چرا اين دو مرد سر سازش ندارند؟
| جهان |
اردشیر پشنگ *:طي ماههاي اخير تنشهاي ميان مسعود بارزاني و نوري مالكي بر سر مسائل مختلف، روند رو به افزايشي به خود يافته است. اين نوشتار با اشارهاي گذرا به مسائلي كه منجر به ايجاد تنش و اختلاف ميان دو رهبر كرد و عرب عراقي طي ماههاي اخير شده است خواهد پرداخت.طي يكسال اخير ميان مسعود بارزاني رهبر حكومت اقليم كردستان عراق و از رهبران اصلي فراكسيون پارلماني «ائتلاف كردستاني» با نوري مالكي نخستوزير كنوني عراق و رئيس حزب الدعوه و ائتلاف پارلماني «دولت قانون» جدلها، انتقادات و تنشهاي لفظي متعددي رخ داده است كه اين امر منجر به سردي بيش از پيش روابط كردها با اعراب عراقي شده است.
در ذيل به صورت مختصر به 11 مورد از اين موارد اشاره خواهد شد:
1. جنگ پرچمها در خانقين
مسئله مذكور در اواخر تابستان سال گذشته در منطقه كردنشين استان ديالي به وقوع پيوست. در اين مورد نوري مالكي دستور داد تا پرچمهاي مربوط به كردستان عراق بر فراز ساختمانهاي دولتي و بلنديهاي اين منطقه پايين كشيده شده و تنها پرچم عراق به اهتزاز در آيد.
استدلال مالكي براي اين كار اين بود كه اين منطقه جزئي از اقليم كردستان عراق نيست. مسئله مذكور با واكنش شديد بارزاني مواجه شد و تنشهاي لفظي طرفين به حدي بالا گرفت كه برخي از آن با عنوان «جنگ پرچم دوم» ميان كردها و اعراب عراق ياد كردند. اين مسئله نهايتا با اهتزاز پرچم كردستان عراق بهطور موقت حل شد.
2. عدم اجراي ماده 140 قانون اساسي
عدم اجراي ماده 140 قانوناساسي براي تعيين سرنوشت برخي مناطق و شهرهاي داراي جمعيتهاي مختلط كرد، عرب (شيعه و سني)، تركمن و... از ديگر مسائل حاد و تنشزا بين دو رهبر عراقي بوده است. بارزاني از هر فرصتي براي انتقاد از مالكي به دليل عملي نكردن اصل 140 قانون اساسي استفاده كرده است. به نظر ميرسد اين مسئله مهمترين عامل تنش و بحران ساز ميان طرفين طي ماههاي آتي باشد.
3. ورود ارتش به خانقين و كركوك
دستور مالكي به عنوان فرمانده كل قوا براي ورود نيروهاي ارتش به منطقه خانقين در استان ديالي و نيز شهر كركوك از ديگر مسائل تنش زا ميان طرفين بوده است. مسئلهاي كه با عقبنشيني يا پيش روي گاه و بيگاه نيروهاي طرفين حاد يا سرد ميشود.
4. خروج نيروهاي امريكايي از عراق
مسئله خروج نيروهاي امريكايي از عراق در پايان سال گذشته مورد مهم مورد اختلاف ديگر ميان بارزاني و مالكي بوده است. بارزاني بهطور تلويحي خواهان ابقاي اين نيروها براي مدت زمان بيشتري بود چرا كه استدلال وي و ديگر رهبران كرد عراقي اين است كه بودن امريكاييها در عراق به نفع كردها خواهد بود.اما مالكي از خروج امريكاييها حداقل بصورت نمادين و ظاهري استقبال ميكرد. اين تنش نهچندان حاد، نهايتا با خروج كامل نيروهاي رزمي امريكا در دسامبر 2011 پايان پذيرفت.
5. عملي نشدن بندهايي از توافقات دسامبر 2010 اربيل
توافقات عملي نشده دسامبر 2010 در اربيل ديگر مسئله مهم و تنشزا ميان بارزاني و مالكي طي ماههاي اخير بوده است. بارزاني كه خود را ناجي خروج عراق از بحران بنبست سياسي 9 ماهه عراق در سال 2010 ميداند؛ مالكي را متهم ميكند كه به توافقاتي كه در اربيل موجب رضايت همه گروههاي عراقي براي تشكيل دولت وحدت ملي شد پايبند نبوده است. وي براي اين مهم عدم انتخاب وزراي پستهاي حساس وزارت كشور، اطلاعات، دفاع و... را به عنوان شاهد مثال ميآورد.
