در مذهب هنرها نهفته است و در سیاست بی هنری ها
| فرهنگ و هنر |
«سال 90» عنوان نمايشگاهي است كه از پنجم اسفند 1390 در گالري دريابيگي تهران با موضوعات متنوع اجتماعي و فلسفي و در فضايي رئال و انتزايي در حال برگزاري است. سوسن مدبري هنرمند نقاش با برپايي اين نمايشگاه با استفاده از تكنيك رنگ و روغن و با نگاهي اكسپرسيونيستي احساسات فردي خود را با دست مايه قرار دادن نمادهاي اجتماعي و بعضاً مذهبي به روي بوم نقاشي منعكس كرده است.
| شادي كابياني|
گفتوگوي«ملت ما» با سوسن مدبري به بهانه برگزاري نمايشگاه نقاشي«90»
زندگي راهي است كه بايد ادامه پيدا كند
استفاده از فرمهاي اسليمي در برخي از آثار ارايه شده در اين نمايشگاه و همچنين عصيانگري انسان در مواجهه با برخي موضوعات اجتماعي از ديگر دغدغههاي مدبري در خلق اين آثار بوده است. وي داراي ديپلم صحنهسازي تئاتر از كالج ايالتي كانزاس امريكا و فارغالتحصيل رشته معماري داخلي است كه دوره آموزش طراحي و نقاشي را زيرنظر «محمود جواديپور» پشت سر گذاشته است.
آثار اين هنرمند تاكنون در نمايشگاههاي متعددي شركت داده شدهاند از جمله نمايشگاههاي گروهي در ايالات متحده امريكا 1973 – 1969، دو سالانه نمايشگاه بينالمللي تهران 1372 و چند نمايشگاه انفرادي ديگر. گفتوگوي «ملت ما» با او از نظرتان ميگذرد:
بهمدت يك هفته در گالري دريابيگي نمايشگاهي از آثار شما به نمايش گذاشته شدچه تعداد اثر در اين نمايشگاه شركت داده بوديد؟
بيش از 29 اثر بود و بيشتر آنها سوررئاليسم و متنوع بود. آبستره، اكسپرسيونيست بود؛ ولي بيشتر آثار در مكتب اكسپرسيونيست بود. بهطور كلي از مكتبهاي فلسفي در اين نمايشگاه استفاده شده بود.
چرا عنوان اين نمايشگاه را سال90 گذاشتيد؟
عنوان نمايشگاه من 90 است، نه سال 90. البته در اين نمايشگاه سال 90 را هم در نظر گرفتهام و در نظر دارم نمايشگاههاي بعديام را با عنوان 91 و 92 برگزار كنم.
آيا با توجه به مبدا سال نام نمايشگاههاي خود را انتخاب ميكنيد؟
چون اين نمايشگاه در سال 90 برگزار شد، 90 را در آن مستتر كردم.
آيا نمايشگاه 90، فعاليتها و آثار جديد شما بود؟
بله، اين نمايشگاه از فعاليتهاي اخيرم بود. فعاليتهاي پيشين خودم را در اين نمايشگاه عرضه نكرده بودم؛ چون بيشتر آثارم در نمايشگاههاي خصوصي به نمايش و به فروش گذاشته ميشد در نتيجه كاري از فعاليتهاي پيشين نداشتم كه در اين مجموعه به نمايش بگذارم. ولي نمايشگاه 90 مجموعه فعاليتهاي من از 88 تا سال 90 بود.
چرا فعاليت در فضاي انتزاعي را انتخاب كرديد و كاركردن در اين فضا را به فضاي رئال ترجيح داديد؟
من دوست ندارم در فضاي رئال كار كنم. ولي در مجموعهام دو پرتره داشتم و آن را فقط به صورت رئال كار كردم و با نمايش اين دو اثر سعي كردم پايه طراحي را نشان بدهم. اگر به ديدن نمايشگاههاي مختلف رفته باشيد؛
وقتي وارد اين نمايشگاهها ميشويد، فقط با تلي از رنگ مواجه ميشويد كه هيچ طراحي در آن ديده نميشود؛ نام اين نمايشگاهها را هم «آبستره» ميگذارند. من فكر كردم كه بينندهها با آثار طراحي هنرمند هم بايد آشنايي پيدا كنند. چرا كه معتقدم طراحي قوت كار است. ولي اصولا گرايش به كارهاي آبستره و سوررئاليست دارم.
