موسيقي ايراني را از مرگ حتمي نجات دهيم
| فرهنگ و هنر |
تقويم را كه ورق بزنيم پر است از هفتهها و روزهايي كه با عنوانهاي مختلف نامگذاري شدهاند. هفته كتاب، روز پژوهش و... اما چه ميتوان كرد كه اين نامگذاريها هميشه نمادين ماندهاند و گويي قرار نيست كه به اين زوديها اجرايي شوند! مثلا هميشه تاكيد ميشود كه پژوهش نياز اصلي تمامي عرصهها در كشور است.
| زينب مرتضايي فرد |
«هوشنگ جاويد» در گفتوگو با «ملت ما»:
موسيقي ايراني را از مرگ حتمي نجات دهيم
مديران فرهنگي هم در سمينارهاي مختلف گرد هم ميآيند و از اين ميگويند كه پژوهشهاي فرهنگي مفغول مانده است و خلاصه اينكه مدتهاست به تكرار يك جمله اكتفا كردهايم و مدام گفتهايم كه ايران كشوري است با قدمتي هزاران ساله و به آنچه كه هنوز شناخت خوبي از آن نداريم ميباليم.
اما صد افسوس كه تمامي گستردگي اين پيشينه تاريخي تنها در همين يك جمله بيان ميشود و به دست فراموشي سپرده ميشود... بهراستي اگر اين روند ادامه پيدا كند چه اتفاقي ميافتد؟ آيا آيندگان، آداب و رسوم و فرهنگ و هنر پدرانشان را خواهند شناخت يا خير؟ آيا با نواي موسيقي ايراني و زيباييهاي آن بيگانه خواهند شد يا خير؟
تاريخ پرفراز و نشيب موسيقي ايراني يكي از همان حكايتهايي است كه اگر بخواهيم دربارهاش حرف بزنيم بايد مثل فردوسي بگوييم يكي داستان است پر آب چشم...
اين هنر ارزشمند كه همواره نوايي الهي داشته و در پي ايجاد پيوند دوباره انسان با عالم معنا بوده، نواي ني و زخمههاي تار و تنبور را ابزاري براي برقراري دوباره پيوند ميان انسان و عالم قرار داده است. اما خب اختلاف نظرها آنقدر زياد بوده كه به مرور زمان موسيقي ايراني را ناديده گرفتهايم و حالا صداهايي را با عنوان موسيقي ميشنويم كه هيچ نسبتي با فرهنگ ايراني ندارند.
با هوشنگ جاويد يكي از فعالان عرصه پژوهش موسيقي به گفتوگو نشستيم تا برايمان از اوضاع و احوال موسيقي كشورمان سخن بگويد. با او از موسيقيهاي امروز حرف زديم، از جايگاه موسيقي ايران در جهان و سرنوشت تلخي كه با ادامه اين روند خواهد داشت.
وي كه گلايههاي بسياري از عملكرد دولت دارد ميگويد كه با ادامه روند بيتفاوتي هايمان به موسيقي، اين هنر بهزودي خواهد مرد! اما با اين حال راهكارهايي را هم ارايه ميكند كه اگر عملي شوند ميتوان موسيقي ايراني را از مرگ حتمي نجات داد. پيشنهادهايي چون تاسيس پژوهشگاه موسيقي و...
پژوهش يكي از عرصههاي مهمي است كه در كشور ما مغفول مانده است. ميتوان گفت موسيقي در اين ميان بيش از ساير رشتهها با بيمهري روبهرو شده و پژوهشهاي مربوط به آن هم چندان جدي گرفته نشده است. نظر شما درباره اين موضوع چيست؟
بهتر است در ابتدا از اين بگويم كه يك پژوهشگر عرصه فرهنگ و هنر چه وظيفهاي دارد. پژوهشگر اين عرصه همهچيز را به عنوان ميراثي بازمانده از گذشته ميبيند و وقتي وارد بحثي ميشود به بررسي جنبه و نگاههاي مثبت و منفي هر هنري يا پديده فرهنگي ميپردازد و سعي دارد مسيري را ايجاد كند كه هر آنچه تاثير مثبت دارد ادامه پيدا كند و هر آنچه نكوهيده و اشتباه است از مسير فرهنگ زدوده شود.
پس پژوهشها قرار است تاثيرگذار باشند و روند اشتباهات را در هر عرصهاي بازنمايي كنند تا برنامهريزان فرهنگي بتوانند راه درست را ترسيم كنند.
حال برسيم به پژوهشهاي عرصه موسيقي. در اين عرصه كار پژوهشي صورت ميگيرد، اما تعداد كمي از آنها به شكل اصولي و درست انجام ميشوند و ميزان اين پژوهشها در مقايسه با تعداد افراد تحصيلكرده اين حوزه اندك است، در نتيجه تعداد كتابهايي هم كه منتشر ميشوند پايين است و كمتر به چشم ميآيد.
