«اخلاق» مظلومي در چنگال مدعيان!
«اخلاق» مظلومي در چنگال مدعيان!
محمد قادري: واژه يا بهتر بگوييم مفهوم «اخلاق» را هم اگر مانند واژههايي چون «آزادي، عدالت و...» از جمله واژهها و مفاهيم مظلوم تاريخ بدانيم پر بيراه نگفتهايم بهويژه آنگاه كه اين مفهوم توسط مدعيان تادب به آداب مذهب رهايي بخش تشيع به عنوان اخلاقيترين شيوه زندگي، در هياهوهاي سياسي به بازي گرفته شود.
در اين نگاره گرچه قصد آن نيست كه از زاويه نگاه فلسفه، اصول عقايد و كلام به مفهوم «اخلاق» پرداخته شود اما بايد به اين نكته اشاره كرد كه پشتوانه فلسفي، اعتقادي و كلامي «اخلاق اسلامي» در مملكتي كه ادعاي امالقرايي جهان اسلام را دارد آن قدر بزرگ و جامع است كه خواه ناخواه اخلاقي عمل كردن را در بالاترين ترازش انتظار داشته باشيم. سخن اما بهويژه درباره اتفاقاتي است كه معمولا در روزهاي منتهي به انتخابات در فضاي سياسي كشورمان رخ ميدهد و به دليل رفتار سوء مدعيان بيعمل، علاوه بر آنكه چهرهاي زشت از جامعه اسلامي متجلي ميسازد غباري بر پا ميكند كه مردم را در شناخت سره از ناسره دچار مشكل كرده و امكان يك انتخاب معقول و منطقي مبتني بر منافع و مصالح ملي را از آنان ميستاند، ضمن اينكه بر اساس «الناس علي دين ملوكهم»، اين كژرفتاريها و بياخلاقيها با درجاتي به مراتب شديدتر در ميان مردم رسوب كرده و زيربناي اخلاق اجتماعي را از درون دچار مشكل خواهد كرد.
ماجرا آنجا پيچيدهتر و هضمش ناممكنتر ميشود كه دعواهاي سياسي و بياخلاقيهاي اين روزها نه ميان دو جريان متضاد با يكديگر بلكه ميان افراد و جرياناتي است كه همگي خود را اصولگرا ميخوانند و اتفاقا در اينكه خود را محور و اصل اصولگرايي بنامند از ديگران پيشي ميگيرند بهويژه آنكه بو كشيده و به درستي تشخيص دادهاند كه گرايش «ملت» به شعارها و منشهايي است كه رنگ و بوي اصولگرايي ـ به معناي تام كلمه ـ ميدهد.
بر اين اساس ذكر چند نكته ضروري مينمايد:
1) خداوند متعال در آيه شريفه 46 سوره مباركه انفال ميفرمايد: «وأطيعُواالله ورسولهُ ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحُكُم واصبِروا إِنّالله مع الصّابِرين»/ و از خدا و پيامبرش اطاعت نماييد و نزاع نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت شما از ميان نرود و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامتكنندگان است»، پس بايد از تحقق وعده الهي در اين باره ترسيد نه اينكه مست از باده قدرت به بداخلاقي و گردنكشي پرداخت.
2) بنابر تصريح تمامي علماي اخلاق، ادعا و شعار تنها سم مهلكي براي اخلاق جامعه است، بهويژه آنكه به مرور آحاد جامعه را به تقليد از نخبگانش دچار دورويي و نفاق ميكند، لذا تنها كمي تفكر و تامل در اين باب، روشن خواهد كرد كه فلسفه خدمت به خلق خدا اساسا با كشاندن جامعه به وادي نفاق منافات دارد، البته مگر اينكه «شيفتگي خدمت» تنها شعارمان باشد و «تشنگي قدرت»، اصل!
3) همانگونه كه بزرگان ما و بهويژه رهبر معظم انقلاب در مقاطع مختلف از جمله فتنه 88 بارها بر نقش موثر خواص در فراگيري غبار فتنه تاكيد داشتهاند، حواسمان باشد حال كه مردم درصددند با انتخابي دقيق، مجلسي متناسب با آرمانهاي امام و رهبري تعيين كنند و بزرگاني چون آيات مهدويكني، محمد يزدي و مصباحيزدي آبروي خود را در اين راه هزينه كردهاند با گفتار و رفتارمان اخلاق را به مسلخ نبرده و سرمنشأ فتنهاي ديگر كه آرزوي ديو صفتان است، نباشيم.
4) ملت انقلابي ايران با احدي عقد اخوت نبستهاند و همواره با توكل به خدا و تكيه بر اشارات رهبر خود، راه خود را از ناصالحان جدا كرده و دست آنها را رو كردهاند، پس حواسمان باشد دعواي قدرت، ناممان را در گروه مطرودين ملت قرار ندهد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


