تعريف درستي ازتله تئاتر نداريم
| فرهنگ و هنر |
برخي از كارگردانهاي تئاتر به اشتباه شبكههاي تلويزيوني را امكاني براي اجراي صحنهاي فرض ميكنند. تله تئاتر تركيب و تلفيق هنرمندانهاي است از دو مديوم تئاتر و تلويزيون. اينبار بازيگران در فضاي صحنه با واسطهاي به نام دوربين با مخاطبانشان ارتباط برقرار ميكنند. بنابراين يك تله تئاتر بايد به بخشي از قواعد دو رسانه تئاتر و تلويزيون وفادار باشد.
تفاوتهاي پنهان و آشكار تئاتر تلويزيوني و صحنه اي
در تلويزيون ما تاكنون تله تئاترهاي مطرح و شاخصي همچون چراغ گاز، بازپرس وارد ميشود، فيزيكدانها، همه پسران من، نكراسوف، كاليگولا، بازپرس، قطار ارواح و... ساخته و پخش شده است. در اين كارها كارگردانها و بازيگران شناخته شدهاي همچون حميد سمندريان، بهزاد فراهاني، محمد رحمانيان، جميله شيخي، مهتاب نصيرپور، هما روستا، علي عمراني، فرهاد آييش و اكبر زنجانپور حضور داشتهاند.
با آنكه سالها از پيدايش اين قالب نمايشي در كشور ما ميگذرد، اما هنوز خيلي از كارگردانها و منتقدان به تعريف درستي از تله تئاتر نرسيدهاند. فرهاد عمادزاده در مقالهاي علمي، پژوهشي با عنوان «ساختار تئاتر تلويزيوني» كه در فصلنامه انديشه رسانه به چاپ رسيده به تشريح جزئيات اين قالب پرداخته و مينويسد:
با توجه به آنكه فرآيند ارتباط در تئاتر صحنهاي و رسانه تلويزيون ضمن داشتن برخي اشتراكات داراي تفاوتهاي بنيادين هستند بايد نمايشنامه و نمايش صحنهاي ضمن حفظ اصالتهاي دراماتيك خود جهت توليد به صورت يك برنامه نمايشي تلويزيوني، با شرايط و امكانات اين رسانه منطبق گردند.
او تفاوتهاي بنيادين در نظام ارتباطي تئاتر صحنهاي، تلويزيون و سينما را اينگونه تعريف كرده است:
1- ارتباطات در تئاتر صحنهاي، بيواسطه وسيله ارتباطي و به وسيله كنش و واكنش رو در روي اجراكنندگان وتماشاگران انجام ميپذيرد؛ اما در تلويزيون و سينما ارتباط با واسطه كه همان تكنولوژي ضبط و پخش تصاوير متحرك هستند صورت ميپذيرد.
2- ارتباط در تئاتر صحنهاي با مخاطبان اندك اما در تلويزيون و سينما – كه وسايل ارتباط جمعي هستند- ارتباط با تعداد كثيري مخاطب صورت ميپذيرد.
3- در تئاتر صحنهاي ارتباط در مكاني واحد و تنها در زمان اجرا بين مخاطبان و اجراكنندگان برقرار ميشود؛ اما ارتباطات در تلويزيون و سينما در مكانهاي متعدد و زمانهاي دلخواه صورت ميپذيرد.
4- فاصله جغرافيايي فرستنده (بازيگر) وگيرنده (مخاطب) در تئاتر صحنهاي اندك و در تلويزيون و سينما فراوان است.
5- بازخورد مخاطب در تئاتر صحنهاي در لحظه توليد و دريافت صورت ميپذيرد، اما در تلويزيون و سينما در دراز مدت.
همه عوامل فوق نشانگر آن است كه فرآيند ارتباطي سيستماتيك در تئاتر صحنهاي، سينما و تلويزيون در شرايط محيطي و زماني متفاوتي انجام ميشود. از اين رو شرايط دريافت پيام توسط مخاطبان و به تبع آن چگونگي تاثير بر مخاطب در اين سه فرآيند ارتباطي متفاوت خواهد بود.
تله تئاتر تماشاچيانش را از دست داد ولي مخاطبانش را نه رحمان سيفي آزاد مدير گروه فيلم و نمايش شبكه چهار سيما ميگويد: تله تئاتر يك قالب برنامهسازي تلويزيوني است. دوستان به غلط تفاسير گوناگوني از اين قالب دارند. آن چه كه در تلويزيون ايران رايج شده در فضاي امروز جهان به گونه ديگري است. در تلويزيون جهان براي نخستين بار تئاتر به صورت زنده در مقابل دوربينها روي صحنه رفت و دوربينها آن را بهطور مستقيم انتقال دادند.
