- پاداش نا کارآمدي
- تخلف مالي ۶ ميليارد دلاري دولت
- باشهآهنگر:نگران صلح هستم
- رفاقتها بايد جايگزين رقابتهاي سياسي شود
- راهيابي بيش از 80 نماينده جبهه ايستادگي به خانه ملت
- لبيك ملت به رهبري
- جديدترين آمار شمارش آرا درحوزههاي انتخابيه
- آخرین نتایج انتخابات مجلس نهم
- ملت، در روز جمعه سيلي سختي به چهره استكبار ميزند
- عبدالحسین روحالاميني: راه اصلاح امور جامعه جز از صندوق آرا نيست
- حسن سبحاني:ادامه وضع موجود اهداف چشم انداز را تهدید می کند
- عماد افروغ: نباید اجازه داد گروهی رهبری را مصادره کنند
- فيلم فرهادي فاتح اسكار
- كارنامه دولت و مجلس در سال جهاد اقتصادي
- طعم تلخ مهاجرت
- 4سناريوي هدفمندي يارانهها در فاز دوم
- علي مطهري:نميتوانم درباره انحراف در تفسير ولايت فقيه سكوت كنم
- مجلس مقتدر از نگاه نامزدهاي انتخاباتي جبهه ايستادگي
- محمدرضا باهنر:من هم قبول دارم اصولگرايي نيا زبه بازسازي دارد
- تندروها نبايد به مجلس بروند
- ليست نهايي نامزدهاي جبهه ايستادگي در تهران
- آغاز تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم
- وزير خارجه عمان: ماموريت ويژهاي براي ميانجيگري بين ايران و امريكا ندارم
- آيتالله مهدويكني:اين که برخي براي بزرگ كردن خود ديگران را بزنند ولايتمداري نيست
- اینترنت ملی در 3 فاز
- فخرالدين فخرالديني :عكسِ شخصيت آدمها را ميگيرم
- شوك ايران به غرب
- مناظره در رسانه ملي فضاي باز در دانشگاهها
- رشوه 000 000 3 دلاري به خاوري
- ابوالقاسم رئوفيان:رئیس جمهور نباید در انتخابات مجلس دخالت می کرد
عماد افروغ: نباید اجازه داد گروهی رهبری را مصادره کنند
عماد افروغ در اظهارنظري انتخاباتي با ذكر اين مطلب كه هرچه مشاركت بالاتر باشد در تحقق مردمسالاري ديني موفقتر هستيم، چتر ديدن انقلاب را عامل مشاركت مردم توصيف كرده است. این نماینده سابق مجلس در گفتوگو با فارس، ضمن انتقاد شديد از هتاكيهايي كه به او ميشود گفته كه حاضر است به تمام انتقادات مطرح در يك فصلي علمي پاسخ دهد. افروغ در پاسخ به اين سوال كه مشاركت حداكثري در انتخابات چه فرصتهايي را ميتواند براي نظام ايجاد كند، مشاركت حداكثري را معرف و تجلي فلسفه سياسي مردمسالاري در ايران دانسته است.
علاوه بر اين وي افزوده است كه اين مشاركت حداكثري بيانگر ميزان و گستره فعليت اين فلسفه سياسي نوظهور است و هرچه اين مشاركت بالاتر باشد به اين معناست كه ما در تحقق مردمسالاري ديني موفقتر بودهايم. اين متخصص جامعهشناسي مشاركت حداكثري را بيانگر ميزان رضايت و مقبوليتي دانسته است كه مردم نسبت به نظام دارند. افروغ ملزومات اين مشاركت حداكثري را در اين امر ميبيند كه ما انقلاب اسلامي را مانند يك چتر ببينيم كه گروههاي زيادي را زير پوشش قرار ميدهد و روز به روز به اين گروههاي جديد افزوده ميشود.
اما اگر ببينيم كه اين چتري است كه روز به روز بستهتر ميشود و نه تنها گروهي نوظهور را به گروههاي ديگر اضافه نميكند، بلكه گروههاي ديگر را هم طرد ميكند، نبايد نسبت به اين مسئله خوشبین بود. افروغ مهمترين ملزومه مشاركت حداكثري را اينگونه تعريف ميكند كه سلايق مختلفي كه به گونهاي ذيل چتر مبسوط و گسترده انقلاب اسلامي تعريف ميشوند امكان ظهور و بروز داشته باشند.
