اصول هفتگانه سياست خارجي دولت احمدينژاد چه بوده است؟
| سياست |
در محافل علمي و دانشگاهي اصولا بر اين نكته تاكيد ميشود كه آيا دولت نهم واجد سياست خارجي بوده است؟ آيا سياست خارجي اين دوره بر گزارهها و اصول خاصي متكي است؟برخي با انتقاد شديد از كنش سياست خارجي اين دوره آن را در چارچوب هيجانات سياست خارجي تحليل ميكنند و برخي آن را در چارچوب، مباني و اصول هنجارگونه و آرماني مورد تحليل قرار ميدهند
گروه سياسي-محمد حقيقي:
با جميع جهات اين نوشتار بر فرض دوم يعني هنجاري بودن سياست خارجي اين دوره سعي در تعريف اصول ومباني سياست خارجي دولت نهم و دهم صحه گذاشته و آن را تحليل و تبيين ميكند.در زماني كه هنوز احمدينژاد به عنوان رئيسجمهور انتخاب نشده بود و در زمان تبليغات رياستجمهوري ايشان برنامه اصلاحطلبانه و اصولگرايانه خود را بر مبناي مبارزه با بيعدالتي ونابرابري اجتماعي وفساد و تبعيض كردند.
بهطور كلي رويكردها و تحولات سياسي خارجي دولت نهم عبارتند از:
1- تاكيد بر نقش عدالت و معنويت در تحولات جهان
دولت احمدينژاد با مبتني ساختن پايههاي رفتار سياست خارجي بر حاكميت معنوي واصول اخلاقي و عادلانه در تمام مناسبات جهاني بر اين باور است كه عزت و كرامت تنها در سايه عدالت محقق ميشود و عدالت و معنويت تنها پايههاي ايجاد نظم و صلح پايدار در جهان محسوب ميشوند. از نظر دولت نهم و دهم عدالتطلبي بايد مقرون به صلحطلبي و تهديدزدايي به عنوان 3عنصر مهم سياست خارجي ايران باشد تا صلح و آرامش را براي همه ملتها به ارمغان آورد.
2- توجه خاص به متوازن ساختن حق و تكليف در عرصه سياست بينالملل
تاكيد سياست خارجي دولت نهم بر اين است كه بايد بين تكليف تعهدات و مسئوليتها در صحنه بينالمللي از يكسو و حقوق و اختيارات بينالمللي از سوي ديگر توازن و تعادل برقرار شود.
3- تاكيد بر پيشرفت همهجانبه كشور در سياست خارجي
ايشان در اين خصوص ميگويند در بخش مديريت سياست خارجي فقط به ظواهر اكتفا نكنيم الان در زمينههاي عملي خيلي فرصت كار مشترك با همه جاي دنياست دانشمندان ما براي دنيا فرصتهاي جديد دارد.
4- رويكرد سياست خارجي تهاجمي
دولت نهم ضمن نفي انفعال در سياست خارجي معتقد است ايران بايد ديپلماسي فعال و عزتمند را در عرصه روابط خارجي پيگيرد به هر تقدير سياست خارجي تهاجمي موجبات تحقق سياست خارجي فعال يا كنشمند به معناي بهرهگيري از فرصتها در عين تلاش براي فرصتسازي در عرصه بينالملل را فراهم آورد و توجه و تاكيد بيشتر برنقش مردم و نهادهاي مدني (ديپلماسي مردم محور) دولت نهم بر ضرورت تعامل با ملتهاي عدالتخواه در جهان تاكيد ميورزد بر اين باور است
كه تعاملات بين دولتي ميتواند جمهوري اسلامي را در تحقق اهداف استقلالطلبانه و ضدسلطهگري ياري رساند در اين راستا ديپلماسي مردم محور به عنوان مبناي اعتمادسازي جهاني با حفظ اصول و ارزشها و اقتدار در عرصههاي بينالمللي مورد توجه قرار گرفته است دولت نهم درصدد آن بر آمده كه بر روي افكار عمومي منطقه و جهان سرمايهگذاري كند
چرا كه ملتها با سياستهاي سلطهجويانه امريكا و روشهاي توسعهطلبانه رژيم صهيونيستي مخالفند جهتگيري سياست خارجي نسبت به سازمان ملل به عنوان اصليترين نهاد حفظ صلح وامنيت بينالمللي همواره براي ايران از جايگاهي خاص برخوردار است سازمان ملل بايد در موقعيتي باشد كه فارغ از اعمال نظرهاي گزينشي ميزبان همه دولتها، گروهها و تشكلهاي مردم از سراسر جهان بتوانند آزادانه به آنجا سفركنند و بدون واهمه به گفتوگو بنشينند.
5- سياست خارجي نگاه به شرق و احياي جهتگيري سياست خارجي جنوب جنوب.