در ايران هم ابتدا تئاترهاي ايراني به صورت زنده روي صحنه ميآمد. بعدها ديگر زنده بودن از آن گرفته شده و متون ويژه به اسم تله تئاتر ضبط ميشد. تا سال 86 اين سنت ادامه داشت. اين مدير تلويزيوني معتقد است در تبديل يك تله تئاتر به چند قسمت بايد ظرايف زيادي را در نظر گرفت. او در اين باره توضيح ميدهد:
به تله تئاتر نگاه مجموعهاي شد كه يك اشتباه بزرگ بود. اغلب تله تئاترها به دليل كمبود بودجه تبديل به مجموعه تلويزيوني شد. تئاترهايي را كه 4 ساعته بودند بدون توجه به اوج و فرود تعليقي صرفا به دليل خرد كردن زمان به تله تئاترهاي طولاني تبديل كردند. مثلا تله تئاتري كه يك قسمت 2 ساعته كشش داشت، در تعريف تلويزيوني به 7 يا 13 يا 6 قسمتي تبديل شد.
اين هم يك اشتباه ديگر بود. به دليل اينكه تئاتراغلب قصه محور نيست و تفكرو ديالوگ در آن اهميت فراوان مييابد كه تفكر را نميشود تكه پاره كرد. در اين ميان معدود تله تئاترهايي كه تنظيم تلويزيوني شده بود مثل سوء ظن فتحي به دليل تعريف درست توانست مخاطبش را درگير كند. وي با بيان اينكه در سالهاي آغازين پس از انقلاب ما اينقدر سريال نمايشي نداشتيم تاكيد ميكند: آن زمان هفتهاي يك سريال ايراني و يك كار خارجي پخش ميشد.
آن زمان تله تئاتر به عنوان يكي از برنامههاي نمايشي بيننده بيشتري داشت. چون امكان انتخاب محدود بود. با توسعه شبكههاي تلويزيوني در دوره آقاي لاريجاني كارهاي نمايشي بيشتر شد. در آن دوره تله تئاتر در معرض انتخاب مخاطبان بود و از تماشاچيان اين قالب كم شد اما مخاطبانش ثابت بودند.
بعد از ورود آقاي مهندس ضرغامي برنامههاي نمايشي تلويزيون باز هم زيادتر شد.
در همه دوراني كه سريال ايراني زياد داشتيم، تله تئاتر تماشاچيانش را از دست داد. ولي مخاطبانش را داشت. من بين تماشاچي و مخاطب فرق قائل هستم. هر كسي كه چيزي را ميبيند تماشاچي است. كسي كه هدفمند برنامهاي را ميبيند مخاطب است. مخاطب كار را دنبال ميكند و ديدن اثر جزو دغدغههايش است.
برنامههاي نمايشي براي همه تماشاگران پخش ميشود. اما مخاطب يك كار ميگويد من اين نوع سريال را دوست دارم. ما مخاطبان تله تئاتر را از دست ندادهايم.
تلويزيون ايران در سه دسته تله تئاتر توليد كرده است
سيفي آزاد تله تئاتر را در سه دسته تقسيمبندي ميكند و توضيح ميدهد كه تلويزيون ايران در هر سه دسته كار توليد كرده است. اما برخي اين سه دسته را ناديده ميگيرند و توقعشان را به يك نوع خاص از تله تئاتر محدود ميكنند. او ميگويد: در چند سال اخير يك اتفاقي در تلويزيون افتاده است. بعضيها فكر ميكنند متن تله تئاتر بايد برآمده از متن صحنه باشد.
در حالي كه يكي از انواع تله تئاتر اين است و تنها نوعش نيست. در گذشتههاي دور همه تلويزيونهاي جهان از تكنيك تئاتر استفاده ميكردند. به تدريج با پيشرفت تكنولوژي قالبها متنوع شد. الان سه جور برنامه داريم. يكي گزارش صحنه يعني همان كاري كه تا به حال كردهايم و ادامه ميدهيم. اغلب تله تئاترهاي جهان به صورت گزارش صحنه است و تماشاچي هم در برنامه حضور دارد. ما چون اين امكان را نداشتيم و صحنه هايمان محدود بوده آمدهايم تماشاچي را حذف كردهايم اما به شيوه گزارش صحنه عمل كردهايم.
