نشست بغداد اختلافات داخلي و طمع غرب
نشست بغداد اختلافات داخلي و طمع غرب
محمد قادري:در جريان نشست 1+5 با جمهوري اسلامي ايران در 26 فروردين 91 كه به اجلاس استانبول2 معروف شد، رسانههاي داخلي و نيز رسانههاي غربي هر يك به دلايلي سعي كردند فضاي مذاكرات را «اميدواركننده» و «رو به جلو» ترسيم كرده و در نهايت آن را براي هر دو طرف موفقيتآميز جلوه دهند، البته بايد توجه داشت كه اين فضاي رسانهاي ايجاد شده تنها يك پروپاگانداي صرف نبود و شواهد حكايت از آن داشت كه واقعا چنين اتفاقي رخ داده بود.
درباره چرايي اين اتفاق، اگرچه تحليلهاي متفاوتي عرضه شد اما با توجه به حضور چشمگير مردم در انتخابات 12 اسفند، وجه مشترك بيشتر تحليلها درباره نرمش نسبي غرب، نمايش ثبات و اقتدار نظام از رهگذر همين انتخابات بود بهگونهاي كه 1+5 و بهويژه امريكا را به اين نتيجه رسانده بود كه محاسباتشان درباره نتيجه تشديد تحريمها غلط از آب درآمده و نه تنها مردم را از پشتيباني نظام منصرف نساخته بلكه با توان بيشتري به حمايت همهجانبه از جمهوري اسلامي ايران مجاب كرده است.
در فاصله پايان نشست استانبول تاكنون كه تنها چند روز به نشست بغداد باقي مانده به ناگاه موضع برخي مقامات غربي دوباره با چرخشي عجيب به همان مواضع قبل از نشست استانبول برگشته تا حدي كه بيم بينتيجه ماندن نشست بغداد ميرود. اين چرخش اگرچه بهطور قطع دلايل متفاوت داخلي و خارجي دارد اما اگر فضاي نسبتا مثبت حاكم بر نشست استانبول از سوي غرب را نتيجه همدلي مردم و وحدت ميان مسئولان بدانيم، بيترديد يكي از دلايلي كه عوامل نظام سلطه را بار ديگر نسبت به تشديد دشمنيهايش حريص كرده، همانا بروز اختلافات داخلي و تنشهاي هزينهزا و فرصتسوز سياسي است كه ظاهرا تمامي هم ندارد.
بر اين اساس ذكر چند نكته ضروري به نظر ميرسد:
1) همانگونه كه بارها در طول عمر با بركت جمهوري اسلامي ايران اتفاق افتاده است، ملت ايران همواره در بزنگاههاي تاريخي نقش بيبديل خود را با قدرت ايفا كرده و نظام را از آفات داخلي و خارجي بيمه كردهاند، چنانكه در مورد اخير هم اين اتفاق به بهترين شكل رخ داد و كليت نظام بهره آن را در مذاكرات استانبول برد اما اين سياسيون و مسئولان هستند كه متاسفانه نتوانستهاند از اين پتانسيل استفاده بهينه كنند و معمولا در گيرودار قدرتطلبيها و اختلافات دشمن شادكن منافع ملي را ناديده گرفتهاند.
2) همانگونه كه رهبر معظم انقلاب هم درباره رقابتهاي انتخاباتي و هم در دعواهاي ميان قوا بارها تاكيد كردهاند، رفاقت، همدلي و رسانهاي نكردن اختلافات و مشكلات كليد اصلي پيروزي و سربلندي در داخل و خارج است، پس در اين برهه حساس و با توجه به فشارهاي بيامان مستكبرين عالم، ضروري است كه اختلافات موجود اگر هم بنا نيست حل شود لااقل رسانهاي نشود تا دشمنان را به طمع نياورد.
3) بيشك در يك نظام مردمسالار رقابتهاي انتخاباتي جزو اصول اوليه است و ايرادي هم بر آن وارد نيست اما انتظار مردم در جامعه اسلامي اين است كه سياسيون حداقلهاي اخلاقي را در اين ميدان بازي رعايت كرده و به جاي دفع يكديگر با پررنگ كردن وجوه مشترك، در همدلي و وحدت بكوشند و به عنوان مثال مسئلهاي ساده چون رئيس آينده مجلس را به بحراني سياسي تبديل نكنند كه قطعا از اين رهگذر است كه دشمن توان بهرهبرداري سوء را از دست خواهد داد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