چرا بر فعاليت در اين فضا تاكيد داريد؟
كار رئال از نظر شخص من، با عكس و فيلمبرداري تفاوتي ندارد. در رئال، شما مقصودي را همانطور كه هست، نشان ميدهيد ولي كار انتزاعي كاري است كه شما بيشتر در آن ميتوانيد حرف بزنيد و در مجموع شاهد شكل خاصي از هر چيزي نيست و باز هم در كار منظور شما و هنرمند را ميرساند. من درسبك انتزاعي بيشتر ميتوانم حرف بزنم و اصولا انتزاع فاقد هر گونه رابطه است با واقعيت عيني.
در نقاشي هایتان چه ميخواهيد بگوييد؟
شايد خندهدار باشد ولي من ميخواهم در نقاشيهايم همهچيز را بگويم. ولي درحال حاضر نميتوانم بگويم كه چيزي را مد نظر دارم. شايد شما انگشت بر يكي از آثارم بگذاريد و بگوييد كه منظور شما در اين اثر چه بوده است. من هميشه از همهچيز تاثير ميپذيرم. مسائل مختلف اعم از مسائل اجتماعي، رابطههاي انساني و... بر من تاثير ميگذارد و من اين اثرات را آن طور كه خودم ميبينم بيان ميكنم.
پس دغدغه داريد؟
بله
چرا دغدغههایتان در مسائل اجتماعي و مذهبي متبلور شده است؟
من بيشتر از نمادهاي مذهبي استفاده كردهام. نمادهايي كه با آنها بزرگ شدهام و آنها را دوست دارم. از حركت اين نمادها و طراحي اين نمادها لذت ميبرم و آنطور كه در خيال خودم بوده آنها را پرورش ميدهم.
با توجه به نكاتي كه مطرح كرديد فكر ميكنيد رابطه بين هنر با مذهب و سياست چگونه ميتواند باشد؟
رابطه هنر با مذهب بسيار تنگاتنگ است و نميتوانند از هم جدا باشند. در مذهب بسيار هنرها نهفته است و در سياست هم بسياري بيهنريها ميبينيد، همه اين مسائل را ميتوان روي بوم نقاشي نشان داد.
چرا رنگ و روغن را براي نشان دادن فضاي انتزاعي و دغدغه هایتان انتخاب كرديد؟
من رنگ را دوست دارم و با آن زندگي ميكنم. رنگ روغن براي من بسيار جذابيت دارد. بوي «تربانتين» براي من كه با آن بزرگ شدهام بسيار لذتبخش است. مخاطبين و دوستان نزديك وقتي به كارگاه نقاشي من ميآيند و اين بو را استشمام ميكنند؛ از اين بو ناراحت ميشوند، ولي وقتي من وارد جايي ميشوم و اين بو را استشمام ميكنم بسيار لذت ميبرم.
پس «تربانتين» براي شما حس نوستالژي ميآورد؟
بله. من تمام زندگيم با رنگ سرو كار داشتم.
بسياري هم هستند كه وقتي آب بر خاك ميخورد؛ بویي كه از آن بلند ميشود را دوست دارند و براي آنها تداعيكننده دوران كودكي است ولي براي شما بوي «تربانتين» تداعيكننده دوران كودكي است؟
بله. ولي اگر شما سياه قلم و... را با رنگ مقايسه كنيد، رنگ در مقايسه با آن جذابيت خاصي دارد. رنگ شادابي خاصي به انسان ميدهد. شادابي و زيبايي نياز بشر است.