از نظر وي نبايد شعارها و مباني و اركان ركين انقلاب را كه به اين چتر برميگردد خرج منافع و سلايق جريانها و گروههاي سياسي كرد. افروغ با بيان اين مطلب كه گروه خاصي نبايد رهبري را به نفع خود مصادره كند، ادامه داده است كه نبايد اجازه داد كه يك جناح خاص منافع فرهنگي، سياسي و اقتصادي خودش را ذيل مال خود كردن اركان انقلاب اسلامي از جمله ولايت فقيه پيش ببرد؛ يعني همانطوري كه در گذشته عدهاي امام (ره) را مال خود ميدانستند و ما معترض بوديم امروز هم اگر كسي ولي فقيه را متعلق به خود بداند ما معترضيم.
افروغ در زمينه انتقاد از قوه قضاييه بعد از فتنه 88 به اين نكته بسنده ميكند كه مسئله مخملي بودن اين فتنه در وهله اول توهين به نظام جمهوري اسلامي ايران است، چرا كه ميتوان گفت اين مسئله در نيت و رفتار غربيها بوده؛ غربيها از روز اول درصدد براندازي نظام بودند و در نيت آنها هيچ شكي نيست اما اينكه بگوئيم نيت آنها مساوي با فعليت اتفاقات رخداده در كشور است، من ترديد دارم.
افروغ بر اين اعتقاد است كه فتنه را بايد درست ببينيم؛ فتنه درآميختن حق و باطل است. فتنه يك سر ندارد و سرهاي ديگر و شاخ و برگهاي متعددي دارد؛ چرا در دورههاي گذشته كه بحث تقلب مطرح شد به اين حادثه نينجاميد. وي معتقد است كه هرچند در سال 84 به احمدينژاد راي داده است، اما شاهد انواع و اقسام رفتارهاي غيرقانوني و غيراخلاقي از طرف اين دولت بوده است. از نظر افروغ ما شاهد يك سري رفتارهاي ماكياوليستي بوديم كه اين مسائل مهماند و جزو عوامل ساختاري محسوب ميشوند و بايد به آن توجه كنيم.
افروغ با ذكر اين نكته كه كسي كه بخواهد از فتنه كاسبي كند نميتواند حلال مشكلات باشد، تاكيد كرده است، عدهاي كه سعي كردند فتنه را بخوابانند به چيز بالاتر نظير اصل گفتمان انقلاب اسلامي و مصالح و منافع ملي و جذب حداكثري ميانديشيدند. علاوه بر اين افروغ افزوده است كه اگر اينها مرد هستند از قدرت دولتي بيرون بكشند و بعد اين حرفها را بزنند؛ چرا كه آن وقت متوجه ميشويم كه شبهه قدرتطلبي ندارند و در واقع دنبال كسب راي و قدرت سياسي نيستند.
افروغ با بيان اينكه جمهوري ايراني شعار غلط و پوك است همانطوري كه مكتب ايراني پوك است، عنوان ميكند كه نبايد اجازه داد دستهبنديهاي حيدري و نعمتي اينقدر غليان كند. افروغ فرقي بين مكتب ايراني و جمهوري ايراني نميبيند و ميگويد كه چطور جمهوري ايراني زير سوال ميرود ولي مكتب ايراني نبايد زير سوال برود.
افروغ با بيان اينكه يك جاهايي بياخلاقي ميكنند و ميگويند افروغ مدافع جنبش سبز است، عنوان داشته است كه اصولا جنبش سبز جنبش نيست و جنبش آن است كه فلسفه سياسي روشن داشته باشد و عضوگيري مدون و تعريف و رهبري مشخصي هم داشته باشد. نميشود سليقهاي يك چيز را جنبش ناميد.
اين نماينده مجلس هفتم با بيان اينكه تحريم انتخابات خودكشي سياسي است، افزود: فرق اينكه در انتخابات شركت نميكنيم و تحريم هم نميكنيم را خيلي نميفهمم. من سكوت را درك ميكنم. اما اينكه بگويند ما رأي نميدهيم يا شركت نميكنيم اين نزديك به تحريم است. اين استاد دانشگاه يكي از بيماريهايي را كه در مجلس وجود داشته را تغيير مواضع ۱۸۰ درجهاي برخي از افرادي ميداند كه با توجه به اوضاع سياسي موضع خود را عوض ميكنند.
