فيلمساز بايد نگاه درمانگرايانه به مسائل اجتماعي داشته باشد
| فرهنگ و هنر |
گفتوگوهايي با اهالي سينما درباره ساخت فيلمهاي اجتماعي و معضلاتي كه در اينگونه از فيلمها مطرح ميشود و پيامدهاي آنها در جامعه شده است. ارزيابي و نگاه اين سينماگران به فيلم اجتماعي در زير آورده شده است. كارگردان«روزهاي زندگي» در اين باره گفت: فيلمساز بايد در فيلمش نگاهي درست و با رويكرد درمانگرايانه و روشنگرانه به مسائل و معضلات جامعه داشته باشد.
فيلمهاي اجتماعي و پيامد آن در جامعه
«پرويز شيخطادي» درباره ساخت فيلمهاي اجتماعي و معضلاتي كه در اينگونه از فيلمها مطرح ميشود و پيامدهايي كه در جامعه دارد به فارس، گفت: بحث بسيار مهمي است، سينماگران در حوزه تاثيرات رسانه بر مخاطب در سنين مختلف صاحب تخصص نيستند و تنها بر اساس شنيدهها و مشاورههايي كه ميگيرند فيلم ميسازند.
وي در ادامه گفت: برخي از فيلمسازان در حوزه اجتماعي فيلمهايشان يك جور وقايعنگري است و اكثر فيلمسازان بيشتر رويكرد ژورناليستي دارند و از وقايع، عكس و فيلم تهيه ميكنند و يك داستان يا موضوع را به تصوير ميكشند. كارگردان فيلمهاي«شكارچي شنبه» و «پشت پرده مه» در ادامه توضيح داد:
متاسفانه برخي از فيلمسازان صرفا يك موضوع و معضل را به تصوير ميكشند. هيچ راهگشايي و رويكرد درمانگرايانه و اصلاحگرايانه در فيلمها ديده نميشود، اين نشاندهنده اين است كه فيلمساز تنها به معضل نگاه كرده است و فيلمي با اين موضوع ساخته است. وي در ادامه به مشكل ديگري در ساخت آثار اجتماعي اشاره كرد و گفت:
فيلمساز تنها جامعه كوچك اطراف خود را ميبيند و به نوعي زندگي كپسولي دارد و محدوده خودشان را ميبيند و با موضوع و معضلي كه اطراف خود ميبيند آن را كار ميكند، ممكن است در آن اجتماع كپسولي موارد خيانت را بيشتر ديده باشند و آن را به تصوير ميكشند، از آن عكس ميگيرند. وقتي فيلمساز راجع به موضوعي حرف ميزند خود به خود به جامعه تعميم داده ميشود.
كارگردان فيلم تحسين شده«روزهاي زندگي» در ادامه گفت: وقتي فيلمي ساخته ميشود و پروانه نمايش ميگيرد، مخاطب احساس ميكند اين موضوع فراگير است و جزو آمار كشور ميشود اما معمولاً اينگونه نيست، ما در جامعه اين همه خيانت و بزهكاري و ناهنجاري را به اين شدت نميبينيم كه تعداد زيادي از فيلمسازها بيايند و مجموعهاي سريالي از خيانتها بسازند و اين نشان ميدهد فيلمسازها از جامعه حقيقي كشور و گستردگي ايران و گستردگي تاريخ ايران به دور هستند و نگاهشان به يك مجموعه فردي كوچك ن محدود شده است.
اين موضوع اصلي است كه فيلمسازها بايد به اين فكر كنند به نسلهاي آينده و بچههايشان و تاثيرات فيلمهايشان روي مخاطبين بينديشند. وي در ادامه افزود: فيلمساز بايد نگاه درستي داشته باشد و رويكرد درمانگرايانه و روشنگرانه به مسائل و معضلات جامعه در فيلمش وجود داشته باشد. فيلمساز بايد وظيفه خودش را بشناسد و ديدن معضلات، ناهنجاريها و مسائل اجتماعي وظيفه رسانههاي جمعي است كه خبر و گزارش تهيه كنند.
فيلمساز وظيفهاش اين است كه اگر معضلي ميبيند براي اين معضل فكر هم داشته باشد. طرح موضوع كار روزنامهنگاري است اما فيلمساز بايد از استعداد و هوش خودش استفاده كند تا ريشهيابي كند كه كمبود كدام خصلتها در جامعه يا نقصان كدام ويژگيهاي اخلاقي باعث شده تا خيانت بروز و ظهور پيدا كند.
شيخطادي در خاتمه گفت: درمانگري از طريق هنر و روشنگري از طريق هنر و روشن كردن زواياي تاريك از طريق هنر از اهميت و ويژگي خاصي برخوردار است، اگر ما تنها از تاريكيها عكس بگيريم كار خاصي نكرديم. مردم خيلي بهتر از ما برخي از مسائل را ميدانند و از جزئيات بيشتر آگاهند، هنرمند تنها نبايد آيینهاي جلوي جامعه بگيرد، بايد جلادهنده باشد.