در كار صحنهاي همه حواس مردم روي يك نقطه است و در يك جلسه تئاتر دلخواه مخاطب روي صحنه ميرود. ما اين اتفاق را تبديل به 10 قسمت و 20 قسمت كردهايم. يك نوع ديگر در تلويزيونهاي جهان اين است كه متن را براي اجراي تلويزيوني مينويسند. در ايران هم تله تئاترهايي چون سوءظن، تله موش، عيش و نيستي، پسران طلايي، آقاي توپاز، هويت و... مردم براي اجراي تلويزيوني نوشته و ضبط شده است. يعني از متون صحنه براي تلويزيون اقتباس شده است. اينبار دوربين به درون صحنه ميرود و ناظر بر صحنه نيست. در حالت اول دوربينها ناظرند و اتفاقات را ضبط ميكنند. ما در اين قالب چند تجربه داشتهايم.
در حالت سوم متن بر اساس قالب و قواعد تله تئاتر نوشته ميشود. بسياري از كارهاي نمايشي ما كه در آپارتمان رخ ميدهد قالبش تله تئاتري است. اما ما اسمش را سريال گذاشتهايم. اين جور كارها مخاطب عام را در نظر گرفتهاند.
مخاطب بايد آداب ديدن تئاتر را بلد باشد
اين مدير تلويزيوني درباره تغييرات جديد در ساخت و پخش تله تئاتر ميگويد: در دوره جديد شبكه 4 فضاي بيشتري به تله تئاتر داد. يعني اگر يك كار 90 دقيقه كشش داشت به آن زمان داد. اگر ديديم متني با جدول پخش هماهنگ نيست آن را چند قسمتي كرديم. اما با اين شرط كه تنظيم تلويزيوني بشود. يعني دوربين را به داخل صحنه برديم. در نوع سوم چند متن را براي تله تئاتر نوشتيم. مثل پرواز از فراز تير چراغ برق يا سكوت و... اينها متنهاي ايراني هستند.
او ادامه ميدهد: اشكال اساسي اين است كه هنوز شكل سنتي اول مد نظر دوستان است. چون ظرفيت اجراي صحنهاي محدود است و همه مدعياند كه تله تئاتر بايد آن حالت باشد. بنابراين برخي از كارگردانهاي تئاتر شبكههاي تلويزيوني را امكان اجراي صحنهاي فرض ميكنند. يك گروه صحنهاي كه جايي اجرا نداشته انتظار دارد بيايد در تلويزيون اجرا كنند.
اگر تله تئاتر بر اساس گزارش صحنهاي اجرا شده باشد چون متن صحنهاي داستان پرداز نيست و تفكر محور است مخاطب بايد پرورش يافته باشد و آداب ديدن تئاتر را بلد باشد. كسي هم كه نقد تله تئاتر مينويسد بايد تئاتر را بشناسد. در آثار چند قسمتي ما بايد اوج و فرودها و تعليقهاي دراماتيك را لحاظ كنيم و براي همين بايد تنظيم تلويزيوني انجام بدهيم. در تله تئاتر خيلي اوقات رويداد به معناي قصه گويي نداريم. تئاترها لزوما داستان محور نيستند. تماشاگر سريال حوصله پيچيدگي ندارد و عادت دارد يك قصه را خطي دنبال كند. اين تماشاگر فكر ميكند در تله تئاتر يك عده فقط دارند حرف ميزنند.
تئاتر راه تبادل فكري با جماعت مرجع است
از سيفي آزاد ميپرسيم برخي ميگويند آيا ارزش دارد براي مخاطب تله تئاتر هزينه كنيم؟ او پاسخ ميدهد:جواب من اين است كه بهشدت لازم است. يكي از راههاي تبادل فكري با جماعت مرجع، تئاتر است. افراد تحصيل كرده آدمهاي مرجع و اثرگذارند. اگر ما نتوانيم با آنها گفتوگوي فرهنگي داشته باشيم نيازهاي اطلاعاتي شان را از خارج كشور تامين ميكنند. قرار نيست همه تلويزيون به سطح بيايد. سخنراني فلان فيلسوف يك درصد بيننده دارد.
ولي اين يك درصد خيلي مهم است. اين مدير تلويزيوني ادامه ميدهد: قرار نيست يك برنامه با تمام مردم ايران ارتباط بگيرد. يك برنامه سياسي شايد براي مديران كلان پخش بشود. ما 70 ميليون تماشاچي داريم. اما هر برنامه مخاطبان خودش را دارد. اينها را نبايد در كنار هم تحليل كنيم. شايد مردم فيلمهاي عاشقانه را دوست داشته باشند.