دولت نهم از سياست نگاه به شرق به عنوان راهبردي براي برقراري تعادل و توازن بين نگاه به شرق و نگاه به غرب استفاده ميكند دولت احمدينژاد خواهان برقراري روابط متوازن با شرق و غرب است سياست نگاه به جنوب هم در راستاي مقابله با سلطهگري شمال مورد توجه قرار گرفته است. حمايت از مبارزات ضد استعماري ضد امپرياليستي كشورهاي كوبا، بوليوي و ونزوئلا بيانگر نگاه راهبردي به تحولات سياسي فرهنگي و اقتصادي در عرصه بينالملل و استفاده از فرصتهاي بينالمللي در راستاي منافع ملي است.
5- تاكيد بر اولويت كيفيت روابط تا كميت روابط و مناسبات
دولت نهم كيفيت مناسبات را بر كميت روابط مرجح ميداند به گونهاي كه تنظيم و همپايه ساختن روابط بر توسعه مناسبات اقتصادي و سياسي تقدم دارد. اصل مهرورزي در سياست خارجي به گفته آقاي احمدينژاد بر اساس اعتقادات اسلامي همه بشريت را دوست داريم ما فكر ميكنيم كه همه انسانها بايد همديگر را دوست داشته باشند و عاشق هم باشند تا دنيا بتواند روي صلح و دوستي را ببيند.
6- به چالش كشيدن هنجارهاي جرمگونه نظام بينالملل
تاكيد رئيسجمهور در مسئله هولوكاست را ميتوان با هدف شكستن تابوهاي موجود در نظام بينالملل ارزيابي كرد. در دوره آقاي احمدينژاد به نظر ميرسد شاهد حاكم شدن گفتماني به نام اصولگرايي عدالت محور هستيم اين اصول حاكم بر حسب مفاهيم سه گانه دولت ملت ايران و انقلاب اسلامي و نظام بينالملل تعريف و تعيين ميگردند.
دولت ملت ايران چگونگي تصور و تلقي دولت در هر گفتماني نقشي اساسي وزير بنايي در تعريف وتعيين سياست خارجي دارد از اينرو درك و فهم مقولات و عناصر تشكيلدهنده دولت ملت در گفتمان اصولگرايي عدالت محور براي شناخت و ماهيت و هويت اين گفتمان ضرورت مييابد. دولت ملي در گفتمان اصولگراي عدالتمحور همانند ديگر خرده گفتمانهاي اصولگرايي در چارچوب ايدئولوژي و جهانبيني اسلامي شيعي تعريف ميشود
بر اين اساس در اين گفتمان دولت نه تنها ماهيت سكولار و عرفي ندارد بلكه از سرشتي كاملا ديني برخوردار است از اين رو آقاي احمدينژاد نه تنها تامين سعادت و تعالي انسان در جامعه داخلي را وظيفه دولت ميداند بلكه يكي از مهمترين رسالتها و ماموريتهاي سياست خارجي آن را تعالي جوامع انساني برميشمارد رئيسجمهور در سخنراني خود در شصتويكمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1385و در نامه خود به بوش بارها به اين وظيفه و مسئوليت فراملي دولت اسلامي تاكيد كرده است
7- هويت و نقش ملي:
در گفتمان اصولگرايي مرزهاي ايدئولوژيك وعقيدتي جايگزين مرزهاي جغرافيايي ميشود و مكتبگرايي جاي ملتگرايي را ميگيرد برخلاف روايت مليگرايي از هويت ملي ايران كه حول محور مليت و ايرانيت شكل ميگيرد نقطه كانوني و مركز ثقل روايت اصولگرايي از هويت ملي ايران، اسلاميت است.
انقلاب اسلامي ايران يك انقلاب ملي و محدود نيست بلكه ماهيت و هويت فراملي و فرامرزي دارد انقلاب فراملي برخلاف انقلاب ملي داراي ارزشها و آرمانهايي است كه فراتر از مرزهاي جغرافيايي ميرود و به يك ملت و محدوده سرزميني تعلق ندارد. نظم و نظام بينالملل كليه خردهگفتمانهاي اسلامگرايي در سياست خارجي ايران در زمينه عدم سازگاري و انطباق نظم و نظام بينالملل موجود يا نوع اسلامي مطلوب آن اتفاق نظر دارند
همگي آنها در اين اصل و گزاره بنيادي مشتركاند كه نظام بينالمللي موجد و آن نظم جهاني مطلوب بر مبناي مرزهاي عقيدتي دارالاسلام و دارالكفر نيست گفتمان اصولگرايي كه حول محور متعالي دولت قوام و هويت مييابد اهميت و اولويت ويژهاي براي تحقق و تامين اين هدف راهبردي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران قائل است
چون نظم و نظام بينالملل موجود را كاملا ناعادلانه نامشروع و نامطلوب ميپندارد در گفتمان اصولگرايي عدالتمحور برداشت، تلقي و تعريف حداكثري صلح مثبت كاملا بر معنا و مدلول آن منطبق است چون در اين قرائت از صلح پيوند عميقي بين صلح و امنيت و عدالت برقرار ميشود به گونهاي كه بدون تحقق عدالت صلح و امنيت نيز تامين نميشود
