مجلس نهم و راهبرد رويارويي اصلاحطلبي- اصولگرايي
| سياست |
تحرك جديدي يافته و بتوانند در قالب دو جناح فراگير سياسي و نه حزب سياسي با تمام ويژگيها و لوازم اساسي كار حزبي، در مقابل هم صفآرايي كرده و با جذب تشكلها و گروههاي همفكر به رقابت بايكديگر بپردازند و براي نخستين بار در تاريخ سياسي ايران مردم را در يك ساختار نوين و شبه دوحزبي به كنش و واكنش معنادار و فراگير سياسي بكشانند.
فارغ از برد و باختها و نتيجهاي كه اين رقابتها براي اصلاحطلبها و اصولگراها در مقاطع مختلف داشته و توانسته ظرفيتها و انرژي سياسي جامعه را بهطور نسبي تخليه و هدايت كند، بايد گفت تكرار يك راهبرد انتخاباتي به دفعات متعدد آن هم به صورت فصلي و مقطعي و در هنگام انتخابات بدون آن كه نهادينه شده و نوآوري و خلاقيت خاصي با گذر زمان يافته و شرايط زمان و مكان در آن لحاظ شده باشد
ميتواند از ارزشها و كارويژهاي هرچند درخشان آن راهبرد بكاهد و سياسيون را به ورطه محافظهكاري صرف و بازي بيخطر و بيحريف و بدون ريسك ورود چهرههاي جديد و حتي تاييد بيچونوچراي وضع موجود بكشاند.فرافكني و عدم پاسخگويي نظام سياسي به نيازهاي فزاينده جامعه يكي از آفتهاي بزرگ اين تكرار است.
با توجه به اينكه عمده امكانات و ظرفيتهاي موجود در كشور صرف رقابت و مناظره اصلاحطلبي-اصولگرايي ميشود كه در هنگام انتخابات نيز به حد اعلاي خود ميرسد در اين شرايط، كساني كه حرف جديدي براي گفتن دارند بدليل عدم وجود نظام جامع انتخاباتي و حزبي كارآمد كه بتواند از شهروندان خلاق و مستقل و وفادار به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حمايت كند
و سهمي از منابع و امكانات را بصورت قانونمند در اختيار ايشان بگذارد متاسفانه اين نتيجه را در پي دارد كه به تدريج انرژي و توان اين افراد نيز در برابر كانونهاي قدرت فرسوده شده و با محدوديت منابع و امكانات موردنياز براي رقابت در نهايت در دامان يكي از دو جريان غالب ميافتند و چارهاي ندارند جز آنكه به تكرار و پيروي از حرفهاي گفته شده قديمي روي آورند.
نويسنده پيش از اين، بارها درباره ايده موسوم به راه سوم كه بتواند براي جلوگيري از خطر بازي بدون حريف موازنهاي را در بين نيروهاي سياسي به وجود آورد و جامعه را به سوي تكثر و توازن سوق دهد نوشته و معتقد است جريان سوم بايد با حفظ تمامي اصول ثابت در انقلاب اسلامي كه برگرفته از شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي است عملگرايانه و برنامه محور باشد
و به نيازهاي انباشته شده و انتظارات برآورده نشده جامعه در عرصههاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي باتوجه به الزامات محيط داخلي و ضعفها و قوتهاي آن و شرايط ناپايدار محيط خارجي و فرصتها و تهديدهاي پيشرو پاسخ مناسب و درخور دهد. اجماع نخبگان با همه تنوع و گروهبنديهاي سياسي موجود و مطلوب در جامعه بر سر اهداف اساسي و منافع ملي از مفروضات بنيادين اين نوشته است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







