Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
فرهنگ گزارش جنگ رسانه‌اي براي تصاحب فرهنگ و تاريخ

جنگ رسانه‌اي براي تصاحب فرهنگ و تاريخ

فرهنگ و هنر

بعد از سريال‌هايي چون ابن‌سينا؛ شيخ بهايي؛ غياث‌الدين جمشيد كاشاني؛ زكرياي رازي؛ دكتر قريب، و آثار مذهبي چون امام علي(ع) ؛ امام رضا(ع)؛ مختارنامه و... كه در چند سال گذشته از شبكه‌هاي مختلف سيما پخش شد و در آن شخصيت‌هاي تاريخي ايراني، اسلامي به تصوير درآمدند، تلويزيون قصد دارد زندگي تعداد ديگر از مشاهير تاريخ ايران و جهان چون اقبال لاهوري، سلمان فارسي، حضرت موسي، خواجه نصيرالدين طوسي، مصطفي چمران و... را روايت كند.

 

 

بررسي فيلم ها و سريال هاي تاريخي در ايران به بهانه آغاز فيلمبرداري سريال«امام غزالي» در مصر

اما در اين ميان تلويزيون كشورهاي ديگر هم براي مصادره برخي شخصيت‌ها تلاش مي‌كنند؛ شخصيت‌هايي كه در ايران بالنده و شكوفا شده‌اند.  در همين راستا فيلمبرداري سريال«امام غزالي» در دكور شهر«طوس» در قاهره آغاز شده است، تهيه‌كننده آن گفت: سريال«امام غزالي» در رقابت با سريال‌هاي تاريخي ايران و سوريه ساخته مي‌شود.

 

به نقل از روزنامه مصري الشروق، عادل ثــابت‌رئيس تيــم تهيه‌كنندگــان سريــال مصري«امام غزالي» كه چند روز پيش فيلمبرداري آن در بخش اسلامي شهرك توليدات رسانه‌اي قاهره آغاز به‌كار كرده است گفت: سريال امام غزالي رقابت سريال‌هاي تاريخي و ديني مصر با رقيبان سوري و ايراني است. وي با بيان اين‌كه سريال‌سازي مصري را احيا خواهيم كرد، با تاكيد بر اين‌كه اكسسوار اين سريال بايد در حد قابل قبول باشد، گفت: با مسئولان دكور و لباس و گريم صحبت كرده‌ام و گفته‌ام كه هيچ خطايي را نمي‌پذيرم.

 

اين درحالي است كه نخستين تصاوير اين فيلم در دكور شهر«طوس» محل تولد امام محمد غزالي به كارگرداني«ابراهيم الشوادي» آغاز شد. صحنه‌هاي ابتدايي فيلمبرداري شده از اين سريال مربوط به محمد 12 ساله است كه در نهايت نبوغ حافظ كامل قرآن بود و قرار است اين سريال به صورت خطي ادامه يابد تا در دوران جواني نوبت بازي به«محمد رياض» بازيگر نقش امام غزالي برسد. الشوادي نيز با بيان اين‌كه سريال را براي رمضان 2012 آغاز خواهد كرد، گفت: هر چند بودجه ما براي اين كار سخت تحقق كامل نيافته اما تاكنون خواسته‌هاي ما را ارايه كرده‌اند.

 

الشوادي با وجود اين‌كه غزالي از مخالفان فلسفه است درباره سريال نيز گفته است: پيام اصلي سريال«امام غزالي» اين است كه اسلام دين عقل و ميانه رويي است نه مغالطه. وي افزود: زماني كه ما داريم سريال«امام غزالي» را مي‌سازيم شباهت بسياري به دوران حيات او دارد و هر چند غزالي هرگز به مصر سفر نكرد اما اين روزهاي مصر شبيه آن روزهاست.

