط جديدي را در مقابل دولتمردان يونان قرار داده است؛ اما جاي سوال دارد كه ريشه تاريخي اين تصميمات كجاست و مطرحكنندگان اين قراردادها چه اهدافي را دنبال ميكنند؟
در مراحل آغازين شكلگيري جنگ سرد، ارتش سرخ شوروي سابق از سال 1944 تا 1945 ميلادي، تقريبا تمام اروپاي شرقي را فتح و اشغال كرد و به بهانه حفظ امنيت اتحاد جماهير شوروي، دولتهاي كمونيستي طرفدار مسكو را بهطور مستقيم يا غير مستقيم روي كار آورد. در مقابل اين حركت، ترومن رئيسجمهور امريكا با ادعاي حمايت از مردمان آزاده در برابر تحكم اقليتهاي مسلح، اعطاي كمكهاي چهارصد ميليون دلاري را به يونان و تركيه هدايت كرد كه اين رويكرد به دكترين ترومن معروف شد.
در ادامه ژنرال جورج مارشال وزير امور خارجه امريكا نيز طي يك سخنراني در دانشگاه هاروارد، طرح كمكهاي گسترده امريكا به اروپا را ارايه داد كه به طرح مارشال موسوم شد؛ اما جالب اينجاست كه به اذعان بيشتر كارشناسان، هدف اصلي اين كمكها، حمايت واقعي از كشورهاي ضعيف اروپايي نبود، بلكه دولتمردان ايالات متحده درصدد بودند علاوه بر مقابله با گسترش بيشتر كمونيست در اروپا،
نسبت به ايجاد ثبات اقتصادي و سياسي دلخواه خود در كشورهاي اروپايي اقدام كرده و به نوعي بازار مصرفِ پايداري را براي توليدات و محصولات امريكايي فراهم كنند. سياستهاي پشت پرده اين تفكر به قدري دقيق برنامهريزي شده بود كه كشورهاي اروپاييِ درگير بحران اقتصادي نيز در قبال سرازير شدن پانزده هزار ميليون دلارِ بعدي موضعگيري نكرده و به نوعي وامدار ايالات متحده شوند.
اين كمكهاي به ظاهر بشردوستانه تا جايي پيش رفت كه امريكا را به عنوان رهبر بلامنازع بيشتر كشورهاي غربي مطرح كرده و استقلال اين كشورها را هدف قرار داد. دنبالهروي كوركورانه و بيدليل كشورهاي غربي از سياستهاي سلطهجويانه ايالات متحده در موضعگيريهاي اين كشور در مقابل كشورهاي به ظاهر دشمن امريكا،
باعث شد تا در حل و فصل بعضي از مناقشات، وجهه جامعه ملل متحد نيز خدشهدار شده و صلاحيت شوراي امنيت و نهادهاي وابسته به آن را تا حدي زير سوال ببرد. عنادورزي و تحريمهاي نه چندان موثر عليه مخالفان سياستهاي ايالات متحده نيز مشروعيت اين سازمانهاي به ظاهر بينالمللي را بيشتر در هالهاي از ابهام فرو برد.
امروز نيز با تاملي بيشتر ميتوان دريافت كه اعطاي كمكهاي اتحاديه اروپايي به يونان، نهتنها در جهت رفع مشكلات و ثبات اقتصادي نبوده، بلكه با مشروط ساختن نحوه پرداخت تسهيلات، استقلال اقتصادي و سياسي آن كشور را زير سوال برده است؛ بهطوري كه با وجود نياز مبرم اين كشور به منافع بيشمار حاصل از ارتباط برد - برد با جمهوري اسلامي ايران، سران اين كشور در اجماع اروپايي عليه تحريم ايران شركت كردهاند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|