وي اين سوال را مطرح ميكند كه چرا زمينهها و ساختارها طوري است كه اجازه داده ميشود تا افراد تغيير موضع دهند. يك وقت است كه اين مسئله به خود فرد و بيارادگي و منفعتطلبياش برميگردد و يك وقت به ساختارها؛ بايد هر دو مسئله را بررسي كرد؛ يعني نماينده نبايد نماينده چرخاني باشد و مردم بايد به نمايندگاني راي دهند كه شجاع و صاحب راي باشند و نماينده هم بايد بر راي خودش استقامت بورزد.
عماد افروغ در پاسخ به اين سوال كه خطر جريان فتنه بيشتر است يا جريان انحرافي، بر اين عقيده است كه بايد نسبت به دوم خرداديهايي كه تفكرات ليبرال و سكولار و بر هم زننده و غير انقلابي داشتند، حساس بود. وي با بيان اينكه بايد هزينه نقد را در زمان پرداخت، تاكيد ميكند كه بايد نقد حال كرد؛ اين آقاياني كه امروز با برخي تفكرات انحرافي و فتنهانگيزانه ضديت دارند ديروز كجا بودند؛
اينها در زمان دوم خرداد كجا بودند و چه ميكردند؛ ما هم كه پروندهمان معلوم است و كتابها و آثار و مواضع مان روشن است؛ ما حتي هزينه مواضعمان را هم دادهايم. من هميشه براي خودم تعريف كردهام كه بايد نقد حال كرد؛ در زمان آقاي هاشمي نقاد وي بودم و در زمان آقاي خاتمي هم وي را نقد كردم و در زمان فعلي هم نقاد رئيسجمهور هستم؛ اگر اينطوري نگاه نكنيم معلوم است كه ايران را نشناختهايم و رابطه قدرت - ثروت را نفهميدهايم.
افروغ با بيان اينكه فرقي بين رئيسجمهور و جريان انحرافي قائل نيستم، بر اين نظر است كه اينها يكي هستند و در مقابل حرفي كه برخي افراد ميزنند و ميگويند كه ما بين رئيس دولت و آن فرد موردنظر فرق قائليم، بايد به آنها بگوئيم كه وقتي خود رئيسجمهور اين فرق را قائل نيست، شما چطور فرق قائل ميشويد؟
نكته ديگر اين است كه مواضع هر دو در مواقع حساس، سرنوشتساز و بزنگاهها معلوم است؛ يادمان نرود آن زماني كه منتقدين دولت نقد ميكردند و ميتوانستند اوضاع را پيش ببرند، وكيلالدولهها چه كردند؛ وكيلالدولههايي كه به وكيلالدوله بودن خود معترف بودند و به آن افتخار ميكردند.
وقتي فرد خودش را وكيل الدوله معرفي ميكند نبايد ناراحت شود كه به او بگويند وكيلالدوله؛ بايد وقتي كه ميخواست اين كلمه را به كار ببرد جلوي احساساتش را ميگرفت و اين كلمه را به كار نميبرد، ولي وقتي كه به كار برده است بايد مردانه تن به لوازمش بدهد.
وقتي كه خودتان، اين صفت را براي خودتان انتخاب كرديد نبايد نگران باشيد؛ البته اشتباه كردهايد و بايد هزينه اشتباهتان را بدهيد. در حال حاضر برخيها وانمود ميكنند كه يك هستند و بقيه صفر؛ درحالي كه نه خودشان يك هستند و نه ديگران صفر.افروغ با ذكر اين مطلب كه در انتخابات پيش رو به نفع اصولگرايان مستقل، شجاع، پاك و منتقد راي ميدهم، ميگويد: من به نفع اصولگراياني راي ميدهم و به نفع چهرهها و نيروهايي موضع ميگيرم
كه مواضع مستقل، شجاعانه، پاك و منتقد داشتند و متعادل حركت كردند؛ يعني سعي ميكردند كه حوادث را جمع كنند نه اينكه ناني بخورند يا اينكه به حوادث دامن بزنند. مواضع من تقريبا مشخص است؛ من تمام افراد را رصد و مواضع آنها را در مجلس دنبال كردهام؛ من مواضع افرادي كه مصلحت انديشانه پيش نرفتند را ميپسندم و من خودم هم كه در مجلس بودم موضعام همين بود.
افروغ درباره اينكه چه ليستهايي در انتخابات پيش رو راي ميآورند با اعتقاد بر اين امر كه در انتخابات آينده يك ليست راي نميآورد و مردم به افراد رأي ميدهند، ميافزايد كه مردم آگاهانه از روي ليستهاي مختلف افراد را انتخاب ميكنند و نمايندگانشان را به مجلس ميفرستند. حالا اينكه بگوييم آرايش كلي مجلس عوض خواهد شد،به اعتقاد من اينطور نيست؛ ممكن است برخي نمايندگان عوض شوند.