 

الشوادي با اشاره به زندگي غزالي گفت: در زندگي امام محمد غزالي رابطه مسلمان و مسيحي و تنظيم آن در روابط او و همچنين تنظيم چنين روابطي بين سني و شيعه و چگونگي اداره اين روابط و همچنين چگونگي پيوستن او به صوفيان و جدايي‌اش از مردم و بازگشتش از صوفي‌گري و انتقاد به آن را مي‌بينيم.

 

وي با بيان اين‌كه الازهر با ساخت اين سريال موافقت كرده است، تاكيد كرد: به نظرم اين كار ارزش هزينه كردن را دارد هر چند صحنه‌هاي سختي چون نخستين ورود صليبي‌ها به قدس را داريم. بنابر اين گزارش در سريال«امام غزالي» علاوه بر«محمد رياض» كه در نقش امام غزالي بازي مي‌كند نرمين الفقى، بثينه رشوان، اشرف عبدالغفور، احمد خليل، احمد سلامه، رشوان توفيق، فايزه كمال، ميرنا وليد و احمد وفيق بازي مي‌كنند.

 

آثار تاريخي ايراني - اسلامي

مسعود كرمي در يكي از نوشتارهايش آورده بود: فيلم تاريخي پيش از انقلاب بيش‌تر دست‌مايه‌اي براي طرح عاشقانه‌هاي آبكي و مضامين فيلم‌‌فارسي بود و جز آثاري مثل«چشم‌هاي سياه» و «فردوسي»(هر دو ساخته‌ عبدالحسين سپنتا)،«صلاح‌الدين ايوبي» (حسن ساسان‌پور)، «يوسف و زليخا»(رشيد ياسمي) و چند اثر ديگر، باقي‌شان دغدغه‌اي براي تصوير كردن مستندات تاريخي نداشتند.

 

پس از انقلاب هم جريان فيلم تاريخي از يك سو در قالب آثاري مثل«حاجي واشنگتن»(1361)، «كمال‌الملك»(1363) و سريال«هزاردستان» هرسه ساخته علي حاتمي ادامه پيدا كرد كه بيش از استناد به تاريخ، علايق نوستالژيك فيلمساز به برهه اي خاص را دنبال مي‌كرد.از سوي ديگر سريال‌هايي مثل«دليران تنگستان»(شهسواري)، «كوچك جنگلي» (بهروز افخمي)، «سربداران» (محمدعلي نجفي) و«بوعلي سينا»(كيهان رهگذر) تلاش چشم‌گيري براي دراماتيزه كردن وقايع تاريخي در عين حفظ استناد به آن داشتند.

 

در اين ميـان فيـلـمي مثـل«مرگ يزدگرد» (1361) ســاخته بهرام بيضــايي مسير متفــاوتي را مي‌پيمود و سعي در تعمق در تاريخ با نگاهي امروزي داشت. اواسط دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد را مي‌توان دهه افول فيلم و سريال تاريخي در ايران دانست. اما از اواسط دهه‌ هفتاد مسئولان تلويزيون تصميم به ساخت سريال‌هاي تاريخي عظيم تحت‌عنوان«الف ويژه»- با محوريت پيشوايان مذهبي و معصومين گرفتند. حاصل اين رويكرد سريال‌هاي«امام علي(ع) »،«تنهاترين سردار» و «ولايت عشق» بود.


از آنجايي كه به‌دليل هزينه هنگفت، تهيه‌كنندگان سينما به ساخت فيلم تاريخي روي خوش نشان نمي‌دادند، سياست ساخت فيلم- سريال به رويكرد قبلي تلويزيون افزوده شد و ساخت فيلم- سريال‌هايي مثل«مريم مقدس»(شهريار بحراني) و «مسافر ري»(داوود ميرباقري) تلاشي بود براي احياي فيلم تاريخي بر پرده سينما.


با داغ شدن بازار سريال‌هاي تاريخي ـ مذهبي در تلويزيون فرج‌الله سلحشور پا به ميدان گذاشت و چند سال پس از ساخت سريال ضعيف«ايوب پيامبر»، دست به‌كار ساختن«مردان آنجلس» و بعدتر«يوسف پيامبر» شد كه علاوه بر هزينه‌هاي هنگفت، از حمايت مسئولان امر هم برخوردار بود.


