نگاه افراط و تفريطي به توليد ملي بايد اصلاح شود
| جامعه |
|حسن بهشتيپور* |لفظ توليد ملي داراي دو وجه اشتراك است. يكي توليد به معناي عام كه اشاره به توليد فكر، فرهنگ و اصلاح رفتارهاي فرهنگي جامعه دارد و ديگري توليد به معناي خاص كه منظور از آن توليد اقتصادي (Product) است كه بنظرم توليد به معناي خاص، بيشتر مدنظر مقام معظم رهبري قرار داشته است. توليد اقتصادي بهشدت تحت تاثير عوامل غير اقتصادي است. عواملي مانند رسانه، رفتارهاي فرهنگي و باورهاي جامعه با وجود اينكه اقتصادي نيستند، اما بر توليد اقتصادي تاثيرگذار هستند. رسانهها بايد ضرورت توليد ملي را در جامعه و در افكار عمومي جا بيندازند.
بايد روي مسائلي مانند اينكه چه عواملي به رشد توليد ملي كمك ميكنند يا اساساً توليد ملي چه اهميتي دارد كار كنند. رسانهها در افزايش توليد ملي نقش انكارناپذيري دارند. رسانهها بايد اهميت افزايش و كاهش توليد ملي را در جامعه تبيين كنند. رسانهها بايد به آسيبشناسي نگاه افراط و تفريطي كه در اين زمينه وجود دارد، بپردازند. در نگاه افراطي اين تصور وجود دارد كه همه كالاهاي مورد نياز ما بايد در داخل كشور توليد شود. اين نگاه نه منطقي است و نه اقتصادي. نميشود و نبايد همه كالاها را در داخل كشور توليد كرد.
بعضي محصولات به صرفه است كه از خارج به كشور وارد شوند، اما بعضي محصولات هستند كه جنبه استراتژيك دارند و حتي اگر واردات آنها از خارج كشور به صرفه باشد، بايد خودمان در داخل به توليد آنها بپردازيم. به عنوان مثال اگر گوشي تلفن همراه در داخل كشور توليد نشود فاجعهاي رخ نميدهد. تكنولوژي ساخت و توليد اين دستگاه در خارج از كشور پيشرفتهتر است.
نيازي نيست كه ما همه آنچه را كه نياز داريم خودمان توليد كنيم. اما از طرف ديگر يكسري كالاها وجود دارند كه حتما بايد خودمان آنها را در داخل كشور توليد كنيم. فرضا حتي اگر واردات گندم از كشور ديگري براي ما مقرون به صرفهتر باشد، اما به دليل آنكه گندم يك محصول استراتژيك و قوت اصلي مردم كشور ماست، چنانچه در امر واردات آن مشكلي پيش بيايد، دچار مشكلات عديده و بزرگي خواهيم شد. پس بايد همه توان خود را به كار بگيريم تا در توليد محصولي مانند گندم به خود كفايي برسيم.
نگاه تفريطي اين است كه اقتصاد آدام اسميتي و تقسيم كار بينالمللي را بپذيريم و بگوييم ما فقط بايد هر كالايي را كه در توليد آن مزيت نسبي داريم، توليد كنيم و ساير كالاها و محصولات مورد نيازمان را از ساير كشورها وارد كنيم. مزيت نسبي در توليد يعني كمترين هزينه و بالاترين ميزان بهره وري در توليد. اما اگر چنين كاري انجام دهيم، خودمان را دچار مشكل كردهايم. در اين صورت اگر روابط كشوري كه از آن محصولي را وارد ميكنيم با ما تيره شود، آن كشور جلوي واردات آن محصول را به كشور ما ميگيرد و كشور دچار مشكل ميشود. رسانهها روي شكلدهي باورهاي ملي اثرگذار هستند.
رسانهها بايد مردم را به سمت استفاده از كالاهاي داخلي سوق دهند. شايد برخي كالاها و محصولات داخلي كيفيت و مزيتهاي كالاهاي خارجي را نداشته باشند، اما رسانهها بايد مردم را متوجه كنند كه گاهي لازم است افراد مزيت فردي را بهخاطر جامعه و مزيت جمعي ناديده بگيرند. رسانهها بايد كمك كنند كه باور جامعه برود به اين سو كه بهخاطر مصلحت كشور بايد از كالاهاي داخلي استفاده كرد تا توليد ملي تقويت شود. با افزايش توليد ملي سطح رفاه عمومي بالا ميرود. البته اگر توزيع درآمد و ثروت در جامعه عادلانه نباشد، با افزايش توليد ملي، تنها سطح رفاه عدهاي بالا خواهد رفت و نه تمام جامعه.
*كارشناس رسانه
| < قبلی | بعدی > |
|---|






