دختران نوجوان در دام اينترنتي زن تبهكار
| حوادث |
«مگان ميير» قبل از سالروز تولد در 14 سالگي، زندگي جديدي را آغاز كرد. او به گروههاي كاتوليك پيوست، عضو تيم واليبال مدرسه شد و سعي كرد با رسيدگي به ظاهر خود، با استرس و خشم دوران نوجواني مقابله كند. او پدر و مادر خوب و مهرباني داشت كه پيوسته مراقبش بودند و سعي ميكردند رفتار او را كنترل كنند.«مگان» در سال آخر راهنمايي، مدرسه خود را عوض كرد و به يك مدرسه كاتوليك رفت. دوستان زيادي در مدرسه جديد پيدا كرده بود و در همسايگي منزل نيز چند دوست جديد پيدا كرده بود كه پيوسته با آنها رفت و آمد داشت.
| سعيده وحيدنيا |
مادر و پدرش«ران» و«تينا» هر دو از كارمندان يك دفتر مشاور املاك معروف بودند كه درآمد نسبتا خوبي داشتند. آنها با هم ازدواج كردند و يك سال بعد«مگان» به دنيا آمد. آنها روابط خوبي با همسايگان خود داشتند. بهطوري كه آخر هفتهها، همگي در حياط يكي از همسايگان دور هم جمع ميشدند و روزگاري خوش را سپري ميكردند. يكي از همسايگان آنها«دروز» نام داشت كه «مگان» با يكي از دختران اين خانواده رابطه دوستي صميمي داشت.
«مگان» يك دوست اينترنتي به نام«جاش ايوان» داشت. او يك پسر نوجوان 16 ساله بسيار زيبا بود كه با«مگان» در يكي از سايتهاي دوستيابي اينترنتي آشنا شده بود. آنها در طول روز ساعتها پاي رايانه مينشستند و با هم صحبت ميكردند. گاهي والدين«مگان» نسبت به اين موضوع حساسيت نشان ميدادند، زيرا ميترسيدند او طعمه كودك آزاران اينترنتي شود. «مگان» روز جشن تولد 16 سالگياش درگيري شديدي با«جاش» پيدا كرد.
از اينرو در روز جشن زياد خوشحال نبود.«جاش» به«مگان» گفت: درباره دوستانش حرفهاي نادرستي زده و به آنها نسبت فقر و نداري داده است. در روز مهماني«مگان» اصلاً خوشحال نبود، پاي دستگاه رايانه رفت و دوباره با«جاش» درگيري لفظي پيدا كرد. در حضور مهمانان به طبقه بالا رفت و ديگر پايين نيامد. مادرش پس از چند دقيقه نگران شد و بالا رفت. «تينا» پس از جستوجوي فراوان جسد«مگان» را در كمد اتاق خوابش پيدا كرد كه خود را با يك كمربند چرمي بهدار آويخته بود. خانواده«ميير» با اورژانس تماس گرفتند، اما ديگر دير شده بود.«مگان» مرده بود. دختر جوان به يك دليل كاملاً نامشخص خودكشي كرده بود.
«مگان» چند هفته قبل از مرگش، رابطه سردي با دختر«دروز» پيدا كرده بود و مرتباً پشت سر او حرف ميزد، حتي به مادرش گفته بود، دختر آنها دچار مشكل جنسي است و بايد نزد پزشك برود. به نظر ميرسيد كه هر دو نفر آنها عضو يك سايت اينترنتي جديد شده بودند و حساسيت جديدي بين آنها به وجود آمده بود. چندي نگذشته بود كه«مگان» متوجه شده بود«جاش» علاقه شديدي دارد كه راجع به دختر«دروز» بشنود و پيوسته از«مگان» درباره او سوالاتي ميكرد،
اما در روز حادثه وقتي باز هم«مگان» بدگويي از دختران جوان را ادامه داد،«جاش» به او گفت: دنيا بدون وجود آدمي مثل او زيباتر است و مكالمه را تمام كرد و بهخاطر همين حرف ساده، دختر جوان خود را بهدار آويخت. مدتي بعد از مرگ«مگان»، يكي از همكلاسيهاي جوان او نزد مادرش رفت و مسائلي راجع به سايت مورد نظر كه بسياري از دختران به آن علاقهمند شده بودند، عنوان كرد.
او گفت: هر روز دختران در مدرسه درباره اين سايت با هم صحبت ميكنند و دختر«دروز» هم از طرفداران اين سايت است. با اين صحبتها وي بلافاصله به مدرسه رفت و راجع به اين سايت با مشاوران مدرسه صحبت كرد. در ضمن افزود كه«مگان» نيز عضو اين سايت بوده است. مشاور مدرسه با خانواده «ميلر» تماس گرفت و آنها را در جريان قرار داد. پليس FBIهم وارد جريان شد تا عمليات اين سايت و نحوه عملكرد آنها را بررسي كند. پليس با تحقيقات فراوان متوجه شد، عامل اصلي اين سايت يك زن 45 ساله به نام«لوريدروز» است. او با استفاده از دخترش و فريب دختران، آنها را به اين سايت فرا ميخواند.
عكسهاي مبتذل و فيلمهاي مختلف از آنها ميگيرد، رابطه جنسي با آنها برقرار ميكند يا پسراني را براي فريب دختران نوجوان وارد بازي ميكند. بعد هم آنها را تهديد ميكند كه در صورتي كه موضوع را با خانوادههايشان يا پليس در ميان بگذارند، عكسها و فيلمهاي آنها را به خانوادههايشان نشان خواهد داد. دختران جوان نيز به جاي اينكه خود را از دام او نجات دهند، براي فرار از آبروريزي باج بيشتري ميدادند. وقتي اين موضوع به خانواده«ميير» اطلاع داده شد، آنها باور نميكردند.
آنها متوجه شدند كه«جاش» نيز به دستور«لوري» با«مگان» رابطه دوستي برقرار كرده بود و با فريب او عكسها و فيلمهاي مختلفي از او گرفته بود. اين نخستينباري است كه يك كودكآزار زن اينترنتي اقدام به سوءاستفاده جنسي و فريب دختران ميكند. پاي خودكشي يك دختر جوان نيز در ميان بود، تحقيقات پيرامون اين پرونده همچنان ادامه دارد و احتمال ميرود«لوري» حداقل به 20 سال زندان محكوم شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