سياست حمايتي تلويزيون مستند‌سازي به اسم نادرطالب‌زاده را هم به ساخت اثري درباره زندگي مسيح(ع) به روايت قرآن ترغيب كرد. در اين ميان مسئولان امر كه ديدند سريال تاريخي اولاً علاقه و كنجكاوي مخاطب را برمي‌انگيزد، ثانياً بودجه قابل توجهي را با دردسر كم به‌خود اختصاص مي‌دهد، ثالثاً پس از ساخته و پخش شدن نه تنها كسي بابت سهل‌انگاري‌ها مورد بازخواست واقع نمي‌شود،

 

بلكه سيل تشويق‌ها و تمجيدها را با خود به ارمغان مي‌آورد، دست به‌كار ساختن آثار تاريخي بر اساس زندگي مشاهير علمي و هنري شدند و به اين ترتيب آثار سست و ضعيفي درباره بزرگاني چون ملاصدرا، شيخ بهايي، غياث‌الدين جمشيد كاشاني، شهريار، نيما يوشيج از پي هم ساخته شد كه همگي با استانداردهايي نازل، تصوير عمومي از يك شخصيت ارزشمند تاريخي را در ذهن تماشاگران مخدوش كردند.

 

در اين بين«شهريار» گوي سبقت را از رقبايش ربود و كار به شكايت خانواده شهريار از سازندگان سريال كشيد. ‌در حال حاضر سريال«مختارنامه»(داوود ميرباقري) و فيلم«ملك سليمـان» (شهريــار بحـراني) نشانه‌هايي از ادامه حيات آثار تاريخي در سينما و تلويزيون ايران هستند.

 

حياتي كه از استقبال مخاطبان نشأت نمي‌گيرد، بلكه سيم‌هاي حياتش مستقيم به بودجه در اختيار مسئولان امر متصل است.
اساساً تاكنون پديده‌اي با عنوان ژانر به‌طور كامل در سينما و تلويزيون ايران شكل نگرفته است. چرا كه نه خاستگاه ژانر(رابطه سه‌گانه تماشاگر- تهيه‌كننده- منتقد)، نه روند شكل‌گيري آن و نه سير تكاملي پيوسته‌اي كه جزو لوازم ذاتي آفرينش يك ژانر است، در فضاي هنري ما امكان تحقق پيدا نكرده است.

 

سريال تاريخي هم با وجود اهتمامي كه تلويزيون در سال‌هاي اخير به آن داشته به‌نوعي درجازدن و در بسياري از موارد پس‌رفت محسوب مي‌شود-«يوسف پيامبر» چه پيشرفتي نسبت به«مردان آنجلس» داشت؟ يا سريال‌هايي كه به‌شكل سري‌دوزي به وقايع تاريخ معاصر ايران به‌ويژه دوره پهلوي مي‌پردازند

 

در حد تاريخ مصورهاي كسالت‌باري‌اند كه حتي به اندازه منابع مكتوب‌شان در مخاطب رغبت ايجاد نمي‌كنند. نمونه‌اش ساخته‌هاي محمدرضا ورزي. اين‌كه چرا يك پديده فرهنگي و هنري در كشور ما تبديل به جريان نمي‌شود، دلايل متعددي دارد و بحث مفصلي مي‌طلبد، اما آن‌چه در اين مقال مي‌گنجد اشاره‌اي گذرا به بعضي از دلايل ضعف و كجي فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي در ايران است.

