تبعات كودكآزاري در بزرگسالي
| حوادث |
حتي كودكاني كه از كوچكترين حقوق طبيعيشان محروم و دچار غفلت شوند خود به گونهاي به نوعي كودكآزاري گرفتار شدهاند و بايد از طريق فرهنگي اينگونه مسائل در جامعه حل شود. اگر مسائلي مثل آسيب به سلامت جسمي و رواني كودك را حذف كنيم، آن وقت است كه ميتوان روي اختلالها، عوارض و عواقب طولانيمدت كه كودك ديده است، بازسازي صورت گيرد. هرچند معمولا واكنش كودكان از ترس و انفعال و اجتناب تا حالتهاي مقابله و پرخاشگري در يكديگر متفاوت است.
اغلب اين افراد كه خود در كودكي دچار بدترين كودكآزاريهاي جنسي و... شدهاند به مرور زمان و در درازمدت تبديل به آدمي پرخاشگر و بيمار ميشوند.هرچند اين افراد نيز به نوعي دچار مشكل روحي، رواني شدهاند. از ديد روانشناسي اين حالت نوعي مكانيزم دفاعي است، فردي كه در كودكي دچار پرخاشگري و آزار و اذيت قرار گرفته است باوجوديكه خود در كودكي با عمق جان اين دردها و كارها را لمس كرده اما نهايتا به فردی پرخاشگر و تندخو تبديل ميشود كه دست به آزار و اذيت ديگران ميزند. در نهايت اينكه اين چرخه خشونت بين انسانها و نسلها تكرار ميشود.
اما بيشتر اين كودكان در بزرگسالي به افرادي ترسو، منزوي و اجتماعگريز مبدل ميشوند. آنها به هيچچيز و هيچكس اعتماد نميكنند و تبعات چنين رفتارهايي تا آخر عمر همراهشان است و همه عمرشان را با عوارض رفتارهاي كودكي سپري ميكنند. آنها اعتماد به نفس لازم را جهت انجام كاري ندارند و در نتيجه تبديل به انسانهاي منزوي و گريزان ميشوند.
* روانشناس
| < قبلی | بعدی > |
|---|





