اصليترين تفاوت حكومت الهي با حكومتهاي غيرالهي
| سياست |
علي ميثمي تهراني:شايد در وهله اول در چشم ظاهربين برخي به نظر برسد كه بين حكومت الهي جلوهگر در مردمسالاري ديني با حكومتهاي غير الهي رايج در دنياي مدرن تفاوت چندان مهمي وجود ندارد.زيرا هر دو نوع اين حكومتها در ظاهر مبتني بر نوعي تفكيك قواي سهگانه بين سه ساختار اصلي يعني قوه مجريه، قوه مقننه و قوه قضاييه هستند كه مبتني بر آراي عمومي تعيين ميشوند. بنابر اين تفاوت ماهوي خاصي در اين ميان نيست.
پس نظام اسلامي مدل خاصي از حكومت را در مقابل نظامهاي رايج در عالم مدرن ارايه نداده و مردمسالاري ديني نيز مزيت ويژهاي نسبت به مردمسالاريهاي غيرديني ندارد.صد البته در مقابل اين نگاه سطحي ميتوان نگاه عميقتري نيز به حكومتهاي الهي و غير الهي انداخت. در اين نگاه مبناييتر تفاوت بسيار مهمي بين اين دو نظام ملاحظه ميشود كه غرض اصلي اين سياهه است.
آن تفاوت اساسي اين است كه در نظامات سياسي غير الهي – به خلاف حكومت الهي مبتني بر ولايت فقيه - اقتصاد سرمايهداري و قوانين برآمده از آن حاكم بر تمامي ساختارهاي اجتماعي است. به اين بيان كه در دستگاه كفر و نفاق، نظام پرورش حساسيتهاي اجتماعي و روند ارتقای وجدان انساني فقط و فقط مبتني بر رابطه انسانها با يكديگر و با جامعه براي حداكثر شدن سود مادي و توسعه سرمايه است.
توسعه در اين دستگاه به پيچيدهتر و دقيقتر و پرتحركتر و پرتاثيرتر شدن اين روابط در جهت افزايش شتابنده سود حداكثري مادي تعريف ميشود. حساسيت انسانها در رفتار فردي و سازماني و اجتماعيشان نيز در همين چرخه شيطاني، تكامل – به معناي پيدايش وحدت و كثرت منضبط مادي شديدتر- پيدا كرده و به تبع پيچيدهتر شدن رابطه انسان با جهان، پيچيدهتر ميشود. مسلما در چنين جوامعي برنامه اخلاقي انسانها هرگز براساس نظام تاريخي يا نظام تكويني فرا اجتماعي شكل نميگيرد.
زيرا از ابتداي تعريف انسان در علوم انساني برآمده در چنين آب و خاكي، حيات انساني زاييده خواص مادي است. براساس همين حيات مادي است كه نظامات مادي و ساختارهاي مادي پديدار شدهاند. بدون اينكه شعور يا اخلاقي فرا مادي بر آنها حاكم باشد. پس هم انسان و هم جامعه برآمده از ماده صرف هستند.
منتهی انسان به عنوان يك نظام فوقالعاده پيچيده مادي حاصل تكامل نظامات مادي سادهتر در طي قرون متمادي است. جامعه نيز حاصل ارتباطات پيچيدهتر اين نظامات پيچيده مادي (انسانها) با يكديگر است. هدف اصلی اين پروسه نيز توسعه قدرت، اطلاعات و ثروت مادي است. آن هم در شكلي بسيار بيرحم و توسعهيافته كه در آن انسانها در حكم سلولهاي يك ارگان زنده متكامل مادي به نام جامعه هستند.
مطابق نظريه تكامل مادي گونهها، تا قبل از پيدايش انسان اين ساير موجودات بودند كه تكامل يافته تا به ميمون و سپس انسان منتهي ميشوند. اما بعد از اينكه انسان توانايي ايجاد جامعه مدني را پيدا كرد اين جوامع هستند كه همواره كاملتر شده تا به يك دهكده جهاني واحد بر پايه اومانيسم، ماترياليسم و ليبراليسم به عنوان پايان تاريخ منتهي شود.
مسلما اين روند مادي روابط، حساسيتها، نيازها، سنجشها و قدرتهاي پيچيده مادي متناسب با خود را ميطلبد. اخلاق نيز متناسب با تكنولوژي مادي توليد شده در اين بستر مادي، تعريف خاص خود را ميطلبد. نظام موازنه جهاني نيز ساختارهاي مادي خود را يافته و در صورت لزوم به تفكيك قوا و اهواء جمعي كفار و منافقين دنيا پرست نيز تكيه مينمايد. ظاهرش نيز شايد شبيه حكومت ديني باشد. اما اين كجا و آن كجا؟
زيرا در دستگاه الهي نخستين اصل معرفتي اين است كه ماده و خواص آن مخلوق الهي و مقهور قدرت غالبه اولياي كرام بارگاه كريمانه اوست. مخلوقات عالم نيز بيجهت و لهو و لعب و باطل خلق نشدهاند كه «ربنا ما خلقت هذا باطلا». هدف اصلی از خلقت نظامات عالم توسعه عبوديت و معرفت موحدانه بندگان است كه «ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون».
ربوبيت اين عالم نيز رها نبوده و به دست خداوند واحد قاهر است كه «بيديه ملكوت كل شئ». اين نگاه حاكم بر حكومت الهي است كه تفاوت ماهوي با نگاه اصالت مادي حاكم بر حكومت غير الهي دارد. بر اين اساس هم در چرايي نظامات اجتماعي و هم در چيستي آنها و هم در چگونگي تحقق عيني آنها، حكومت الهي تكيه به توحيد و تعبد و تقوا داشته و تمامي مراحل تحقق اجتماعي را منوط به اراده الهي تعريف مينمايد.
هدف غايي از حكومت را نيز توسعه عقلانيت و عدالت و معنويت در پرتو ولايتالهيه جهت توسعه عبوديت در عالم تعريف مينمايد ولا غير. به خلاف نظام غير الهي كه در تمامي اينها به تنها چيزي كه توجه ندارد خداوند خالق متعال است كه «قالت اليهود يدالله مغلوله غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا».
بر اين اساس هرگز نبايد ساختارهاي حكومت اسلامي متكي بر ولايتالهيه – نظير انتخابات- را با ساختارهاي حكومتهاي غير اسلامي متكي بر ولايت نفس و شيطان يكسان پنداشت. ضرورت حاكميت فقيه عادل بر حكومت در نظام اسلامي خود به بهترين شكل نشانگر تفاوت ماهوي بين اين دو سنخ حكومت است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


















نظرات
لینک RSS این نظر