آيا مشكل در برنامههاي صدا و سيماست؟
| فرهنگ و هنر |
اما آيا بهراستي صدا و سيما در اين سالها از نظر كمي و كيفي برنامههاي خود را ارتقا نداده است؟ آيا وضع برنامههاي صدا و سيما در مقايسه با 10 سال گذشته به مراتب بدتر شده است؟ در اين يادداشت كوتاه مجال ارايه آمار و ارقام نيست. ولي حداقل نگاهي به سريالها و فيلمهايي كه هر شب از اين رسانه پخش ميشود، تنوع برنامههاي مختلف و در كل توجه به شبكههاي راديويي و تلويزيوني كه در سالهاي اخير مورد بهرهبرداري قرار گرفتهاند بيانگر گامهاي رو به جلوي اين سازمان است.
به نظر ميرسد كه ارزيابيهايي اينچنين كمي بدور از واقعيتها طرح ميشود. براي مثال گفته ميشود كه خط داستاني سريالهاي صدا و سيما قابل پيشبيني است. سوال آن است كه آيا خط داستاني سريالهاي شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان قابل پيش بيني نيست؟
هماكنون چند شبكه ماهوارهاي فارسي زبان از جمله فارسي وان سريال پخش ميكنند. بهراستي از نظر كارشناسي، ميزان قوت سريالهاي اين شبكه و شبكههايي اينچنين در مقايسه با سريالهاي صدا و سيما خيلي بالاتر است؟ بهراستي فاصله آنها با سريالهاي صدا و سيما از زمين تا آسمان است؟
نگارنده اين سطور معتقد است كه بهكارگيري آن جذابيتهايي كه مد نظر است و دليل جذب برخي از مردم به شبكههاي ماهوارهاي است اساسا بهدليل محدوديتهاي ساختاري صدا و سيما قابل تحقق نيست و نبايد از صدا و سيما انتظار رود كه آن جذابيتها را در برنامههايش نشان دهد.
در اين زمينه مثالي ميزنم. تحقيقات نگارنده اين سطور نشان ميدهد كه بسياري از كساني كه به تماشاي سريالهاي شبكه فارسي وان ميپردازند در كنار قصه سريال، توجه خاصي به لباسها و سبك آرايش بازيگران آن دارند و از آنها ايده ميگيرند. آيا انتظار ميرود كه صدا و سيما چنين جذابيتي در برنامههاي خود ايجاد نمايد؟
در زمينه مضامين ترانهها و محتواي كليپهاي موسيقي، نحوه اجراي مجريان در برنامههاي تلويزيوني، جهتگيريها و مواضع مطرح شده در برنامههاي خبري و سياسي، پوشش افراد در برنامهها، نوع نگاه به تعاملات و روابط اجتماعي و خانوادگي، همه و همه از جمله مسائلي است كه ورود به آنها- به آن شكلي كه شبكههاي ماهوارهاي بدان ورود ميكنند-براي صدا و سيما آسان و حتي ممكن نيست.
بهنظر ميرسد كه حداقل آن دسته از مخاطباني كه به شبكههاي ماهوارهاي گرايش دارند بهدليل آنچه كه صدا و سيما در عمل نميتواند پخش كند و چارچوبهاي اساسي نظام هم آن را تاييد نميكند به سراغ اين شبكهها ميروند. شايد به همين دلايل باشد كه تصميمگيري درباره نحوه مواجهه با ماهواره براي نظام امري دشوار است و قانون ممنوعيت سال 1373 همچنان به قوت خود باقي است.
به نظر ميرسد آن جذابيتي كه مخاطب ايراني را بهسوي شبكههاي تلويزيوني ماهوارهاي ميكشاند صرفا جذابيت موضوعي و محتوايي نيست. به ياد دارم كه قبل از بهكارگيري تجهيزات دريافت شبكههاي ماهوارهاي، برخي از مردم شهرهاي شمالي كشورمان بيننده يك يا دو شبكه آذربايجان شوروي(سابق) بودند.
به هنگام جستوجو و تنظيم شبكههاي مذكور در تلويزيونهاي سياه و سفيد و آنالوگ آن دوران، تنها نشانه آنكه آيا هماكنون شبكهاي كه در پسِ برفكها هويداست شبكههاي صدا و سيما يا شبكههاي باكوست(به تعبير آن روزها) ديدن سازهاي موسيقي، پايكوبي و نوع پوشش زنان و مردان بود.
به نظر ميرسد كه صرفا موضوع برنامهها نيست كه فاصله شبكههاي ماهوارهاي و صدا و سيما را زمين تا آسمان ميكند بلكه معيارهاي اخير هم در اين زمينه نقشي اساسي دارند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