پس كارهايي كه انجام ميشود با توجه به ظرفيتي كه موسيقي كشور دارد، ناچيز است.
بله. در اين مورد شكي نيست. از نظر موضوعي با تنوع فراواني روبهرو هستيم، اما حمايت جدي از اين عرصه نميشود و در ادامه اين روند راه به جايي نخواهيم برد.
تا اينجا از سخنان شما ميتوان استنباط كرد كه با دو مشكل عمده مواجه هستيم، يكي پژوهشگراني كه شكل اصولي تحقيق را نميدانند و ديگري هم ضعف نهادهايي كه بايد از اين فعاليتها حمايت كنند. اين در حالي است كه مسئولان فرهنگي به بهانههاي مختلف از نقش حمايتي خود در رشد فرهنگ و هنر و پژوهشهاي اين عرصه حرف ميزنند. پس اين حمايتها در چه راستايي است و چرا به قول شما راه به جايي نميبرد؟
ببينيد اين نيست كه بگوييم حمايتي انجام نميشود، اتفاقا بخشي از مشكل به دليل نوع اين حمايتهاست! نهادهاي فرهنگي در راستاي انجام حمايتهاي خود تنها به خريد اثر ميپردازند و اين كار نتيجهاي مقطعي دارد و دردي از ما دوا نميكند. ما نيازمند حمايت جدي و بنيادي در اين زمينه هستيم. خريد اثر تنها مشكلات مالي و معيشتي پژوهشگر را براي يك دوره محدود حل ميكند يا براي كار بعدي او هزينه ميشود.
موسيقي از جمله مقولاتي است كه هميشه پرداختن به آن دشواريهايي را داشته است. اختلاف نظرها و برخي مسائل ديگر هم موجب ميشود بسياري از كتابهاي خوب منتشر نشوند. اين مشكلات طيف و شكل گستردهاي دارند و از مشكلات شخصي افراد با يكديگر آغاز ميشوند تا برسند به مشكلات بزرگ تر!
درباره ضعف پژوهشگران چه نظري داريد؟
پژوهشگران عرصه موسيقي به دو دسته تقسيم ميشوند. دسته اول عدهاي هستند كه فقط كار ميكنند و فكر ميكنند آثارشان پژوهش است! دسته دوم هم آثار پژوهشگران خوبي است كه با دو مشكل اساسي مواجهند.
اول اينكه آثارشان بهراحتي اجازه انتشار پيدا نميكند و بعد هم بيتفاوتي دستگاههاي فرهنگي و حمايت نشدن از سوي مسئولان مربوطه. همين موضوع باعث ميشود بسياري از پژوهشگران آثار خوب خود را در خارج از كشور منتشر كنند و اين واقعا مايه تاسف است.
شما هم تا به حال كتابي را براي انتشار به خارج از ايران برده ايد؟خير. به هيچ عنوان اين كار را انجام نميدهم، اما نميتوان بر ديگر پژوهشگران چندان خرده گرفت. در شرايطي كه اغلب پژوهشگران مشكلات معيشتي جدي دارند و در تامين نيازهاي اوليه زندگي خود دچار مشكل هستند نميتوان بيش از اين از آنها متوقع بود،
دولت هم كه اصلا به پژوهش اهميتي نميدهد و فقط شده آمر و ناهي كه چه بسازيد و چگونه بسازيد و اصلا به اعتلاي انديشه، فرهنگ و هنر نميپردازد. عدهاي هم كه در اين ميان از آب گل آلود ماهي ميگيرند و جريانهايي ميسازند كه فرهنگ را به انحراف ميكشاند! نمونهاش همين جشنوارههايي كه به تكرار موضوع و خلق آثار تكراري انجاميدهاند.
نظام كشور ما اسلامي است و قاعدتا بايد مبتني بر رعايت قواعد ديني باشد. پيرامون مسئله موسيقي هم كه هميشه نظرات مخالف و موافق بسياري وجود داشته است. حمايت نشدن از پژوهشهاي عرصه موسيقي را تا چه ميزان با فتاواي فقهي مرتبط ميدانيد؟
ببينيد حمايتكنندهها بايد بدانند سينما، موسيقي و ساير هنرها مباحث فقهي فراواني دارند. نگارش يك فيلمنامه نياز به پژوهش دارد تا خلاف قواعد ديني نباشد، موسيقي هم به اين موضوع نيازمند است. پس بايد با همه هنرها در اين مورد يكسان برخورد كرد. در كشور ما پايه، نظام اسلامي است، اما طي 30 سال گذشته نتوانستهايم برنامه دقيقي براي بايد و نبايدهاي ديني مربوط به هفت هنر داشته باشيم.