 

اول. از آنجايي كه فيلم بر اساس يك واقعه تاريخي- مذهبي ساخته مي‌شود، سازندگان آثار تاريخي در ايران گمان مي‌كنند داستان فيلم‌شان در منابع و مستندات تاريخي موجود است و وظيفه آنها در حد جمع‌آوري مستندات و كنار هم چيدن آنهاست و ديگر نيازي به فيلمنامه خلاقانه و پرداخت دراماتيك داستان وجود ندارد. به‌همين دليل اغلب اين سريال‌ها به‌دست فيلمنامه‌نويس حرفه‌اي نوشته نمي‌شوند، بلكه خود فيلمساز با كمك كارشناس مربوطه دست به تنظيم(و نه آفرينش) فيلمنامه مربوطه مي‌زنند.

 

نمونه‌اش«يوسف پيامبر»، «مردان آنجلس» و «مريم مقدس» كه داعيه سنديت دارند و خالي از هرگونه خلاقيت و ارايه بينش درست نسبت به تاريخ مذهب هستند. قهرمان‌هاي اين سريال‌ها فاقد عمق و وسعت فكر تصوير مي‌شوند و سازندگان فقط با اتكا به پيش‌زمينه ذهني مخاطب از اين شخصيت‌ها، آدم‌هايي تك‌بعدي و در واقع تاريخي تك‌بعدي مي‌سازند.


ضدقهرمان‌ها يعني آدم‌هايي كه بالطبع بايد هوشمندانه در مقابل كاريزما و قدرت روحي و فكري قديسين بايستند هم موجوداتي احمق‌اند، مثل پيشوايان معبد آمون در «يوسف پيامبر»دوم. سويه ديگر بام، ناديده گرفتن اقتضائات تاريخي و بازنمايي واقعيت زماني و مكاني به بهانه دراماتيزه كردن اثر است. اين مسئله در سريال‌هاي مهدي فخيم‌زاده شايع است. به عنوان مثال نقش زنان در سريال ولايت عشق كه در قامت جنگاوراني مردافكن و امروزي ظاهر مي‌شوند و شيوه حضور زنان در زمانه تاريخي را ناديده مي‌گيرند.

 

يا بدمن‌هاي«تنهاترين سردار» كه درآنها از رفتار زمخت اعراب و عناصري مثل تندخويي، تعصبات قومي و قبيله‌اي، رفتارهاي جاهليت، مباهات به خون و نژاد كمتر اثري ديده مي‌شود و حتي گريم آنها گاهي به مُدل‌هاي مُد امروز شباهت پيدا مي‌كند. مثل گريم عمرو عاص(با بازي داوود رشيدي) در «تنهاترين سردار» كه با آن ريش و موي عجيب و غيرقابل باور يك كولي حقه‌باز در حوالي تگزاس را به‌خاطر مي‌آورد تا سياستمدار كاركشته عهد اموي.

 

سوم. فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي ما فاقد لحن تاريخي هستند. لحن شامل گستره وسيعي از عناصر بصري، روايي و مفهومي است. جزئياتي كه از لباس و گريم و دكور و سياهي لشگر تا ديالوگ‌ها و نحوه گويش آنها، رنگ و نور و قاب‌بندي و دكوپاژ و ميزانسن را در بر مي‌گيرد.  نكته كليدي آن است كه آيا همه اين عناصر در كنار هم قادرند دنياي تاريخي را بازسازي كرده و حس و فضاي كهنه و بدوي اعصار گذشته را براي مخاطب زنده كنند يا نه؟

 

متاسفانه در اغلب نمونه‌ها مخاطب ايراني بايد به‌زور با خودش قرارداد كند آنچه مي‌بيند در فلان برهه تاريخي مي‌گذرد و گاف‌هايي مثل ديالوگ‌هاي امروزي، بازي‌هاي فاقد حس و آخرين مدل مِيك‌آپ‌هاي زنان و سياهي لشگرهايي كه پيداست ساعتي قبل از ميان كارگران ايستاده در فلان ميدان انتخاب شده‌اند و...

