تيتر يك
![]() پنجشنبه, 25 اسفند 1390 گروه سياسي- احسان تقوايي: سرانجام و بعد از حاشيههاي فراوان، رئيسجمهور محمود احمدينژاد به مجلس آمد و... ادامه مطلب...
|
گزارش
![]() پنجشنبه, 25 اسفند 1390 در طول سالي كه در روزهاي پاياني آن هستيم با نوسان و افزايش چشمگير قيمت سكه روبهرو بوديم. افزايش قيمت طلا در... ادامه مطلب... ![]() پنجشنبه, 25 اسفند 1390 هفتههاي پايان سال كه از پيادهرو عبور ميكني مدام زيرگوشت زمزمههايي ميشنوي: ترقه، نارنجك، تي ان تي، ...... ادامه مطلب... ![]() چهارشنبه, 24 اسفند 1390 شب چهارشنبهسوري هم گذشت اما قيمتي براي آجيل مصوب نشد؛ گرچه اين موضوع با توجه به گوناگوني اقلام، انواع و... ادامه مطلب... |
چهارشنبهسوري افتاد به سهشنبه!
امروز قراره در مورد محمد حسني با شما صحبت كنم و قرار نيست كه در مورد محمد حسيني صحبت كنم. چرا؟ چونكه محمد حسني و محمد حسيني با هم تفاوت دارن از زمين تا آسمون. از عرش تا فرش. از قند تا نمك، از كلنگ تا دولنگ. محمد حسني جووني است بيست و هفت هشت ساله، قد بلند و رزميكار. اما محمد حسيني وزير ارشاده و هيچ ارتباط ارگانيكي بين اين دو وجود نداره.
پس حسينرو ميذاريم كنار و ميپردازيم به حسني! محمد حسني چند روز پيش به بنده متوسل شد و به دست و پام افتاد كه اي كشكول حقيقت چه نشستهاي كه ملك و مملكت بر باد شد!بعد از اين مكنونات قلبي از محمد پرسيدم چرا ملك و مملكت بر باد شد؟ محمد گفت چون سبك«كيك بوكسينگ» فدراسيون نداره. گفتم خب نداشته باشه، مگه چي ميشه؟ مثلا بازي قايم باشك كه فدراسيون نداره طوري شده؟
محمد گفت بهزاد جان، دوست خوب من، قربون شكلت برم، خوشتيپ، باكلاس، تحصيلكرده، جذاب، خوشتيپ]اينو خودش دوبار گفت، اشتباه ويراستار نيست![ باسواد! باشعور، مردمي، خوشصدا، خوشسيما،...]شك دارم كه اينهارو اون به من گفت يا اينكه دچار خودتوهمي شدم![ خلاصه، لب كلام محمد اين بود كه كيك بوكسينگ و سبك K1 استايل،
از مشكلات زيادي رنج ميبره از جمله شيوه بد برگزاري مسابقات، نداشتن فدراسيون مستقل، بينظمي در برگزاري مسابقات نداشتن محل تمرين مناسب، نداشتن حمايت دولتي و بيتوجهي به قهرمانان و مربيان]احتمالا منظورش خودش بود[ كه همه اينها باعث شده تا اين رشته جذاب ورزشي اونطور كه بايد و شايد نتونسته پيشرفت كنه. اين كل حرف محمد بود. اما براي یقين ماجرا مجبور شدم دوتا سئوال از محمد بپرسم.
اول اينكه اينها چه ربطي داره به رو هوا رفتن مملكت و دوم اينكه چه ربطي داره به من؟! محمد هم در جواب به شكل دندانشكنانهاي گفت اولا كه اين فضوليها به شما نيومده كه بخواي تو كار مملكت دخالت كني.دوما هم بهخاطر تاثير بسيار عميقي كه ستون كشكول در جهتگيري مناسبات اجتماعي كشور داره، به عنوان يك وظيفه ملي شما بايد در ستونتون مشكل كيكبوكسينگرو حل كنيد.
من كه ديدم جر و بحث با محمد حسني فايدهاي نداره و ايشون همچنان فكر ميكنه كه ستون كشكول چنين قدرتي داره، پس دلم نيومد كه دلشرو بشكنم و قول همكاري دادم.
به همين خاطر در همينجا به صورت بسيار جدي، تاكيد ميكنم به صورت بسيار جدي به مسئولين سازمان تربيت بدني سابق]وزارت ورزش فعلي[ هشدار ميدم ]يعني خواهش ميكنم[ كه تكليف اتوبان آزادگانرو مشخص كنن!]ببخشيد اشتباه شد! اين مربوط به موضوع بعدي است[از هشدار و خواهش بگذريم و بريم سراغ موضوع بعدي. مدتي بود كه مسيرم به بزرگراه آزادگان نيفتاده بود تا چند روز پيش كه افتاد.
جاتون خالي انگار كه توي يه سياره ديگه در حال رانندگي هستي، يك مسير بسيار طولاني و سرشار از سوءمديريت و احتمالا بخور بخور. راستش حداقل از حدود ده سال پيش يادم مياد كه اين بزرگراه در حال ساخته و هنوز هم در حال ساخته! پروژهاي كه باعث شرمساري پايتخته. آسفالت، وحشتناك.
تابلوهاي راهنمايي، فاجعه. مسيرهاي ورودي و خروجي، ديوانهكننده.
ترافيك، افتضاح. هزينههاي سرسامآور و بينتيجه، اسفناك و خلاصه تا دلتون بخواد ميتونيد نشونههاي سوءمديريترو در اين طرح كهنه و قديمي كه هرچند سال يكبار با طراحي جديد دوباره از نو آغاز ميشه، ملاحظه بفرماييد.
ما توي قوانين خودمون داريم كه قتل عمد، مجازات اعدام و قتل شبه عمد، مجازات پرداخت ديه و حبسهاي طولاني داره. تا حالا هم تعداد زيادي از هموطنان ما توي اين بزرگراه به دليل تصادفات رانندگي به قتل رسيدن.
سئوال اينه: سوءمديريت و طولاني شدن پروژه و سرگرداني و اسيري مردم و داغون شدن جلوبندي ماشين، سرشرو بخوره اما آيا براي قتلهاي شبه عمدي كه توي اين بزرگراه اتفاق افتاده و ميافته، هيچ وزير راهي، شهرداري، پيمانكاري، كسي، نبايد محاكمه و مجازات بشه؟
هي ميخوايم نبش قبر نكنیم اما نميشه، همه ما شنيديم كه در زمان رضاخان قلدر ملعون فلان فلان شده، پيمانكاري وجود داشت كه ظرف پنج شش سال با بيل و كلنگ جادهاي كشيد از تهران تا چالوس باقلوا. حالا چرا بايد همين توي تهران خودمون يه بزرگراه صاف و ساده، ده پونزده سال ساختنش طول بكشه، علتشرو نميدونيم. زياده عرض نيست. باقي بقايتان، به موقع بخوريد دوايتان! چهارشنبهسوري، بدونخطر خوش باشيد.
«شنبه بعد آخرين گفتار»































نظرات
فکر کنم دچار کمبود محبت شدید که اینقدر برای خودت نوشابه باز میکنیا!!!!!
اون اتوبانی هم که گفتی ما می شناسیمش واقعا افتضاحه. اشکال نداره آدم تا سختی نکشه قدر راحتی رو نمی دونه. به امید روزی که همه جاده های زندگی صاف و هموار باشه.
لینک RSS این نظر