تلويزيون، تعريفي دروغين از بازيگري به مردم ارائه ميدهد
| فرهنگ و هنر |
سيامك صفري ستاره بازيگري تئاتر ايران است، چرا كه حضور او در هر نمايشي ميتواند ضامن استقبال تماشاگران باشد. مثل او كم هستند؛ بازيگران موفق تئاتر كه به سينما و تلويزيون نرفته و عرصه هنرهاي نمايشي را ترك نكردهاند. هنرمندي كه دو دهه است بر صحنه تئاتر ميدرخشد، كارگردانان زيادي به دنبالش هستند، وقتش پر است و حضورش در هر نمايشي، استقبال تماشاگران را تضمين ميكند.
بهگزارش خبرآنلاين سيامك صفري، تنها بازيگر تئاتر كشور است كه بسياري تنها براي ديدن او به تالار ميآيند و پاي نمايش مينشينند؛ هنرمندي كه در بسياري از كارها، نامش بيش از كارگردان در ياد علاقهمندان ميماند. از خوششانسي تئاتر، سينما و تلويزيون ايران در تمام اين سالها نتوانست نقش و قالب مناسبي براي او بيافريند و جذبش سازد.
چند تجربه اندك تصويري صفري، نتوانستند او را به چهره فيلم يا سريال تبديل كنند و براي همين اين بازيگر بر صحنه نمايش پركار ماند و ستاره اين هنر شد. «آقاي اشميت كيه»، «جن گير»، «عشق و عاليجناب»، «رمولوس كبير»، «شكار روباه»، «هتل پلازا»، «اهل قبور»، «آنتيگونه در نيويورك»، «در مصر برف نميبارد»، «مكبث»، «عروسي خون» و «شبهاي آوينيون» تنها گوشهاي از كارنامه پربار او در عرصه تئاتر است.
«گزارش يك جشن»، «ماهيها عاشق ميشوند»، «اشكان و انگشتر متبرك»، «مختارنامه»، «گاوصندوق» و «خسيس» نيز تنها تجربههاي سيامك صفري در عرصه سينما و تلويزيون هستند.
سال پركاري را پشتسر گذاشتهايد. اينكه در تمام طول سال روي صحنه باشيد و حتي همزمان در دو نمايش بازي كنيد، شما را خسته و فرسوده نميكند؟
مگر ميشود خسته نشوم. با اين فشار كاري، آدم يههو ميافتد.
خب پس چرا اينقدر كار ميكنيد؟
اين سئوال را با يك پرسش پاسخ ميدهم؛ خود شما زيادتر از معمول كار نميكنيد؟ اين مبتلابه همه ماست. اما خب در بعضي از مشاغل مثل بازيگري، فشار بيشتري به فرد وارد ميشود. ما يك اجباري و فشاري داريم كه بيش از اندازه از خودمان كار ميكشيم و براي همين زود هم فرسوده ميشويم. با چهرهاي متفاوت در نقش آغا محمد خان قاجار«شكار روباه» با كارگرداني علي رفيعي(1387) نمايشي تراژيك بود.
در عرصه بازيگري تئاتر، يك معيار و استاندارد كاري وجود ندارد؟
چرا دارد. براي مثال در فرانسه، بازيگر 45 شب روي صحنه ميرود و در طول سال اگر ديگر بازي نكند، حقوق كاملش را از بيمه ميگيرد. در بسياري از كشورها، حمايت از هنرمند وجود دارد كه متاسفانه اينجا ازش خبري نيست.
يك بازيگر تئاتر، دو يا سه ماه بايد تمرين كند و 30 تا 50 شب روي صحنه بازي كند. با اين حساب شما در طول سال ممكن است حتي همزمان در حال بازي و تمرين در سه نمايش باشيد كه وقتتان را از صبح تا شب پر ميكند. درست است؟
بله بسيار پيش ميآيد. اما در بين مردمي كه تئاتر رو نيستند و با اين هنر آشنايي ندارند، كمتر كسي با سختيهاي بازيگري آشناست. اين بر ميگرددبه اينكه شغل بازيگري به درستي در ايران فهميده نشده است.
چرا نشده؟
فكر ميكنم چون سينما و البته بيشتر تلويزيون كشور ما معيار بازيگري را پايين آوردهاند. هر كسي بهراحتي بازيگر ميشود و چه بسا به معروفيت و شهرت نيز برسد. مردم با ديدن بازيگران سريالهاي تلويزيوني فكر ميكنند كه بازيگر شدن در همه عرصهها همين قدر ساده و سهل است و نياز به توان و هنر چنداني هم ندارد.
در واقع تلويزيون، تعريفي دروغين از بازيگري را به مردم ارايه كرده است. در مقابل تلويزيون، بازيگري در تئاتر سخت و ترسناك است و نميتوان بهراحتي در آن موفق شد. با اين حال چون مخاطب نمايش كم است، مردم كمتر با معناي واقعي بازيگري آشنا ميشوند.
بازيگري تئاتر را در ذات خود سخت ميدانيد، به گفته شما مورد حمايت مسئولان هم قرار نميگيرد و حتي از نظر سطح هنري هم آن را ارضاءكننده نمييابيد. با اين احوال چگونه هنوز در اين عرصه اينقدر فعال هستيد؟
بازيگر تئاتر زماني كه از نظر مالي تامين و از نظر هنري راضي باشد، ميتواند كارش را با اميد و نشاط پيش ببرد كه براي من اينطور نيست. من بازي در تئاتر را براي خودم به يك عادت تبديل كردهام و ديگر هيجان آنچناني برايم ندارد.
چرا شما كه يكي از موفقترين چهرههاي تئاتري هستيد، به اين نقطه رسيدهايد؟
چون شرايط را براي تئاتر سخت كردهاند. جمعيت تئاتر آنقدر بزرگ نيست كه نتوان مشكلات آن را حل كرد. واقعاً نميدانم چرا اين وضع را به وجود آوردهاند. براي مثال سه ماه در يك كار تمرين ميكنيم و آن وقت تازه ميگويند شرايط اجراي عمومي آن نمايش آماده نيست. يعني وقت و هنر ما اينقدر در نزد آقايان بيارزش است؟ اين شرايط متاسفانه به هيچوجه براي يك بازيگر تئاتر دلگرمكننده و نشاطبخش نيست.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