 

را زير سبيلي رد كند تا ارتباطش با اثر قطع نشود.  براي نمونه سكانس سوء قصد به‌جان امام رضا(ع) در «ولايت عشق» كه كاراكترها با بازي مهدي فخيم‌زاده و حبيب دهقان‌نسب جوري تير و كمان را در ميان انبوه جمعيت روان به‌سوي امام نشانه مي‌روند كه پيشرفته‌ترين اسنايپرهاي امروز هم قادر نيستند در چنان وضع بغرنجي هدف را بزنند.

 

يا انتخاب غلط بازيگر نقش نوجواني يوسف(ع) كه به‌دليل فقدان ملاحت و زيبايي لازم گريمور را مجبور مي‌كند پسرك را با انواع سرخاب و سفيدآب‌هاي امروزي رنگ و لعاب بدهد، يا لهجه اصفهاني جناب آمن هوتب، فرعون مصر با بازي جهان‌بخش سلطاني. اينها نشان مي‌دهد كه كارگردان تسلط كافي جهت بازآفريني جزئيات تاريخي را ندارد يا تصور مي‌كند اين جزئيات از اهميت چنداني برخوردار نيست.

 

با همين تصورات غلط است كه جز چند استثناء، باقي فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي زندگي‌نامه‌ها يا وقايع‌نگاري‌هاي كسالت‌باري هستند كه همه جذابيت‌شان ناشي از كنجكاوي مخاطب براي مقايسه واقعه يا شخصيت تاريخي بازسازي شده با تصوير ذهني‌شان از آن پديده‌هاست. ذكر اين نكته ضروري است

 

كه اساساً تصور بازسازي تاريخ غلط و ناممكن است، بلكه تنها مي‌توان به بازآفريني تاريخ دست زد و از آنجا كه در روند بازآفريني يك واقعه يا شخصيت تاريخي از فيلتر ذهني نويسنده و كارگردان و كارشناس تاريخ عبور مي‌كند و رنگ‌مايه‌هاي تفكر آنها را به‌خود مي‌گيرد، ادعاي وفادار بودن و مستند بودن از بيخ باطل است.

 

يوزارسيف يا همان يوسف پيامبر تصوير ذهني فرج‌الله سلحشور از يكي از انبياي بني‌اسرائيل است، كه غلط‌هاي فاحشي در زمينه انطباق با داستان قرآني و مستندات تاريخي آن در خود داشت. در اين ميان فقط مي‌توان يك متر و معيار قابل قبول داشت؛ باور عامه نسبت به يك امر تاريخي و تصوير خاطره جمعي از آن.

 

يك فيلم يا سريال بايد تا جايي كه اصل تاريخ را در ذهن تماشاگر مخدوش نكند از عناصر دراماتيك و پيرنگ‌هاي خيالي بهره بگيرد تا بُعد تاريخي به شكلي برجسته در ذهن مخاطب ماندگار شود و اين ربطي به تحريف تاريخ ندارد. موضوعي كه مديران سينما و تلويزيون به آن توجه ندارند اثر‌گذاري عميق فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي بر ذهن مخاطب است. گاهي تصوير موجود از يك شخصيت يا واقعه چنان در ذهن مخاطب رسوخ مي‌كند كه تاريخ را با فيلم به نمايش درآمده به‌ياد مي‌آورد و تصوير را جايگزين دانسته‌هاي تاريخي مي‌كند.

 

به عنوان مثال بسياري از مردم با شنيدن نام حمزه عموي پيامبر، تصوير آنتوني كوئين بازيگر نقش حمزه در فيلم«محمد رسول‌الله» در ذهن‌شان نقش مي‌بندد. يا تصوير به صليب كشيدن مسيح بعد از نمايش فيلم«مصائب مسيح» ساخته مل گيبسون در ذهن انبوهي از مخاطبان به‌گونه‌اي نو حك شد. در اين ميان وقايع تاريخي كه مردم نسبت به آن آگاهي ندارند از حساسيت بيش‌تري برخوردارند.

