پيرزن ثروتمند در دام 2شيطان صفت
| حوادث |
گروه حوادث- 2 مرد شيطانصفت به بهانه نظافت خانه پيرزن پولدار به اقدام سياهي دست زدند. به گزارش خبرنگار «ملت ما» وقتي زن تنها به هوش آمد و خود را در شرايط بدي ديد تصور نميكرد بهخاطر فيلم سياه دزدان بايد به آنها باج بدهد. چندي پيش پيرزن پولداري با مراجعه به پليس تهران ادعاي عجيبي كرد و همه را به وحشت انداخت. پرونده اين زن وقتي با دستور بازپرس پرونده در اختيار ماموران اداره 16 پليس آگاهي تهران قرار گرفت، وي گفت:
براي نظافت خانهام از طريق آگهي روزنامه شماره مركز خدماتي را پيدا كرده و تماس گرفتم. آدرس خانهام را دادم و قرار شد 2 كارگر خدماتي به خانهام آمده و آنجا را نظافت كنند. تنها بودم كه 2 مرد جوان و خوشرو به خانهام آمدند و شروع به كار كردند. پسران سر به زيري بودند و گاهي آرام با هم حرف ميزدند كه براي من شكبرانگيز نبود. وقتي قرار شد نوشيدني بخوريم، نميدانم از غفلت من چگونه استفاده كردند چرا كه وقتي من نوشيدني را خوردم خيلي زود بيهوش شده و ديگر چيزي نفهميدم.
نميدانم چطور بيش از 6 ساعت بيهوش بودم، وقتي چشم باز كردم خيلي وحشت كردم نهتنها همه اثاثيه خانهام به هم ريخته بود بلكه خودم در شرايط بدي قرار داشتم. اصلا باورم نميشد و وحشت كرده بودم. ساعتي گريه كردم بعد به اتاقها سرك كشيدم، ديدم دار و ندارم را بردهاند اما به اندازهاي پريشان بودم كه دزديهايشان زياد برايم مهم نبود.
تلفن آنها را داشتم. ابتدا هر چه زنگ زدم كسي گوشي را بر نميداشت تا اينكه يكي از همان مردها جوابم را داد. خيلي عصباني بودم، شروع به لعن و نفرين كردم و گفتم من جاي مادر يا مادربزرگ آنها هستم و چرا چنين كارهايي انجام دادهاند. وقتي صداي خندههاي آن مرد را شنيدم كم مانده بود ديوانه شوم. خيلي خونسردانه گفت اين آخر ماجرا نيست.
پيرزن تنها گفت: تعجب كردم، آن مرد گفت از من فيلم سياه تهيه كردهاند و اگر به آنها باج ندهم آبرويم را خواهند برد. همان لحظه به ياد بچهها و بستگان و حتي نوههايم افتادم. كم مانده بود غش كنم. به التماس افتادم و پذيرفتم هر چه پول بخواهند به آنها ميدهم. وقتي به اينجا رسيد پيرزن اشك از چشمانش سرازير شد و ادامه داد: بعد از آن چندباري به 2 دزد سنگدل باج دادم اما متوجه شدم قصد ندارند آن فيلم سياه را به من پس بدهند.
يكبار وقتي فيلم را نگاه ميكردم با صداي بلند از خدا آرزوي مرگ كردم، خيلي افسرده شده بودم تا اينكه تصميم گرفتم شكايت كنم. كارآگاهان در همان ابتداي تحقيقات پي بردند اين پيرزن شماره تماس 2 مرد شيطانصفت را دارد و توانستند خيلي راحت آنها را رديابي و دستگير كنند. 2 مرد كه «رسول» و «نادر» نام دارند و 25 و 30 ساله هستند، باور نميكردند پيرزن پولدار بتواند از آنها شكايت كند. هر دو ابتدا خود را بيگناه دانستند تا اينكه با طعمهشان روبهرو شده و چارهاي جز اعتراف نديدند.
نادر در بازجوييها به افسر پرونده گفت: ما تنها قصدمان سرقت بود، در خيلي از خانهها با همين روش دزدي كردهايم اما در خانه پيرزن وقتي ديديم وي ثروتمند است وسوسه شديم باجگيري كنيم. من و رسول نقشه كشيديم و با تهيه فيلم سياه و دزدي پول، طلاها و برخي اشياي كمحجم قيمتي آنجا را ترك كرديم. ميدانستيم پيرزن تماس خواهد گرفت.
مدت زيادي طول كشيد، نگران هم شديم كه نكند پيرزن مرده باشد تا اينكه وي زنگ زد و فهميد ما فيلمي در اختيار داريم. تصميم داشتيم پس از چند بار زورگيري و اخاذي فيلمها را از بين ببريم و ديگر كاري با پيرزن نداشته باشيم. رسول نيز گفت: وسوسه شديم تا پول بيشتري به دست بياوريم و الان پشيمانيم. بنا بر اين گزارش، تحقيقات ويژه براي افشاي ديگر اقدامات سياه يا دزديهاي 2 نظافتچي شيطانصفت ادامه دارد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