براي حل اين معضل بايد نگاه پژوهشي در همه زمينهها حتي مباحث فقهي حاكم شود، تا بتوانيم تعريف دقيقي از اين موارد پيدا كنيم. يعني بايد در ابتدا بررسي كنيم كدام فتاوا در زماني و كدام يك هر زماني هستند، در غير اينصورت مسيري كه ميرويم نه به اعتلاي هنر ميانجامد و نه به رعايت قطعي احكام الهي.
آيا ميتوان يكي از آسيبهاي نبود اين پژوهشها و تعريف نشدن مسير درست موسيقي در كشور را ورود موسيقيهاي بيارزشي دانست كه اين روزها ميان نسل جوان رواج پيدا كرده است؟
دقيقا. در غياب پژوهشهاي موسيقي، آثاري با عنوان آلبوم موسيقي منتشر شدهاند كه تناسبي با فرهنگ ايراني ندارند. يكي از آسيبهايي كه موسيقي ما طي سه دهه گذشته و حتي بيش از آن طي 100 سال گذشته محتمل شده اين است كه موسيقي كشورمان را به درستي نشناساندهايم. همين موضوع شرايطي را فراهم كرده تا يك عده جوان ساز به دست بروند
آن طرف آب و رفتارهاي غيرهنري را تحت عنوان نوآوري در موسيقي كشور ما اجرا كنند، رسانههاي بيگانه هم از آب گل آلود ماهي بگيرند و آن را به عنوان موسيقي ايران معرفي كنند. در حالي كه اگر جوانان خودشان چنين برخوردي را با موسيقي اصيل كشورشان داشته باشند مخاطب آنها را هو ميكند و جنجال درست ميشود. همه اين آسيب ها از ضعف پژوهش نشأت ميگيرد. اگر پژوهش محكمي داشتيم اوضاع موسيقي ما اينگونه نبود.
بگذاريد برايتان يك مثال بزنم تا ثابت كنم كه موسيقي كشورمان را به مردم نشناساندهايم. براي شبكه خبر برنامهاي ساختهام كه گفتوگو با هنرمندان جوان عرصه موسيقي در استانهاست. در اين فيلم ادوات موسيقي تنها براي چند ثانيه نمايش داده ميشود آن هم سازهايي مانند كمانچه و تار.
جلوي كار را گرفتند و گفتند كه نميتوان آن را پخش كرد! من به عنوان يك پژوهشگر ايراني قصد دارم موسيقي كشورمان را به نسل جديد و مردم بشناسانم اما وقتي چنين برخوردي با من ميشود چه ميتوانم بكنم؟ نتيجه اين برخورد و از طرف ديگر فشار شبكههاي ماهواره كه به تبليغ اين موسيقي نادرست مشغول هستند ميشود همين شرايط فعلي!
از يك طرف تعريف نشدن و از طرف ديگر ارايه تعريف غلط و نفي و هجوم فرهنگي غرب موجب پيش آمدن شرايطي شده كه در آن رغبت به انجام كار پژوهشي كم شده و چون فشار از همه سو وجود دارد كاركردن سخت شده است. تا زماني كه ما مشكل را در كشور خودمان حل نكنيم به موسيقي و هنر نگاه جدي نميشود.
به نظر شما چه راهحلي براي رهايي از اين معضل وجود دارد؟
دولت بايد طي اين سه دهه پژوهشگران را دور هم جمع ميكرد تا پيشينه هزاران ساله موسيقي كشور بررسي شود. تاكنون بيش از چند كتاب درباره فرهنگ واژگان موسيقي نوشته نشده است. اين كارها هم به شكل فردي انجام شده است. چرا نبايد يك فرهنگنامه گروهي و يك لاروس موسيقي داشته باشيم؟
حتي براي موسيقي مذهبي مان هم اين كار را نكردهايم و حدود يك دهه است كه شيوه نوحه خواندن هم با مشكل مواجه شده است. به نظر ميرسد زمان آن رسيده كه به شكل گروهي پژوهشهايي داشته باشيم. اين كار نيازمند يك چتر حمايتي گسترده است و به همين علت بايد يك پژوهشگاه موسيقي داشته باشيم تا درباره موضوعات مختلف موسيقي به اجماع برسيم.
هماكنون پژوهشگران پراكندهاند، يكي در تالش و ديگري بوشهر. هر كس در يك شهر مشغول كار است، اين موضوع نشان ميدهد جوان علاقهمند زياد داريم اما پايگاه پژوهشي نداريم كه آنها را دور هم جمع كند و شيوه درست كار كردن را به آنها بياموزاند. تنها راه براي اعتلاي هنر و به روز كردن موسيقي تشكيل همين پژوهشگاه است كه متاسفانه تاكنون هيچ يك از مسئولان فرهنگي به آن نپرداختهاند.
خلاصه اينكه همهچيز در بيتفاوتي ميميرد، بهتر است پيش از آنكه موسيقي بميرد به فكر راهحلي براي نجات آن باشيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