لذا براي دستيابي به صلح و امنيت پايدار مناسبات قدرت و زور و ساختارهاي سلطه و خشونت ساختاري را بايد از بين برد نمونه آشكار آن رويكرد جمهوري اسلامي ايران به مسئله فلسطين است جمهوري اسلامي ايران در چهارچوب صلح مثبت استدلال ميكند كه تا زماني كه ساختارهاي سلطه و خشونت ساختاري بر روابط فلسطينيان و اسرائيل حاكم است
صلح پايدار حاصل نخواهد شد هژموني نسبي گفتمان اصولگرايي در سياست خارجي ايران بيانگر بازگشت به گفتمان آرمانگرايي اوايل دهه 1360 است كه وجود نوعي چرخه گفتماني در سياست خارجي ايران را به خوبي نشان ميدهد دولت نهم در برنامه خود يكي از اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را تقويت استراتژي چندجانبه گرايي در سطح بينالمللي و مقابله با يكجانبهگرايي در عرصه بينالمللي و گسترش همكاري با كشورهاي مستقل و غير متعهد اعلام ميدارد
بر اين اساس سياست خارجي دولت نهم در بستر گفتمان اصولگرايي عدالت محور درصدد ائتلافسازي منطقه و جهاني براي مقابله با نظام استكباري به رهبري امريكا برآمده است متنوعسازي روابط و مناسبات خارجي جمهوري اسلامي ايران با كشورها و مناطق غير غرب نيز در اين چارچوب صورت ميگيرد. نمودهاي عيني و رفتاري رويكرد و رهيافت نوين سياست خارجي ايران در دوران حاكميت گفتمان اصولگرايي براي موازنهسازي و متنوعسازي را ميتوان در اين اقدامات خلاصه كرد.
سياست نگاه به شرق به معناي همكاري وگسترش روابط با روسيه، چين وهند براي موازنهسازي در برابر غرب و امريكا و عضويت ناظر در سازمان همكاري شانگهاي تقويت و توسعه همكاريها مناسبات روابط دوجانبه با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس تلاش براي فعال كردن
جنبش عدم تعهد واستفاده نمادين از آن بهويژه در پرونده هستهاي با گسترش روابط با كشورهاي همسو و ضد امپرياليستي و ضدامريكايي در تمامي مناطق وجه ايجابي و مثبت گفتمان اصولگرايي براي عدالتگستري و استقرار نظم مطلوب در سطح نظام بينالملل تلاش براي توصيف تبيين و ترويج عدل اسلامي است
نظم و نظامي كه پس از واسازي و تغيير نظم و نظام موجود جايگزين آن خواهد شد به عبارت ديگر پس از واسازي نظم كهن منطقا بايد به بازسازي و نوسازي نظم و نظام نويني پرداخت كه مبتني بر عدالت، كرامت انساني، صلح و امنيت بشري است معنا و مفهوم صله در گفتمان اصولگرايي عدالتمحور فراتر از مفهوم صلح منفي و حداقلي ميرود بنابر اين برقراري صلح علاوه بر كنترل منازعات و مناقشات بايد از خشونت ساختاري نيز جلوگيري كند.
خشونت ساختاري نوعي رابطه اجتماعي است كه در آن يك طرف قادر است سلطه و سيطره خود را بهطور كامل اعمال كند در حالي كه طرف ديگر اين رابطه از هرگونه خوديابي و خودسازي ناتوان و محروم نگه داشته ميشود محروميت قحطي، سركوب، گرسنگي، نابرابري، امپرياليسم، وابستگي و توسعهنيافتگي نمونههايي از خشونت ساختاري هستند كه در ساختارها و نهادهاي سياسي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ملي و بينالمللي نهادينه شدهاند.
لذا براي دستيابي به صلح و امنيت پايدار بايد مناسبات قدرت، زور و ساختارهاي سلطه و خشونت ساختاري را از بين برد بر اين اساس يكي از مهمترين برنامهها و اهداف سياست خارجي دولت نهم توصيف وضع و نظم ناعادلانه ونظام سلطه جهاني است بهويژه رئيسجمهور بيشترين انرژي و نيروي ديپلماتيك خود را مصروف توصيف و تبيين اين واقعيت نامطلوب بينالمللي ساخته است.
در گام بعد گفتمان اصولگرايي درصدد تخريب و سپس تغيير نظم موجود براي استقرار نظم مطلوب است بنابر اين دولت دهم يكي ديگر از اولويتها و اهداف سياست خارجي خود را مقابله با استعمار و مبارزه با ترفندهاي نظام سلطه جهاني تعريف ميكند.
نتيجه گيري
با توجه به مطالب بالا، بايد خاطرنشان ساخت كه اصول هفتگانه سياست خارجي دولت نهم ودهم، صرفا از منظر علمي و آكادميك بررسي شده ونگاه هنجارگونه اين دوره از سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران مورد مطالعه ميباشد. سنجش درستي و نادرستي برخي از اصول فوق و تاييد يا رد هركدام از گزارههاي بالا صرفا نيازمند شاخصبندي و ارائه مصداقهاي لازم ميباشد كه خارج از بحث اين نوشتار است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|















