روتین شدن شراکت استراتژيك
| سياست |
احسان تقوايي:همانطور كه قابل پيش بيني بود ولاديمير پوتين كه در دوران اتحاد شوروي جزو سازمان اطلاعاتي كا.گ.ب بوده است بار ديگر نخست وزير روسيه شد. پوتين كه براي سومين بار در تاريخ فدراسيون روسيه به عنوان رئيسجمهور اين كشور انتخاب شده است، با اختلاف زياد توانست رقباي كمونيست و ليبرال خود را شكست دهد.
بازگشت « ولاديمير پوتين» به قدرت نه تنها به معناي تاييد اراده روسيه براي ايجاد روابط داراي حقوق يكسان و سود متقابل با كشورهاي آسياي مركزي و جمهوري اسلامي ايران خواهد بود، بلكه فرصت ارزشمندي در جهت تعيين زمينههاي همكاريهاي راهبردي مسكو با اين كشورها به صورت بلندمدت خواهد بود، چرا كه بر اساس قانون اساسي جديد روسيه، پوتين ميتواند تا 6 سال قدرت را در روسيه در اختيار داشته باشد و بيگمان اين زمان ميتواند بسيار تعيينكننده باشد.
اكنون سوالي كه در محافل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مطرح ميشود اين است كه آمدن پوتين چه تاثير ي بر روابط ايران و روسيه خواهد داشت؟ ابتدا بايد به اين نكته اشاره داشت كه يكي از مكاتب عمده سياست خارجي روسيه مكتب اوراسيا گرايي است كه ولاديمير پوتين به اين مكتب متعلق است. پوتين و اوراسياگراها همواره سياست خارجي عمل گرايي را در دستور كار خود قرار دادهاند.
اوراسيا گراها بر خلاف ديگر مكاتب سياست خارجي اين كشور (همانند آتلانتيك گراها و...) قائل به نوعي هويت خاص روسي هستند. از نگاه اوراسياگراها، روسيه بايد بين شرق و غرب در سياست خارجي خود تعادل ايجاد كند كه يكي از كشورهاي عمده مورد نظر اين عده در شرق جمهوري اسلامي است.
روسها پس از فروپاشي شوروي از ايران به عنوان يك نيروي پايدار در منطقه ياد ميكردند. روسها همواره ايران را به داشتن يك سياست خارجي مستقل ستايش كردهاند. سياستمداران روسي به اين نتيجه رسيدهاند كه سياست خارجي ايران سياستي عمل گرا است و همين امر باعث شده است تا روسها ايران را شريكي قابل اعتماد بدانند.
هر دو كشور ايران و روسيه در مرز با منطقه آسياي مركزي و قفقاز قرار دارند كه اين وضع ژئوپليتيك زمينه را براي گسترش همكاريهاي طرفين هموار كرده است. هرچند روسيه پس از فروپاشي شوروي نتوانست نقش سابق را در صحنه بينالمللي ايفا كند، اما از اواخر دهه 90 و اوايل سال 2000 و مصادف با به قدرت رسيدن ولاديمير پوتين شاهد تغیير اين وضع بودهايم.
روسيه پوتين كه با بالا رفتن قيمت نفت و گاز و بر اثر آن افزايش نرخ رشد اقتصادي اعتماد به نفس قابل توجهي پيدا كرده بود، خود را در وضعي ديد كه از حيث ژئوپلتيكي به مبارزه با نفوذ امريكا بهويژه در منطقه آسياي مركزي و قفقاز بپردازد. كارشناسان سياسي بر اين عقيده هستند كه تلاش امريكا در جهت به عضويت پذيرفتن كشورهاي اروپاي شرقي و شوروي سابق به پيمان ناتو، روسيه را متقاعد كرد كه امريكا درصدد است روسيه را محاصره كند.
حمله امريكا به عراق و ناديده گرفتن منشور سازمان ملل متحد سبب تشكيل چند مسير در سياست خارجي روسيه شد كه نخستين آنها سياست چند جانبه گرايي بود. دوم تاكيد بر نقش نهادهاي بينالمللي مانند سازمان ملل در صحنه بينالمللي و سوم تشويق نقش قوانين بينالمللي در صحنه بينالمللي بود. همه اين مسائل از مشتركات ايران و روسيه هستند.
تحولات سياست خارجی روسيه، نشان ميدهد كه غربگرايي و غرب ستيزي افراطي اينك جاي خود را به واقع گرايي داده است. پيامد اين دگرگوني پيگيري همكاري و رقابت براي تامين منافع مشخص اين كشور در برابر امريكا و اروپا بوده است. با در نظر گرفتن ملاحظات روسيه در خاورميانه، نقش و جايگاه ايران در سياست خارجي اين كشور مشخص ميشود.
با در نظر گرفتن اولويتهاي سياست خارجي روسيه و توجه به نيازهاي اساسي آن، آشكار است كه ايران براي اين كشور از چه اهميتي برخودار است. در همان حال كه تواناييها و امكانات ايران در مسير تامين نيازهاي گوناگون روسيه در آسياي مركزي و قفقاز، در جاي خود اين روابط را از حساسيت ويژهاي برخوردار كرده است. در دوره مدودف هرچند روسها بارها با كشورهاي غربي عليه ايران متحد شدند و تحريمهاي گستردهاي را عليه ايران وضع كردند.
در اين دوره هرچند روسها قرارداد موشكهاي اس 300 را با ايران منعقد كرده بودند، اما با فشارهاي امريكا از تحويل اين مو شكها به ايران خودداري كردند. اما در مقطع كنوني و مصادف با روي كارآمدن پوتين روسها به اشتباهات خود پي برده و اذعان دارند كه در برخي از موارد فريب غربيها را خوردهاند و زين پس ديگر اين سياست پيگيري نخواهد شد.
شواهد نشان ميدهد حال كه پوتين مجددا به قدرت رسيده است، ميتوانیم شاهد بهبود روابط طرفيني باشيم كه بعضي از سياسيون داخلي از آن به عنوان«شريك استراتژيك» ياد ميكنند. يكي از مشتركات ايران و روسيه در به قدرت رسيدن پوتين اين امر است كه هر دو كشور از جهاني چند قطبي حمايت ميكنند. پوتين در دو دوره گذشته رياستجمهوري خود يعني از سالهاي 2000 تا 2008 مخالفت با نظام تك قطبي و تلاش در جهت استقرار نظام چند قطبي را در دكترين سياست خارجي روسيه گنجانده بود.
پوتين بر اين اعتقاد است كه اهداف نهفته در سياست خارجي فدراسيون روسيه منعكسكننده نقش منحصر بفرد روسيه در نقشه سياسي جهان، تاريخ و توسعه جهان مدرن است. روسها و شخص ولاديمير پوتين كه همواره يكي از مدافعين ايران جهت برنامه صلحآميز هستهاي بودند، هر گونه گزينه نظامي عليه ايران را قاطعانه رد ميكنند. پوتين در يكي از مقالات منتشره از خود ضمن تاكيد بر اينكه اختلافات با ايران بايد از طريق صلحآميز حل شود، نوشته است:
پيشنهاد ما اين است كه حق ايران را براي توسعه برنامه هستهاي از جمله حق غنيسازي اورانيوم به رسميت بشناسيم. پوتين در ادامه ميگويد كه بايد تمام فعاليتهاي هستهاي ايران تحت نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي صورت بگيرد. از نظر پوتين در صورت توافق با چنين امري، تمامي تحريمهاي اعمال شده عليه ايران از جمله تحريمهاي يكجانبه بايد لغو شود.
| بعدی > |
|---|