6. پرونده طارق الهاشمي
پرونده متهم شدن طارق الهاشمي به هدايت برخي جوخههاي ترور در عراق كه منجر به پناهنده شدنش به منطقه كردستان عراق و سپس خروج از عراق شد ديگر مسئله تنشزا ميان بارزاني و مالكي بوده است. اين مسئله درست يك هفته بعد از خروج نيروهاي امريكايي مطرح شد و مالكي، طارق الهاشمي از معاونان رئيسجمهوري عراق را متهم به مديريت اقدامات تروريستي كرد. هاشمي براي جلوگيري از دستگير شدن بلافاصله راهي منطقه كردستان عراق شد و در آنجا با استقبال گرم و حمايت گونه رهبران كرد (بهويژه بارزاني) قرار گرفت.
7. قراردادهاي نفتي كردستان عراق
تداوم همكاريهاي نفتي يكجانبه كردستان عراق با برخي شركتهاي نفتي خارجي بدون هماهنگي با دولت مركزي عراق از ديگر موارد اختلافزا و جدلآميز ميان مالكي و بارزاني بوده است. مالكي در اين زمينه معتقد است بر اساس قوانين فدرال عراق هرگونه معامله خارجي و نيز روابط خارجي ايالتهاي فدرال بايد با اطلاع و تاييد دولت مستقر در بغداد عملي شود امري كه تا به امروز چندان اينگونه نبوده است. به همين دليل مالكي محدوديتهايي را عليه شركتهاي نفتي طرف قرارداد با كردها به اجرا در آورده است كه از آن جمله ميتوان به شركت نفتي اكسون موبيل اشاره كرد.
8. كنفرانس ملي عراق
پس از مطرح شدن پرونده و مسئله طارق الهاشمي، گروههاي مختلف عراقي واكنشهاي متفاوتي به آن نشان دادند از جمله ائتلاف العراقيه كه ائتلاف تحت رهبري اياد علاوي و حامي طارق الهاشمي بود بهطور موقت و به نشانه اعتراض به حكم دادگاه، دولت و مجلس را ترك كرد. افزايش تنشها به ديگر گروهها نيز سرايت كرد. در اين زمان بارزاني اعلام كرد كه ميتواند در اربيل با ميزباني از گروههاي مختلف عراق به مانند دسامبر 2010 يكبار ديگر اتحاد را به عراق باز گرداند اين پيشنهاد با استقبال برخي از گروهها مانند اعراب سني و نيز جناح متمايل به عمار حكيم مواجه شد. اما با پاسخي از سوي مالكي روبهرو نشد.
9. اجلاس اتحاديه عرب
برگزاري اجلاس روساي اتحاديه عرب در بغداد ديگر مسئلهاي بود كه بارزاني و مالكي در سايه آن يكبار ديگر اختلافات خود را نشان دادند. در اين زمان بارزاني بر خلاف ساير رهبران عراقي بجاي حضور در بغداد و شركت در اجلاس راهي يك سفر خارجي به اروپا و امريكا شد تا يكبار ديگر اختلافات ميان خود و دولت عراق را نمايان سازد.
10. دوستان و متحدين منطقهاي
طي هفتههاي اخير به نظر ميرسد اين دو رهبر عراقي سعي در نزديك نشان دادن خود به ائتلافهاي منطقهاي متفاوتي دارند. براي اثبات اين ادعا ميتوان به سفر بارزاني به تركيه و در مقابل به سفر مالكي به تهران اشاره كرد. پس از ديدار بارزاني با اردوغان، نخستوزير تركيه در يك كنفرانس مطبوعاتي انتقادات سخت و سنگيني را عليه نوري مالكي مطرح كرد كه با واكنش مقامات عراقي ديگر مواجه شد و منجر به سردي روابط ديپلماتيك طرفين شد.
11. خريد هواپيماهاي اف -16 امريكايي
اما آخرين مسئله تنش زا ميان مالكي و بارزاني به جريان خريد هواپيماهاي اف-16 امريكايي توسط بغداد باز ميگردد. بارزاني در اين زمينه بهطور آشكارا از امريكاييها خواست تا زماني كه مالكي نخستوزير عراق است از تحويل اين جنگندهها به عراق خودداري كند چراكه وي مدعي شد، رئيس دولت عراقي از استفاده احتمالي آن عليه كردها در برخي محافل غيررسمي سخن به ميان آورده است. ادعايي كه هنوز با واكنش دولت عراق مواجه نشده است.
*کارشناس مسائل خاور میانه
| < قبلی | بعدی > |
|---|





