سنت شکنی دوستانه
| فرهنگ و هنر |
آنجا كه طنز را هم ميشود نگاه كرد و ديد و هم خواند و فهميد. كاريكات + كلمات، يك طرح آوري جوانانه براي طنز ترسيمي است. آدمهاي با سواد هم در لحظه هايي احتياج دارند كه خود را با آسودگي و بدون ادب و تشريفات مرسوم، بيان كنند. در ميهماني شركت كنند و هم لباس تابستانه بپوشند و تي شرت، به تن كنند. خودماني باشند و شوخي كنند ولي اما، چون آدمهاي باسواد هستند، نميخواهند كه رفتار و كردار ايشان، عوامانه به نظر بيايد و احساس شود. اين جاست كه حس جوانانه، دوست دارد كه به موزيك راك و رپ، نزديك شود و اما در آن سقوط نكند.
اين يك حس و حال آزاد و راحت و بيخيال است و هم يك جور روشنفكري و آبرودار و متشخص كه اين درست آن روحيه است كه نسل سوم ما، عاشق آن است. كاريكات + كلمات، يك تجربه جديد در ارتباطگيري كلمات و تصوير بود كه بتواند يك مجموعه را بسازد و يك صفحه را پر كند. اين است كه جاي آن در ماهنامۀ گل آقا بود كه روشنفكري و هنر كارتون را همزمان، بيشتر ميپسنديد و هم، طنز اجتماعي همراه با حس خانوادگي را و هم توام با تجربه هنري، و اما نه در چارچوب كارتون مطبوعاتي يا حتي طنز گرافيك كه خيلي تخصصيتر است، تا اينكه هم صداي مردم و هم آواز با نسل جوان باشد و حس خانواده را القا كند.
به هرحال، هنر اگر بخواهد در چارچوب قاب اسير بماند و نوعي اريستو كراسي فرهنگي را تنها براي گروه خاص، القا كند، خود را از محتواي زندگي انساني، تهي كرده است و چيزي شده است، مثل كالا پشت ويترين يك مجموعه بوتيكي صرف و دكوراتيو مطلق«كاريكات + كلمات» از اينكه به نمايش در ميآيد و در قاب هم، به شكل تابلو، به نمايش در ميآيد و درعين حال يك روزنامه است براي خواندن، نميهراسد و باك ندارد.
يك جور سنت شكني دوستانه و سرشار از شوخي و دليل آن درك اين واقعيت است كه كلمات هم، به صورت حرف نويسي ميتوانند، جزئي از تابلو باشند و مثل يك عنصر بصري(براي مثال خطنويسي يا حرفنويسي)، تصوير را در شكل كلي، كامل كنند و مفهوم را در هيأت محتوي، قوام و سامان بخشند. به هرحال، اين يك تماشاخانه طنز است كه مجبور نيست كه تامل گرا باشد و ذهن تماشاگر را خسته كند. هر جا كه تصوير مبهم است، كلمات آن را كامل ميكنند و مفهوم ميكنند.
كاريكاتور يك هنر مفهومي است و اغراق است در شكل و در فرم و هم در محتوي، اين است كه روي دو محور تصويري و هم محور نوشتاري قرار دارد. حتي يك كاريكاتور بدون شرح كه خود را يك بيان تصويري كامل ميداند داراي يك مفهوم كاملا ادبي، به معني شرح كلمات است كه به عنوان سوژه و موضوع كاريكاتور بهانه تصوير است و پشت سر آن قرار دارد و در هيأت تصوير بيان ميشود. مثل يك جوك كه به جاي كلمات با خط و نقاشي، بيان ميشود. ولي همه ميدانيم كه كاريكاتور با شرح هم وجود جدي دارد كه حتي كلمات را به تصوير اضافه ميكند تا آن را بهتر بفهماند و كاملتر.
كلمات و تصوير، هر كدام استقلال دارند. كلمهها به طنز ساخته شدهاند. كلمات يك روايت ادبي از طنز نيستند بلكه آنها، به شكل رازگونه(و يا زبان مخفي)، خيلي جاها، اندكي مخدوش و كاريكاتوريزهاند و تنها كنار هم چيده شدهاند و جملهسازي ادبي نميكنند بلكه يك كمپوزيسيون و چيدمان از كلمهها را ارايه ميكنند. و اين است كه كلمات مجموعه كامل خود را دارند.
كلمهها روايت نميكنند بلكه ساخته ميشوند و اين است كه اگر به صورت دست خط در آيند(با شيوه گرافيكي خطنويسي)، ارزشهاي بصري را منعكس ميكنند. تابلوها مثل روزنامههاي ديواري قاب شدهاند كه شما را متقاعد ميكنند كه پايگاه كاريكاتور، ژورناليسم است و اين ژورناليسم است كه طبيعت مردمي را داراست.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