داوودنژاد: هنرمند بايد مشكلات جامعه را طرح كند حتي اگر راهحلي ارايه ندهد
كارگردان فيلم«مرهم» گفت: اگر هنرمند بتواند مشكل يا معضلي را مطرح كند، بهتر است اين كار را انجام دهد، حتي اگر راهحل مناسبي براي رفع آن مشكل نداشته باشد. «عليرضا داوودنژاد» كارگردان سينما درباره ساخت فيلمهاي اجتماعي و معضلاتي كه در اينگونه از فيلمها مطرح ميشود و پيامدهايي كه در جامعه دارد، گفت:
فيلم اجتماعي اين خاصيت را دارد كه ضعفها و قوتها را نشان ميدهد و طبيعي است كه جامعه تشويق ميشود تا ضعفها را كم و به قوتها اضافه نمايد. اين خاصيت هم براي مردم عادي صدق ميكند و هم براي مسئولان. خاصيت اين نوع آثار در اين است كه مسئولان متوجه ميشوند كه چگونه مديريت كنند تا ضعفها در جامعه كاهش يابد و مردم هم تشويق ميشوند تا نقاط قوتشان را افزايش دهند.
وي در پاسخ به اين سوال كه فيلمساز علاوه بر مطرح كردن معضل اجتماعي بايد راه برونرفت از آن را نيز ارايه دهد يا خير، گفت: بايد و نبايد كردن فقط ايجاد محدوديت ميكند. اگر يك نفر ميتواند مشكل يا معضلي را مطرح كند، بهتر است اين كار را انجام دهد، حتي اگر راهحل مناسبي براي رفع آن مشكل نداشته باشد؛
اما طرح مسئله هم كمك به فهم مسئله و جستوجو براي راهحل خواهد كرد. الزاماً نبايد بگوييم هيچ صورت مسئله اي را بدون ارايه راهحل نبايد طرح كنيم. گاهي ميشود صورت مسئله به نحوي طرح شود كه پاسخ هم درون آن نهفته باشد، اين متفاوت است و فوايدي را هم به دنبال دارد اما نبايد اين را به عنوان يك نسخه تلقي كرد و توقع داشت همه به اين نحو عمل كنند.
كارگردان فيلم سينمايي«مرهم» در ادامه گفت: وقتي فضاي سانسور وجود داشته باشد، هنرمند بيآنكه به روشني متوجه باشد به تدريج چشم و گوشش را از واقعيتهاي اطرافش دور ميكند. فضاي سانسور باعث ميشود كه هنرمند به خوبي نبيند و نشنود. يكي از وجوه و تاثيرات بد سانسور اين است كه هنرمند چشم و گوشش را از آنچه ديدني و شنيدني است جدا ميكند. وقتي هنرمند خوب نبيند و نشنود نميتواند آيینه شفاف و صيقل و منعكسكننده خوبي باشد.
داوودنژاد در ادامه افزود: به عقيده من هنرمندان بايد متوجه تاثير فضاي بستهاي كه سانسور روي آنها ميگذارد، باشند و سعي كنند چشم و گوششان از آنچه كه در اطراف ميگذرد، جدا نشود تا انديشهشان هم از اطراف تاثير بگيرد و اثرشان منعكسكننده مسائل مبتلابه جاري جامعه باشد. وي در خاتمه گفت: با وجود تاثير سانسور بر هنرمند اما بايد هنرمندان سعي كنند اين تاثير بر چشم و گوش و انديشهشان اثر نگذارد و از واقعيتهاي جاري جدا نشوند و اين دريافتها را بتوانند در اثرشان منعكس كنند.
رئيسيان: ساخت پرتعداد فيلمها با سوژه«خيانت» نشان از بيدقتي مديران است
كارگردان«چهل سالگي» با اشاره به تاثير فيلمهاي اجتماعي بر جامعه گفت: ساخت پرتعداد فيلمها با سوژه«خيانت» نشان از بيدقتي مديران است. «عليرضا رئيسيان» كارگردان درباره ساخت فيلمهاي اجتماعي و معضلاتي كه در اينگونه از فيلمها مطرح ميشود و پيامدهايي كه در جامعه دارد، گفت:
سينماي اجتماعي يكي از پرمخاطبترين ژانرهاست و در حوزه كاركردهاي روانشناختي و جامعهشناختي پرسوناژها تعريف ميشود كه علاوه بر كاركرد فردي، كاركرد اجتماعي نيز خواهد داشت.وي در ادامه گفت: البته اين نكته را بايد يادآور شوم كه ما به معناي خاص ژانر اجتماعي نداريم اما عموم فيلمها چون محور و شخصيت اصلي آنها انسان است،
در دايره سوژه اجتماعي(اجتماع كوچك و بزرگ) قرار ميگيرد و درامهاي بزرگي در تاريخ سينما بر اين اساس شكل گرفتند و اين امر از فيلمنامه شروع ميشود. كساني كه دست به توليد اين نوع آثار ميزنند بايد در اين حوزه داراي نظرگاه ويژهاي باشند.
