حوزه هنري، فرافكني مشكلات يا ابراز نگراني براي سينما؟
| فرهنگ و هنر |
برخي از اين موارد عبارتند از:
1- اين رفتارهاي بدون دور انديشي و فراقانوني نقض صريح قوانين نظام جمهوري اسلامي است كه كه مسئوليت صدور مجوز نمايش عمومي آثار توليد شده درسينماي ايران را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي واگذار كرده است.
2- وقتي نهاد الگوسازي كه به لطف مسئولان ارشد نظام و به طرق مختلف ميلياردها ميليارد در اختيار دارد و به عنوان نمونه از سوي مجلس شوراي اسلامي براي تهيه آثار فاخر مبتني بر ارزشها چند ميليارد تومان دريافت كرده است، در طول سال 90 اثري براي نمايش تهيه و توليد نكند و وظيفه ذاتياش كه ساخت آثار الگو است انجام ندهد و با وجود امكانات فراوان موجود در سراسر كشور و نيز با دارا بودن ابزارهاي فني و تكنيكي بسيار مديريت لازم براي تهيه حتي يك اثر را نداشته باشد و نتيجه يك سال عملكرد آنها فقط سرمايهگذاري در يك فيلم، آن هم با مشاركت يك ارگان ديگر، باشد، آيا انصاف است كه اينچنين مجموعهاي، با اين پرونده كاري، خود را در محل قاضي بنشاند و به صورت مطلق، حداقلها را نيز از كساني كه توانستهاند فيلم بسازند دريغ كند؟
3- وقتي نهادي كه از سوي نظام مسئول الگوسازي در هنر و بهويژه سينماست، مصرانه انواع و اقسام جشنوارهها را طبق جدول و... برگزار ميكند و به هر دليل از مهمترين مسئوليت خود كه توليد فيلمهاي سينمايي فاخر است غفلت ميكند، چه توقعي از ديگران دارد؟
4- اين شيوه مواجهه با آثار سينمايي در حالي است كه مدتهاست در برخي سينماهاي متعلق به حوزه هنري، مبتذلترين نمايشها به مردم عرضه ميشود و با اين حال كوچكترين واكنش مناسبي به اين نقض صريح قوانين مربوط به نمايشهاي روي صحنه و نيز مغايرتهاي غير قابل كتمان با مجوزهاي صادر شده توسط اداره كل هنرهاي نمايشي وزارت ارشاد، از سوي مسئولان حوزه هنري اتفاق نيفتاده است. در واقع حتي اگر نگراني مسئولان حوزه هنري براي از بين رفتن ارزشها و شيوع مفاهيم ضدخانواده در توليدات سينمايي درست باشد بايد توجه ايشان را به اتفاقاتي كه در برخي از سالنهاي سينماهاي تحت نظر اين نهاد ميافتد جلب كرد، تا اكنون كه با آنچه رخ داده ميخواهند خود را كاسه داغتر از آش نشان بدهند و وانمود كنند، اوضاع را در داخل مراكز تحت نظرشان اصلاح كنند.
به عنوان مصداق، سالن سينماي واقع در غرب تهران، به جاي جريانسازي براي گرايش مردم به سينما و ديدن فيلمهايي همچون سيب و سلما، از ساختههاي حوزه هنري(در پايينترين رده فروش قرار دارد)، نمايشي به روي صحنه ميرود كه طي دو ساعت دهها ترانه مبتذل از خوانندگان لوس انجلسي توسط بازيگران خوانده ميشود، نه اشتباه نخواندهايد، ترانههاي مبتذل به كرات در اين نمايش خوانده ميشود. علاوه بر اين ابتذال، در اغلب لحظات نمايش زشتترين تعابير و زنندهترين اصطلاحات بيان ميشود؛ بهطوري كه اغلب كساني كه به همراه خانوادههايشان و از سر ناچاري و نبود امكانات سرگرمكننده ديگر درآن منطقه از غرب تهران به ديدن اين نمايش رفتهاند از شدت ناراحتي سالن را به نشانه اعتراض ترك كردهاند.
تعجب برانگيز اينكه رئيس حوزه هنري مدتي پيش اعلام كرده كه«شايد دوستان در وزارت ارشاد در برخورد با ورود مسائل غيراخلاقي در سينما معذوريت داشته باشند. شايد هم برنامه درازمدتي براي مقابله با آن وجود داشته باشد اما در حوزه هنري ما چنين عذرهايي نداريم.» او همچنين مدعي شده كه «... اجازه نداريم امكاناتمان را در خدمت تفكراتي قرار دهيم كه اخلاق اسلامي و نجابت خانوادهها را تخريب ميكنند...»
با اين مصداق، كه به مثابه مشت نمونه خروار است، در مجموعهاي كه متعلق به نهاد انقلابي الگوسازاست، مبتذلترين نمايشها و سخيفترين نوع نگاه به خانوادهها نمايش داده ميشود بنابراين بايد هر چه سريعتر«يه سوزن به خودشون بزنن و بعد يه جوالدوز به مردم» و براي روندي كه منجر به عرضه اين نوع آثار ميشود چارهاي بينديشند. بنابراين موارد، كه به مثابه مشت نمونه خروار است، قبل از مواجهه با دستاندركاران سينما، كه ناچارند براي نمايش عمومي آثارشان به سالنهاي سينماهاي در اختيار حوزه هنري چشم اميد داشته باشند، بايد به مواردي كه در درون آن مجموعه وجود دارد و خيلي بيش از اين 15 فيلم به سينماي ايران آسيب ميرسانند توجه كنند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





