جبهه پايداري از ابتدا با احمدینژاد بود
| سياست |
انتخابات با رقابت ميان اصولگرايان به پايان رسيد. در واقع جريان اصولگرايي اندكي پس از ارايه ليست از سوي جبهه متحد اصولگرايان به جاي وحدت حداكثري به تعدد حداكثري رسيد و نتيجه آن ارايه بيش از سيزده فهرست در اين اردوگاه بزرگ بود. نخستين طبل ناسازگاري از سوي جبهه پايداري زده شد. گفتوگويي را با محمد رضا باهنر نايبرئيس مجلس هشتم ترتيب دادهايم كه از محضرتان ميگذرد.
گروه سياسي- حديث خوشنويس:
محمدرضا باهنر در گفتوگو با «ملت ما»:
انتخابات مجلس نهم برگزار شد در اين ميان اصولگرايان با تعدد ليست به رقابت پرداختند. سوال اين است كه آيتالله مهدوي كني تا چه ميزاني توانستند در ماموريت به وحدت رساندن اصولگرايان موفق عمل كنند؟
جامعه روحانيت مبارز تهران به مديريت و سرپرستي آيتالله مهدوي كني و جامعه مدرسين حوزه علميه قم به رهبري آيتالله يزدي براي به وحدت رسيدن اصولگرايان كار مهمي را انجام دادند. شايد از سال 1376 آقايان راهنماييهاي كلي را به اصولگرايان ميدادند تا اينكه امسال تصميم بر اين شد تا چتري را براي حمايت و به وحدت رساندن جريان اصولگرايي باز كنند تا بتوانند آنان را متمركز نمايند.
كار آقايان قابل تقدير و كم نظير و موثر بود. اتفاقاتي در روزهاي آخر انتخابات افتاد و ليستهاي متعددي بيرون آمد كه هر كدام تحليل خاص خودشان را دارند. اما كاري را كه اين آقايان انجام دادند موثر بود و توانستند اصولگرايان را به يك وحدت برسانند.
وحدت در ابتداي امر بود به اين دليل كه بعدها اصولگرايان با سيزده ليست وارد انتخابات شدند؟
در همه ادوار انتخابات ليستهاي متعددي وجود داشته است. در تهران ليستهاي متنوعي ارايه شد كه عموما وزني نداشتند اما در پايتخت دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري اثر گذار بودند، مابقي ليستها مانند ايستادگي و صداي ملت و غيره نه سقف راي و نه كف راي را داشتند و همچنين نتوانستند بهطور موثر عمل كنند.
به نظر جنابعالي چرا آيتالله مصباحيزدي براي راي دادن از قم به تهران آمدند؟
خبري كه من دارم آيتاللهزاده (پسر آيتالله مصباحيزدي) بودند نه آيتالله مصباحيزدي، خبر ورود ايشان به تهران تكذيب شد. ولي به هر حال راي دادن آقازاده در تهران حامل پيامي بود كه ميخواستند بگويند حضور در تهران بسيار مهم است. جبهه پايداري در استانهاي ديگر مانند كرمان، اصفهان و مشهد خيلي موفق عمل نكرد.
به نظر جنابعالي دليل رخداد اين اتفاق در تهران چه بود؟ غالب جمعيت تهران نزديك به جبهه پايداري نيست.
عموما جمعيت اصولگراي تهران در انتخابات شركت كرده و راي دادند و همانطور كه مشاهده كرديم در ليست افرادي كه در دور اول مجلس انتخاب شدند و به مرحله دوم راه يافتند بيشتر از دو، سه نفر غير از اصولگرايان راي نياوردند. تصور ما اين است كه جبهه پايداري همه نيروي خود را در تهران متمركز كرد چنانچه نيروهاي آن جبهه در استانهاي ديگر چندان توفيقي نداشتند، نيروهاي حساسي هم نامزد شده بودند. مثلا در كرمان آقاي جلالي، مسئول دفتر آيتالله مصباح و آقاي ذوالنور در قم كه نتوانستند راي بياورند. در كل جبهه پايداري در همه استانهاي ايران راي خوبي را به دست نياورد.
به نظر جنابعالي اگر ديگر ليستها تمام ظرفيت خود را در تهران متمركز ميكردند ميتوانستند راي بیاورند؟
بستگي به ظرفيت ليستها داشت. معتقدم اگر بقيه ليستها همان كار را انجام ميدادند باز هم نميتوانستند در تهران راي بياورند.
با توجه به مسائلي كه بر سر وحدت اصولگرايان رخ داد چقدر احتمال دارد آيتالله مهدوي كني مانند آقاي ناطق نوري از فضاي سياسي كشور كنارهگيري كنند؟
اينطور نيست، آيتالله مهدوي كني السابقون السابقون است و در واقع ما ايشان را جزو هيئت امناي انقلاب ميدانيم. همت ايشان را با توجه به كهولت سن و وضع نامناسب جسمي در به وحدت رساندن اصولگرايان ديديم و دغدغه اين بزرگوار براي آينده اصولگرايان و حفظ نظام بوده است.
اين نبود كه ايشان در انتخابات بر روي افراد ليست جبهه متحد نظر خاصي داشته باشند و قطعا تا آخرين لحظه حيات هم اين دغدغه را دارند. يادم نميآيد كه امام (ره) آينده شخصي را تضمين كرده باشند ولي درباره ايشان اين كار را انجام داده و آيندهشان را تضمين كردند. من هميشه به آيتالله مهدوي كني ارادت داشته، دارم و خواهم داشت.
همانطور كه جنابعالي اشاره داشتيد پايه گذار وحدت يا به نوعي جبهه متحد اصولگرايان آيتالله مهدوي كني بودند و نيز ميدانيم جبهه پايداري منتسب به آيتالله مصباحيزدي است، آيا بين اين دو بزرگوار اختلاف نظر وجود دارد؟
جبهه پايداري از ابتدا با رئيسجمهور بود، پس از جدايي براي آنكه اين نيروها متفرق نشوند عموما هدايتشان كردند و گفتند كه من رهبر و رئيس آنها نيستم. اين به معناي اختلاف بين روحانيت معظم كشور نيست در واقع بخشي از نيروها با جامعتين كار كردند و بخشي براي آنكه از دست نروند زير چتر آيتالله مصباح شروع به فعاليت كردند.
يعني اين احتمال وجود داشت كه اگر جبهه پايداري تشكيل نميشد، اين اصولگرايان به نوعي از دست ميرفتند و به مخالفين بدل ميگشتند؟
نميدانم، در هر صورت ايشان اينطور مطرح كردند كه ميخواهند اين نيروها را جمع كنند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|



