 

فيلم يا سريالي كه چنين تاريخي را روايت مي‌كند با اندكي سهل‌انگاري يا سوءاستفاده به‌آساني مي‌تواند دست به جعل و تحريف تاريخ زده و تصويري واژگونه از تاريخ را تبديل به حافظه تاريخي يك قوم كند.به‌عنوان مثال سريال«روشن‌تر از خاموشي» ساخته حسن فتحي كه به زندگي فيلسوف متأله، ملاصدرا مي‌پردازد در پرداخت دراماتيك اثر چنان به بيراهه مي‌رود كه از ميانه داستان، شاه‌‌عباس صفوي به قهرمان سريال بدل مي‌شود.


با وجود اين نكات دقيق است كه مي‌توان زبان انتقاد بر مديران سينما و تلويزيون گشود كه چرا سريال‌هايي با اين ميزان حساسيت را به دست كار نابلداني مي‌سپرند كه احسن‌القصص كتاب خدا را، تبديل به اقبح سريال‌هاي تلويزيون مي‌كنند و داعيه هنرمندي‌ قربتا‌الي‌الله‌شان گوش فلك را كر كرده است.

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

سالن هایي پر از تماشاگر
سه شنبه, 16 اسفند 1390
|  بهزاد صديقي* |اگر بخواهيم نگاهي گذرا به تئاتر ايران در سال 1390 داشته باشيم بايستي كمي و كيفي به آن بیفكنيم و سپس با توجه به شرايط فرهنگي،... ادامه مطلب...
تحول در علوم انساني به عنوان يك گفتمان در برنامه «زاويه»
سه شنبه, 16 اسفند 1390
| ايوب توكليان|پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي ايران با وجود فراز و نشيب‌هاي فراوان و بعضا سرنوشت‌ساز در حوزه‌هاي علمي، صنعتي، سياسي،... ادامه مطلب...
بازتاب فرهنگ و هنر در رسانه ملي
یکشنبه, 14 اسفند 1390
| ايوب توكليان|همه ساله جشنواره‌هاي مختلف فرهنگي در كشورمان با اهداف متعددي برگزار مي‌شود و هركدام در يكي از حوزه‌هاي فرهنگي اهداف خاصي... ادامه مطلب...
تصویر
مارشال اروپايي در كمين ميراث‌دار امپراتوري
شنبه, 13 اسفند 1390
|محمد غريب|يونان به عنوان عضوي از اتحاديه اروپاست كه با توجه به افزايش بدهي‌ها تا 160 درصد توليد ناخالص داخلي، در سال‌هاي اخير با اعتراضات... ادامه مطلب...
تصویر
روشنايي ايوان
شنبه, 13 اسفند 1390
| آرش نيرومند |جول مِيرُويتز در سال 1938 در نيويورك امريكا به دنيا آمد. وي فارغ‌التحصيل دانشگاه Ohio در رشته نقاشي است و از سال 1962 عكاسي رنگي... ادامه مطلب...
نوازش نُت‌ها در آستانه بهار
پنجشنبه, 11 اسفند 1390
اميرحسين مكارياني:در آستانه فرارسيدن فصل بهار و نوروز ايراني اهالي موسيقي اجراهاي متفاوتي را در ايران و خارج از ايران تدارك ديده‌اند. ... ادامه مطلب...
سكانس هايي كه بي‌جهت نيستند
چهارشنبه, 10 اسفند 1390
|مريم خاكيان|با نگاهي بر ابعاد گسترده جنگ تحميلي‏، دو منظر متفاوت آن در جبهه‌هاي نظامي و مردمي كه به نوعي قرابت و مشتركات بسيار داشته و... ادامه مطلب...
«آفتاب مهرباني» و ارتباطي با ايرانيان جهان
چهارشنبه, 10 اسفند 1390
| محمد جواد جعفريان*|در طول سال‌هاي اخير برنامه‌هاي متعددي از شبكه جام‌جم پخش شده كه هر كدام با هدف خاصي درصدد جلب رضايت مخاطب و البته... ادامه مطلب...