در قتلهاي خانوادگي افراد مجري قانون ميشوند
| حوادث |
دكتر حسين آقاجاني:يكي از موضوعاتي كه درباره خانواده معمولا تاسفآور است اين است كه خبرهايي ميشنويم از زن و شوهري كه يك دوراني زندگي مشترك خود را آغاز كردهاند و به جاي اينكه آنها از هم جدا شوند به دليل ناسازگاري و علتهاي شناخته شده یا ناشناختهای که با هم دارند كه منجر به پايان زندگي آنها ميشود، به جاي این كه آنها از قانون كمك بگيرند و جدا شوند متاسفانه در گوشه و كنار جامعه اتفاق ميافتد كه زن يا مردي اقدام به كشتن يكديگر كردهاند. البته در طول سالهايي كه دانشجويان ما در درس آسيبشناسي خانواده روي اين موضوع كار كردند توانستند بخشي از علتهاي پنهان اين موضوع را مطالعه و بررسي كنند.
اما مطالعات علمي و دقيق كارشناسانه هنوز انجام نشده است. معمولا اگر ما بخواهيم علت اين موضوع(كشتن همسران به دست يكديگر) را مطالعه كنيم بايد از روشهاي اكتشافي و ريشهاي استفاده كنيم. يعني ببينيم زندگي آنها از چه تاريخي دچار نابسامانيهاي اجتماعي و خانوادگي شده است. اگر بخواهيم از دو منظر اين پديده را مطالعه كنيم يكي بعد خرد است كه مناسباتي كه بين مرد و زن وجود دارد گاهي آن عامل سوءظن نسبت به يكديگر است و گاهي بهخاطر انتقام و گاهي عوامل ديگر مثل ازدواج دوم و... به وجود ميآيد. اما بعد بعدي كلان است و مربوط به شرايطي است كه خانوادهها تاب و تحمل زندگي شهري را ندارند.
خصوصا جامعهاي كه در حال گذار است و تغييرات اجتماعي و فرهنگي در آن سريع صورت بگيرد و رسانهها توسعه يافتهتر شده باشند. در اين جامعه نياز افراد افزايش مييابد و در چرخه زندگي خانواده ميبينيم كه مسائل و مشكلات متعدد به وجود ميآيد. در اين بعد آدمها احساس تنهايي و پوچي ميكنند. يعني مثل پركاهي در هوا معلق هستند. آنها آرزوها و آرمانهايشان به هم ريخته و خانواده گستردهاي بودهاند كه راهنما داشته و به آنها كمك ميكرده است. اين افراد اگر در حاشيه شهرها زندگي كنند احساس بيپناهي و تنهايي ميكنند. مراكزي كه بتوانند به آنها خدمات مشاوره و مددكاري بدهند اندك است.
دنياي جديد، دنيايي است كه احتياج به راهنما دارد. چون جامعه پيچيده و گستردهتر شده است، نيازهاي افراد نيز افزايش پيدا كرد و افراد به تنهايي تاب و تحمل حل اين مشكلات را ندارند. بنابراين آموزش لازم را نديدند كه با مسائل و مشكلاتي كه برايشان به وجود ميآيد كنار بيايند. اعتياد، طلاق، كشمكشهاي خانوادگي و عوامل ديگر تاثير زيادي روي خانوادهها دارد. ما هنوز در جامعهمان يك مركز مطالعه آسيبشناسي خانواده نداريم كه اين نوع بحثهاي خانوادگي را مطالعه كند.
اين مطالعه باعث ميشود راهكارهاي جديدي در جهت پيشگيري از اين نوع حوادث اجتماعي پيشنهاد شود. سازمانهاي مختلفي متولي اين نوع مسائل خانوادگي هستند اما پراكنده هستند. اينها بايد زيرنظر يك مركز دانشگاهي در هر استان فعاليت كنند تا پژوهشهاي علمي صورت گيرد اين امر ميتواند در كاهش اين قتلها موثر باشد. ازدواجهاي ناصحيح، همسرگزيني نادرست، آسيبشناسي همسرگزيني، همه ميتواند موجب شود كه ما كمكم اين خانوادههاي ناسالم را مورد مطالعه قرار دهيم و بتوانيم از وقوع چنين فجايعي پيشگيري كنيم.
ناگفته نماند اعتياد يك عامل مهم است كه خانوادههاي ما را تهديد ميكند. اعتياد مردان ميتواند روي كاركرد خانواده اثر نامطلوب داشته باشد. منظور از خانواده يعني اقتصاد خانواده، روابط زناشويي خانواده، تعليم و تربيت فرزندان خانواده و... اعتياد همسر ميتواند موجب شود كه تعداد زيادي از خانمها به دليل اعتياد همسرانشان از سازمانهاي رفاه اجتماعي مثل بهزيستي و كميته امداد امام براي امرار معاششان كمك بگيرند.
بنابراين تصور بنده بر اين است كه اين پديده همسركشي يك موضوع بسيار نامطلوب مربوط به شرايط زندگي شهري و تغييرات اجتماعي و بحرانهاي اقتصادي و اختلالات رفتاري خود افراد است. اين يك موضوع وسيعي است و يك يا دو علت نميتواند عامل اصلي اينگونه قتلها باشد. به ما ياد دادهاند كه باور كنيم علت جنگ جهاني اول شليك يك گلوله به طرف يك شاهزاده اتريشي بوده است اما علتهاي پنهان ديگري نيز وجود داشته كه آتش جنگ را روشن كند. در هر بحران و مسئلهاي يكسري مسائل آشكار و يكسري عوامل پنهان وجود دارد.
خوشبختانه عوامل آشكار مطالعه شده اما عوامل پنهان مطالعه نشده است. بنده معتقدم كه بايد همه آدمها ياد بگيرند كه مشكل خود را از طريق قانون حل كنند اما در جامعه ما متاسفانه، چه عاملي ناشناخته است كه افراد جامعه كمتر از قانون كمك ميگيرند و خود مجري قانون هستند؟
* استاد آسيبشناسي خانواده
| < قبلی | بعدی > |
|---|