ما نميتوانيم فقط فيلمهايي از اين جنس بسازيم. در ايران امكان اجراي صحنهاي فراهم نشده است. بعد ادعا ميكنند كه تماشاچي كم است. ما كلا 10 تا سالن داريم كه تماشاچياش 10 هزار نفر هم نيست. در همه جاي دنيا تئاتر كلاسيك و دانشجويي و عاميانه داريم. اما اين جا هيچ كدامش را نداريم. تنوعش ايجاد نشده است.
بعضيها به اشتباه ميگويند چرا بايد براي تله تئاتر هزينه كنيم. جواب من اين است كه چون در اين حوزه مخاطب مرجع داريم. مخاطبان تئاتر مخاطبان فرهيخته هستند. اگر امكان گفتوگو با آنها را قطع كنيم خيلي غلط است. ميگويند تماشاچي برنامه 90 زياد است. ولي تماشاچي يك سخنراني كم است.
اين قياس اشتباه است. مخاطب سخنراني يك ذائقه خاص دارد. مخاطب 90 هم يك ذائقه خاص دارد. 90 درصد از مخاطبان فوتبال 90 را ميبينند و 90 درصد از مخاطبان بحثهاي فلسفي يك سخنراني را ميبينند. پس نبايد اين دو تا را با هم با روشهاي غلط مقايسه كرد. همه تلويزيونهاي جهان باب گفتوگو را در حوزههاي مختلف با مخاطبان خاص و عامشان باز نگه ميدارند.
تهيهكننده دوست دارد تله تئاتر 5 قسمتي بسازد
سيفي آزاد با بيان اينكه قالب تلويزيوني تله تئاتر اصيلترين قالب برنامهسازي است تاكيد ميكند: با اين قالب ميشود برنامههاي كودك خوب ساخت. ميشود برنامههاي خوب براي جوانان ساخت. ميشود براي تماشاچي عام از اين قالب استفاده كرد. اما همه اينها بايد درست و حساب شده باشد. تهيهكننده از زاويه ديد خودش نظر ميدهد. او دوست دارد كارش 5 قسمت بشود. نميشود آداب همهچيز را فراموش كنيم.
از او درباره اولويتهاي متن ايراني و خارجي ميپرسيم. سيفي آزاد اينگونه پاسخ ميدهد: تماشاچيان تمايلشان به متن ايراني است. مخاطبان تله تئاتر تمايل دارند هم اجراي متن ايراني را ببينند و هم خارجي. متون خارجي صرفا مروج فرهنگ غربي نيستند. اينها گاهي بحثهاي ريشهاي تفكر انساني را مطرح ميكنند.
جامعه ما پر از انديشمند است. اگر نمايشي راجع به ترديد بسازيم و متنش خارجي باشد حتما مخاطب دارد. تماشاچي با مخاطب فرق دارد. ما داريم همهچيز را به سطح ميآوريم. اين اشتباه عواقب فرهنگي بدي در پي دارد. رسانه ملي بايد براي همه مخاطبانش خوراك داشته باشد و همه طيفها را در نظر بگيرد.
در تئاتر صحنهاي اغراق بيشتر است
در مقاله ساختار تئاتر تلويزيوني نويسنده ساختار اجرايي ميزانسن در تلويزيون و سينما را با تئاتر صحنهاي مقايسه كرده و نوشته است: براي ايجاد شدت در كنشها و واكنشها و خلق كشمكش، اگر در تئاتر صحنهاي كارگردان از ابزار بازيگر و حركات تشديد شده او استفاده ميكند، بنا بر طبيعت رسانههاي تصاوير متحرك كارگردان آثار نمايشي تلويزيوني و سينمايي براي دستيابي به كشمكش شدت يافته يا تضعيف شده
از تغيير در نماها و زمانبندي بين آنها و ايجاد حركات نمايشي به واسطه اين عامل استفاده ميكند كه البته در كنار آن بايستي بازيگران نيز در كنشهاي خود شدت يا ضعف نشان دهند، ولي اين شدت يا ضعف بخشي به كنش نمايشي، هرگز به اندازه اغراقها در تئاتر صحنهاي كه وابسته به طبيعت آن است، نيست.
در رسانه تلويزيون مخاطب چه واقعيت چه وراي آن را باور ميكند و تابع آن است. در حالي كه در تئاتر صحنهاي تماشاگر با تصور خود (واقعيت) صحنه را در ذهن كامل كرده و بازسازي ميكند. مخاطب در واقع گرايانهترين اجراهاي تئاتري نيز همواره آگاه است كه در حال ديدن يك اجراي تئاتري است و با زبان قراردادها با صحنه ارتباط برقرار ميكند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