اين مسئله همانند فيلم رنگي و سياه است. كه فيلم رنگي جذابيت بيشتري در مقابل سياه و سفيد دارد. ولي در عكاسي، بسياري از عكاسان مطرح تمايل به عكاسي سياه و سفيد دارند چراكه معتقدند با آن ميتوان كنجكاوي مخاطب را بر انگيخت و آن را وادار به فكر كردن كرد.
من در رنگ هم بسياري از تخيلاتم را به كار ميگيرم. يكي از دلايلي كه كار رئال را دوست ندارم به دليل اين است كه در كار رئال زياد فكر نيست ولي در كار انتزاع فكر ميبيند. يك تابلو براي من صرفا تابلو نيست. تابلويي كه به عنوان نمونه سيب و گلابي را به شكل زيبايي كشيده باشند. من دوست دارم وقتي يك سيب و يك گلابي را ميبينم تا حدودي به من فرصت فكر كردن بدهد. در آن چيزهايي را جستوجو كنم.
شما ميخواهيد مخاطبين خود را تا مدتها درگير كنيد؟
هميشه اين حس را داشته و دارم.
پس از حضور مخاطبين گذري در نمايشگاهتان لذت نميبريد؟
به هيچ عنوان آن را دوست ندارم و هميشه كارهايم را در مكاني كه مخاطبين معمولي داشته باشد نمايش نميدهم. از نشان دادن آثارم به مخاطبين معمولي لذتي نميبرم. من دلم ميخواهد از آثارم كسي ديدن كند كه فكر ميكند، از من يا خودش سوال ميكند.
نگاه شما به زندگي از ديد يك هنرمند چگونه است؟
زندگي راهي است كه بايد آن را پشت سر گذاشت. من معتقدم با يد اين راه را به بهترين نحو پشت سر گذاشت؛ بهطوري كه كمترين آزار روحي را متوجه شد.
خانم مدبري شما در صحبت هايتان گفتيد از همهچيز تاثير ميپذيرید. آيا تا به حال شده است با خواندن يك كتاب يا يك مطلب سوژهاي براي طراحي به ذهتان رسيده باشد؟
من چون اهل مطالعه و كتاب هستم؛ از اين موضوع هم تاثير ميپذيرم. شايد يك مطلب از كتاب را بارها و بارها براي خودم خوانده ام؛ تا كامل آن را حس، درك و تجسم كنم؛ گاهي اين تجسم را روي بوم ميآورم.
برنامه آيندهتان چيست؟
اميدوارم چند اثر از آثار خودم را در ارديبشهت ماه در نمايشگاه گروهي به نمايش بگذارم.
اقتصاد هنر و فروش رساندن آثار هنري را در سالهاي اخير در ايران چه طور ميبينيد اين سوال را از اين منظر پرسيدم چرا كه شما در سابقه فعاليت خود، حضور در چندين نمايشگاه خارجي را داشتهايد؟
در ايران متاسفانه، اقتصاد هنر خوب نيست. درك هنر در ايران وجود ندارد. در ايران هنوز نقاشي را به عنوان يك هنر تزئيني ميبينند، هنري كه ديوار خانهها را رنگآميزي كند، تابلويي كه با قسمتي از طراحي خانه هم خواني داشته باشد. از نظر من نقاشي هنرهاي تزئيني نيست. نقاشي انديشه است و چون هنوز جمعيت زيادي از مردم ايران نتوانسته است آثار آبستره و انتزاع را بشناسند وبراي شناخت آن مطالعه داشته باشند؛ نقاشي براي آنها بياعتنا است و زياد هم خريدار ندارند.
تمامي اين دلايل كه مطرح كرديد از جمله دلايلي است كه هنرمندان مطرح كشور ما حاضر هستند آثار خود را درحراجيهاي نزديك به كشورمان به فروش برسانند تا در كشور خودمان بله، اين مسئلهاي است كه هنرمندان با آن روبهرو هستند و با آن زندگي ميكنند بسياري هستند كه در ايران آثار آبستره و انتزاع را نه ميشناسند و نه حتي راجع به آن فكر می كنند و حتي به خود فرصت فكر كردن نميدهند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




