نمايشنامهخواني نمايشنامه خواني است
| فرهنگ و هنر |
بهزاد صديقي:در سيامين جشنواره بينالمللي تئاترفجر، 9 نمايشنامه براي اجراي نمايشنامهخواني توسط هيئت داوران آن (محمدامير ياراحمدي، حسين پاكدل و مهرداد راياني) انتخاب شد. اين نمايشنامهها از ميان 160 اثر رسيده به دبيرخانه براي اين بخش مورد خوانش و ارزيابي قرار گرفت و از ميان اين 9 اثر يك اثر ترجمه بود.
نمايشنامهاي از هاينريش بل – نويسنده آلماني – كه توسط حمزه عليمحمدي ترجمه و اجرا شد. اين نمايشنامه با وجود حجم زياد آن و راديويي بودن كه نويسنده از ابتدا آن را به شيوه نمايشنامه راديويي نوشته بود، جزو آثار شاخص خارجي اين بخش بود. نمايشنامههاي ديگري كه در اين بخش به شيوه نمايشنامهخواني اجرا شدند، هركدام داراي ويژگيهاي خاص خود بودند كه برخي در حوزه زبان و ديالوگ و برخي در موضوع و برخي هم در كليت ساختاري خود شاخص بودند.
اما آن چه اين نمايشنامهخوانيها را در حوزه اجرا از يكديگر متمايز ميكرد، به نحوه انتخاب نقشخوانان بر ميگشت كه توسط كارگردان گروه و براساس شيوههاي رايج نمايشنامهخواني به تكميل و تكامل رسيده بود. هرچند كه براي رفع نقصان گروههاي نمايشنامهخواني در اين بخش كوشش شده بود براساس توجه به كيفيتگرايي متن و اجرا در همه بخشها از سوي ستاد جشنواره،
آثار 9 گروه شركتكننده يك بار قبل از اجرا (حدودا سه هفته پيش از شروع برگزاري جشنواره) مورد بررسي قرار گيرد تا نقاط ضعف يا كاستيهاي آن به گروهها گوشزد شود و كارگردانها به رفع كاستيهاي احتمالي آن بينديشند و اين مهم، نه به معني حذف اثر يا اجراي آن بوده بلكه براي برطرف شدن مشكلات خوانش نقشخوانان و اساسا براي بهتر شدن اجراي نمايشنامهخواني براي اين گروهها مورد توجه قرار گرفت.
تجربه، نشان داده است كه چون اين بخش به صورت غيررقابتي است و پس از انتخاب و تاييد متن گروهها از سوي ستاد جشنواره، چون هيچوقت اين آثار تا روز اجراي خود در جشنواره ارزيابي اجرايي نميشود، گروههاي شركتكننده گاه با اشكالات فاحشي به نقشخواني دست ميزدند. برخي از گروههاي نمايشنامهخواني، اجراي اثر خود را در قالب نمايش راديويي در معرض ديد مخاطبان قرار ميدهند كه اين با تعريف نمايشنامهخواني مغاير است و برخي نيز اين شيوه را با فن دوبلوري به اشتباه ميگيرند و دست به صداسازيهاي گونهگون ميزنند.
آنچه از نظريهپردازان و پژوهشگران اين عرصه ترجمه و تاليف شده و مورد مطالعه قرار گرفته است، اين است كه در نمايشنامهخواني قرار است متن نويسنده به شكل درستي خوانش شود و خوانشگران تنها از طريق ميميك و لحن و صداي خود، متن نويسنده را به درستي قرائت كنند بيآنكه بخواهند در صداي خود غلو كنند يا روي به صداسازيهايي كه در دوبلوري اتفاق ميافتد، بياورند. ضمن اينكه اين مسئله يعني خوانش اثر نويسنده (نمايشنامهنويس) ميتواند توسط يك نفر يا چند نفر اتفاق بيفتد.
بنابراين نمايشنامهخواني بدون هيچ آرايه خاص صحنهاي يا راديويي يا دوبلوري تنها با صداي بازيگر كه نقشخوان يا خوانشگر ميناميم، اغلب به صورت زنده اتفاق ميافتد. ميتوان گفت نمايشنامهخواني، نمايشنامهخواني است، نه دوبلوري است و نه نمايش راديويي و نه همچون برخي از آثاري كه در طي چند سال اخير روي صحنه رفتهاند، ملغمهاي از اجراي صحنهاي، راديويي و دوبلوري است و در واقع نه اين است و نه آن و در مرز اجراي صحنهاي و غيرصحنهاي گرفتار ماندهاند.
هرچند كه نبايد از ياد برد براي جذابيتبخشي به نمايشخواني به شيوه درست و صحيح، ميتوان در جايگيري نقشخوانان در صحنه و حتي نحوه نورپردازي گروههاي نمايشنامهخواني و نقشخوانان تامل كرد و از شيوههاي مرسوم هميشگي فاصله گرفت تا بر وجهه بصري كار افزود.
* مدير بخش نمايشنامهخواني
و توليد متون سيامين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر
| < قبلی | بعدی > |
|---|