مثلا اصولگرايان طيف وسيعي هستند كه يك عده از آنها با دولت و يك عده هم منتقد هستند. به اعتقاد من در مجلس آينده فضا يك مقدار به سمت منتقدين ميرود؛ ولي آرايش كلي آنچنان تغيير نميكند.افروغ چالشهاي مجلس نهم را در مواردي از قبيل بحث عدالت اجتماعي، هدفمند كردن يارانهها، پر كردن شكافهاي طبقاتي، فرصتهاي اشتغال، برنامهريزي هماهنگ و كمك به دولت در ارتباط با اين برنامهريزي علاوه برمسائلي مثل آزادي بيان ميداند و معتقد است كه مجلس نهم كار سختي را در پيش دارد.
افروغ درباره اين مطلب كه گفته بوديد، حاضريد در ميدان كارزار دفاعتان را از ولي فقيه نشان دهيد، اينگونه بيان ميكند كه بنده همواره در ميدان واقعي مصاف مدافع ولي فقيه بودهام و اگر دقت كرده باشيد، همزمان با مسائلي كه در انتخابات 88 رخ داد، بنده همان موقع كتاب احياگري و مردم سالاري ديني را چاپ كردم كه اين كتاب در دفاع از ولايت فقيه بود و بعد هم يك مصاحبه داشتم كه طي آن گفتم مهمترين ضرورت كنوني ما وحدت ذيل اصل ولايت فقيه است و اين درست زماني بود كه شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه سر داده ميشد.
علاوه بر اين بنده كماكان از ولايت فقيه دفاع ميكنم و حتي قبل از برنامه «پارك ملت» در يك برنامه در شبكه پرس تي وي هم به اين مسئله پرداختم. اما اگر به من بگويند كه در يك دادگاه فرمايشي و صوري و دادگاهي كه بوي تفتيش عقايد بدهد از ولي فقيه دفاع كنم، اين كار را نخواهم كرد. چرا كه تصنعي ميشود.
چرا كه همه حرف من اين است كه در ميدان كارزار دفاع ميكنم و در ميدانهاي تصنعي كه ممكن است همراه با پاداش و موهبت يا ترس و وحشتي باشد، دفاع نميكنم چرا كه معتقدم اين اصل نبايد دستاويز منافع شخصي قرار گيرد. افروغ معتقد است كه در نظام ولايي تفتيش عقايد معنا ندارد، متاسفانه تفكرات تفتيش عقايدي زيادي در جامعه ميبينم كه اين تفكرات فضا را رعبآميز ميكند.
به نظر من ولايت فقيه يك ركن ركين است و بايد از آن دفاع كرد ولي در ميدان اصلي نه در دادگاه تفتيش عقايد و نه جايي كه سفرهاي پهن است و نه جايي كه بوي تملق و ريا به مشام ميرسد. افروغ درباره موضوع دانشگاه آزاد اسلامي نيز بر اين عقيده است كه دانشگاه آزاد، دانشگاهي است كه قابليتهاي خوبي دارد.
همين كه اين دانشگاه دولتي نيست يك حسن براي آن محسوب ميشود. اما بايد نسبت خودش را با فرهنگ و جامعه و تاريخ و شرايط زيست محيطي و زيست جهاني روشنتر كند و به كيفيت، بيشتر بينديشد و مواظب باشد كيفيت و محتوا تحت الشعاع كميت قرار نگيرد و در توسعه رشتهها به قابليتهاي محيطي و نيازهايش هم توجه كند و بكوشد كه بين ساختارهاي شغلي و نظام آموزشي رابطه برقرار كند.
عماد افروغ در زمينه فوتبال هم بينظر نيست و مسائلي را كه در مقوله فوتبال اتفاق ميافتد به عنوان يك مقوله كلان تحليل ميكند و ميگويد كه بياخلاقي در سياست گريبانگير فوتبال هم شده است. در كل ميگويم كه فوتبال ميتواند در حد خودش مورد توجه قرار گيرد نه خارج از حد خودش چرا كه وقتي خارج از حد خودش مورد توجه قرار گيرد و بعد هم با آن برخورد سياسي شود، نميتواند موثر باشد.