كارگردان«ايستگاه متروك» در ادامه گفت: سوژههاي اجتماعي بايد در سناريو صورت گيرد و در شخصيتهاي درام ما كامل شود و بعد هم در مجموعه ساخت فيلم كه به انتها ميرسد يك فرآيند تكميلي را دنبال كند. اما ضعف آثار اجتماعي از سناريو ميآيد، در بازيها مضاعف ميشود و در كارگرداني كامل ميشود و بعد هم يك فيلم ابتر ميبينيد با پيامهاي ناقص يا منفي.
وي در ادامه به تاثيرات آثار اجتماعي در جامعه اشاره كرد و گفت: به عقيده من بزرگترين مصيبت سريالهاي تلويزيوني است. در سينما خيلي جلوتر از آثار نمايشي تلويزيوني هستيم، زيرا اكثر آثار تلويزيوني واپسگرا، محدود و فاقد ابزار لازم علمي براي درك موقعيت درست هستند و شايد اين بهخاطر حجم مصرف آنتن باشد!
داور جشنواره سيام فيلم فجر گفت: شايد در سينما به دليل استفاده از سرمايه خصوصي نقش در شكلگيري موضوعات اجتماعي به برخي از جنبههاي منفي يا تعارضها، يا پاردوكس شخصيتها ميپردازند و از آنها سود ميبرند اما تلويزيون كه سرمايهاش از بودجه دولتي تامين ميشود بايد بيشتر دقت كند و نگران ساخت اين نوع آثار با دقت بيشتري باشد (نمونه مشخص آن سريالهاي سيروس مقدم است) وي در ادامه گفت:
بحث فيلمهاي اجتماعي يك بحث تاريخي و مربوط به امروز نيست و پيام اين نوع فيلمها با سليقه مديران، مخاطبان و منتقدان ممكن است متغير باشد، بهطور مثال در حوزه ارزشگذاري، داوران جشنواره يك فيلمهايي را ميپسندند كه منتقدان نميپسندند، از سوي ديگر منتقدان در درون خودشان با هم اختلاف نظر دارند،
نظر منتقدان با مخاطبين و مخاطبين با تصميمگيرندگان متفاوت است. اين تكثر، ذات سينما است و نميتوان گفت چه كسي در اين ميان درست ميگويد اما آنچه مسلم است اين است كه حساسيت در ساخت آثار درام اجتماعي بايد بيشتر از درامهاي تخيلي يا درامهاي غيرواقعگرا باشد.
ساخت پرتعداد فيلمها با سوژه«خيانت» نشان از بيدقتي مديران دولتي است
كارگردان«چهل سالگي» در پاسخ به اين سوال كه چقدر نمايش فيلمها با سوژه خيانت بر مخاطب و بهويژه جوانان موثر است، گفت: ساخت پرتعداد فيلمها با سوژه «خيانت» نشان از بيدقتي مديران دولتي در بخش پروانه ساخت است. مثلاً از 33 فيلم بخش مسابقه يك سوم سوژههاي نزديك به هم دارند، اين آرايش در شوراي پروانه ساخت اتفاق افتاده و افرادي كه مجوز ساخت ارايه ميدادند،
اصلاً حواسشان به اين مسئله نبوده كه يك غفلت بزرگ در بخشي از درامها در حال شكلگيري است و يك تجمع بيش از حد در اين بخش است. مسئوليت آرايش و چيدمان فيلمها به عهده آنهاست، اين دوستان بايد به فيلمسازان تذكر ميدادند كه اين تعداد فيلم در اين بخش در حال ساخت است و همين اطلاعرساني باعث ميشد بسياري از فيلمسازان نگاهشان را تغيير دهند و روي موضوعات ديگر متمركز شوند تا اين همه فيلم با مضامين يكسان ساخته نشوند.
وي به تاثيرات فيلمها در جامعه اشاره كرد و گفت: من فيلمهايي كه در بخش مسابقه شركت كرده بودند را ديدم كه اكثراً آثار متوسطي بود و تاثيرات منفي بيشتري بر جامعه خواهد گذاشت. در طول سال ظرفيت هر اكران نوبتي، دو فيلم از اينگونه مورد اشاره است، با اين تفسير در كل سال آرايش نمايش اينگونه فيلمها را شاهد خواهيم بود
كه به سياستگذاريها و راندمان غلط مديريت در بخش ارايه پروانه ساخت فيلمها بازمي گردد. مخاطب قطعاً تحت تاثير قرار ميگيرد زيرا شبكههاي ماهوارهاي كه پر از سوژههايي از اين دست است، تلويزيون هم كه در چند سال گذشته تبليغ چند همسري و دو همسري را ميكرد الان سينما در تبعيت از اين موج رفتار ميكند كه خوب نيست.
رئيسيان در خاتمه افزود: در مجموع بحث مناسبات و روابط درون خانواده كه نطفه اصلي هر اجتماع بزرگتري است، بحث مهمي است كه اگر به سمت بيبند و باري برود شايسته نيست و البته اين سوژهها را(مثلث سهگانه عاطفي) نميتوان كامل حذف كرد بلكه با نگاه منتقدانه به سراغ اين تمها و مضامين رفت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




