توطئه زن قرمزپوش براي ميهمانان عروسي
| حوادث |
مادر يك دختربچه 6 ساله وي را آموزش داد تا در مراسم عروسي و عزا كيف زنان شركتكننده را سرقت كند. اين زن 27 ساله كه بارها به زندان افتاده است اين روش را از هم سلولياش آموخت و پس از آزادي به اجراي توطئههايش پرداخت. چندي پيش 10 زن كه فاميل يكديگر بودند با مراجعه به پليس كلانتري تهران ادعا كردند وقتي در مراسم عروسي يكي از بستگانشان بودند كيفهاي پر از پول و طلاهايشان دزديده شده است.
يكي از زنان كه خيلي ناراحت بود به افسر پرونده گفت: «دزد از فاميل عروس است چرا كه تنها كيف فاميلهاي داماد دزديده شده و ميخواهيم دزد دستگير شود.»زن 22 ساله ديگري نيز گفت: «شك نداريم كه دزد از آشنايان داماد است. وقتي حواسمان به كيفهايمان نبود اين دزديها صورت گرفته است.»
وقتي پرونده در اختيار پايگاه پليس آگاهي قرار گرفت كارآگاهان در نخستين اقدام خواستار بازبيني فيلم عروسي شدند و يك پليس زن مامور شد تا با دقت اين فيلم را تماشا كرده و دزد را رديابي كند. در اواسط فيلم بود كه مامور زن ديد دختربچهاي با لباس عروس كه خيلي هم بانمك بود با اشاره زني قرمزپوش به سمت كيف زن ديگري رفت آن را با خونسردي برداشت و نزد او آورد و مجددا به سراغ كيف ديگري رفت.
زن قرمزپوش دزد اين كيفها بود، وقتي 10 زن مالباخته عكس اين زن را ديدند ادعا كردند كه وي از بستگان داماد است و آنان اشتباه نكرده بودند. پليس براي رديابي زن تبهكار و دخترش خانواده داماد را دعوت كرد كه آنان با ديدن فيلم و عكس ادعا كردند زن قرمزپوش را نميشناسند اما چون دخترك بانمكي داشت شنيدهاند وي از بستگان عروس است.
كارآگاهان در اين شاخه خود را با فرضيهاي مواجه ديدند كه در آن بايد به دنبال زن تبهكاري ميگشتند كه ميهمان ناخوانده بوده و با نقشه قبلي پاي در عروسي گذاشته است. بدينترتيب مشخصات چهره اين زن تحت بررسي گرفته شد و كارآگاهان با مقايسه آن در آلبوم مجرمان به چهره يك زن جيببر رسيدند كه 3 ماه است از زندان آزاد شده بود. «عسل» بارها بهخاطر سرقت در اتوبوسهاي شركت واحد دستگير شده بود و اينبار انگار روش تازهاي را كه بيدردسر بود دست و پا كرده بود.
كارآگاهان خيلي زود «عسل» را در خانهاش حوالي تهرانسر دستگير كردند و جالب اينكه دختر خردسال وي نيز نزد وي پيدا شد و ماموران در بازرسي از خانه زن تبهكار كيفهاي زنانه بسياري را ديدند. برخي از طلاهاي دزدي نيز در دستان «عسل» ديده شد وي وقتي شنيد راز دزديهايش در مراسم عروسي فاش شده است سر به زير انداخت و چارهاي جز اعتراف نديد. اين زن كه ميخواست دختر خردسالش را پليس رها كند تا نزد پدرش برود، گفت: «من اعتياد به شيشه دارم و علت آن دوستي با زنان در باشگاه بدنسازي بود، وقتي همسرم فهميد ابتدا خواست ترك كنم كه نتوانستم و خيلي زود طلاقم داد و بچه را تحت سرپرستي خودش گرفت.
از آن به بعد سراغ دزدي و جيببري رفتم و بارها به زندان افتادم تا اينكه آخرينبار هم سلوليام وقتي شنيد دخترم را از صبح پنجشنبه تا صبح جمعه ميتوانم در اختيار داشته باشم روش جديدي از دزدي را به من ياد داد. پس از آزادي دخترم را آموزش دادم و با قول اينكه هر هفته عروسكي برايش ميخرم و لباسهاي خوشگل به وي ميدهم پذيرفت به هيچكس نگويد كه هر هفته ما در عروسيها و عزاها شركت ميكنيم.
وي افزود: «بيشتر به عروسيها ميرفتم تا دخترم اذيت نشود. هميشه حواسم بود تا در عكس يا فيلم نيفتم، خيلي زود پول و طلاهاي زيادي به دست آوردم، در همان ابتداي جشن عروسي خانواده عروس يا داماد را شناسايي ميكردم و هر كدام پولدارتر به نظر ميرسيدند را مدنظر ميگرفتم سپس از دخترم ميخواستم كيف هر كسي را كه اشاره ميكنم بردارد و به من بدهد. هميشه فكر ميكرد يك بازي و رسم در عروسي است، سعي داشتم از يك سمت خانواده عروس يا داماد باشد تا به هم شك كنند.»
«عسل» در حالي كه گريه ميكرد، گفت: «شيشه زندگيام را نابود كرد ابتدا ميكشيدم لاغر شوم اما بعد معتاد شدم، بچهام و زندگيام از هم پاشيد و حالا كه تصور ميكردم با اين روش ديگر دستگير نميشوم باز بايد به زندان بيفتم.» وي افزود: «دخترم يك اتاق پر از عروسك دارد و با همين خريدهايم كاري كردهام كه من را بهترين مادر دنيا ميداند در حالي كه من بدترين هستم، وقتي ديدم در فيلم عروسي افتادهام همان روز فهميدم كه اشتباه كردهام.
در هيچ عروسياي دم به تله نميدادم اما در اين عروسي غافلگير شدم حتي از فيلمبردار خواستم مرا حذف كند چرا كه شوهرم بدبين است اما نميدانستم پليس فيلم اصلي را چك ميكند.» بنا به اين گزارش؛ دختربچه كه باز تصور ميكرد بازي ميكند با زبان كودكانه پذيرفت كه كيفها را براي مادرش ميبرد. وي تحويل پدرش شد و عسل به زندان بازگشت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





