چهره كارگر در سينما
| فرهنگ و هنر |
سينماي ايران با اينكه قدمتي طولاني دارد از همان ابتدا بيانگر تصاوير و فريمهايي بود كه خيلي از فيلمنامههاي سينمايي برگرفته از زندگي امروز جامعه ما است. در بخشهاي مختلف سينما درباره حضور كارگران، شاهد آثاري بوديم كه به صورت يك داستان مجزا و پررنگ به نمايش گذاشته نشد و تنها با اشارهاي به قشري خاص از افراد جامعه در دل يك داستان ديگر ديده ميشد.
| صبا شادور |
به مناسبت روز جهاني كارگر، رويگري و صديق در گفتوگو با«ملت ما» از نقش كارگران در سينما گفتند
اما چند نمونه در فيلمهاي ايراني و خارجي ميتوان يافت كه نسبت به ديگر فيلمها، كاملا به موضوع شخصيت كارگر و نوع زندگي آنها در سينما پرداخته شده است.نمونه بارز اين موضوع در فيلم«عصر جديد»، شاهكاري از چارلي چاپلين، نابغه بزرگ سينما به نمايش گذاشته شده؛ چارلي نقش كارگر كارخانهاي را بازي ميكرد كه بهخاطر كار با ماشين آلات كارخانه، ديگر كنترلي بر اعصاب خود ندارد. كسي كه در مقابل جهان ميايستد؛ اين فيلم آميزهاي بود از كمدي و نقدي اجتماعي كه به شيوه چارلي نوميدي دوران شخصيت كارگري را در فيلم مجسم ميكرد.
گاهي هم اين موضوع و نقش كارگر در جامعه به سمت ديگري كشيده ميشود كه در سينما هم آثار آن را ديدهايم. به عنوان مثال برخي از كاراكترهايي كه ميخواهند نقش كارگر را ايفا كنند، مسئله«فقر» را هم درگير كار خود ميكنند.
با گسترش صنعت چاپ، ايجاد كارگاهها و كارخانههاي كوچك طبقه جديد كارگري اين موقعيت را به كارگران ميدهد تا حق انتخاب براساس آنچه ميخواهند داشته باشند. اين موضوع، در ادبيات، هنرهاي تجسمي و تئاتر هم ديده ميشود.
كارگران ايران بخش بزرگي از جامعه آن روز- و امروز- ايران را تشكيل ميدهند. بحث تنها بر سر كارگران شاغل در تاسيسات بزرگ و صنايع سنگين نيست. از كارگران چاپخانهها و كارگاههاي كوچك گرفته، تا كارگران ساختماني، و حتي بازار، ضمن تفاوت در موقعيت اجتماعي و محيط كار يا ميزان تخصص و چگونگي تشكل، در بسياري از وجوه- از جمله فقر، نياز به مسكن، تشكل صنفي، بهداشت، بيمه درماني و... - داراي مشتركات فراواني هستند. بخش بزرگي از اينان را زنان تشكيل ميدهند.
البته در سينماي پيش از انقلاب اسلامي، بعضي از كارگردانهاي سينما با انديشه و فكر باز نمادهاي جامعه را در فيلمهاي خود به نمايش گذاشتند. فيلمهايي چون«گاو» به كارگرداني داريوش مهرجويي،«رگبار» به كارگرداني بهرام بيضايي، «خشت و آينه» به كارگرداني ابراهيم گلستان، «طبيعت بيجان» به كارگرداني زندهياد سهراب شهيد ثالث و مانند اين دسته از فيلمها در آن دوران، نه تنها كاراكترهايي در فيلم داشتند كه به قشر كارگر جامعه مرتبط بود بلكه باز هم به«فقر و محروميت»، گروهي از افراد جامعه ميپرداخت.
اما در دوران پس از انقلاب شاهد بوديم كه خيلي از فيلمها آدمهايي را به تصوير ميكشاند كه واقعا كار كردن را موضوعي براي گذراندن زندگي و عواقب آن ميدانستند. به عنوان مثال فيلم«اينجا بدون من» به كارگرداني بهرام توكلي، يا فيلم«زير پوست شهر» به كارگرداني رخشان بني اعتماد دو فيلمي هستند كه كاراكترهاي زن در اين فيلمها نقش كارگر كارخانه را ايفا ميكنند يا فيلم« نارنجي پوش» به كارگرداني داريوش مهرجويي با بازي قابل دفاع حامد بهداد در نقش يك رفتگر نمونههاي امروزي اين گروه از فيلمها هستند كه به قشر كارگر جامعه نگاه پررنگتري دارند.
در اين گزارش سعي شده تا با دو بازيگر سينما درباره نقشهاي متفاوت آنها در جامعه سينمايي كه بيانگر شخصيتهاي امروزي جامعه هستند به گفتوگو بنشينيم.
شخصيتهاي جامعه نقشهاي خود را درطول روز ايفا ميكنند
رضا رويگري چهره آشناي فيلمهاي«عقاب ها»، «اجاره نشينها»، «كاني مانگا»، «شب بيست و نهم»، «ديدار در استانبول»، «مردي در آينه»، «مختارنامه»، «به كجا چنين شتابان»و... است. رويگري فعاليت در عرصه تلويزيون را با سريال«محله بهداشت» آغاز كرد.
وي با بازي خوب و استثنايي در فيلم «بوتيك» به كارگرداني حميد نعمتالله بار ديگر ثابت كرد كه تواناييهاي بالقوهاي در ايفاي نقشهاي سخت دارد. او با فيلم«عقابها» به كارگرداني زندهياد خاچيكيان به سينما واردشد و بعد از آن در نقشهاي مختلف به ايفاي نقش پرداخت.
رويگري به مناسبت روز جهاني كارگر و ارتباط آن با سينماگران و بازيگران عنوان كرد: آدمهايي هستند كه در جامعه نقشهاي خاصي دارند. حتما نقش كه نبايد براي بازيگر سينما باشد؛ هركدام از شخصيتهاي جامعه در حال ايفاي نقشهاي خود درطول روز هستند. پس اگر نقشي به من پيشنهاد شود كه شخصيت افراد خاص را ايفا كنم، حتما در بطن شغل و زندگي آنها خواهم رفت و با آنها ارتباط برقرار خواهم كرد. به هر حال همه ما در اين جامعه و در كنار هم زندگي ميكنيم.
بازيگر مجموعه تلويزيوني«مختارنامه » در ادامه گفت: به عنوان مثال شخصيت«كيان» در مجموعه تلويزيوني«مختارنامه»، شخصيتي بود كه در كنار ما زندگي كرده بود. در نتيجه من نماد خارجي يا تخيلي از اين فرد نداشتم و نقشم را با ياري داوود ميرباقري كارگردان اين مجموعه و نيز اطلاعاتي كه به دست آورده بودم، ايفا كردم. كار و فرهنگي كه ما با آن زندگي ميكنيم، بهم شبيه هستند.
رويگري درباره نقش كارگران جامعه و نمايش آنها در سينما و تلويزيون، بيان كرد: وقتي خارج از خانه به دنياي بيرون پا ميگذارم، در گوشه و كنار شهر با آدمهاي مختلف روبهرو ميشوم كه بايد در برخورد با آنها گاهي هم سطحشان قرار بگيرم. در مجموعه تلويزيوني«به كجا چنين شتابان» در نقش فريدون احتشام بازي ميكردم.
كاراكتر اين شخص فردي بود كه با گرايش به ثروت نامشروع، حرص، طمع و آدمكشي، ظاهري فريبنده را دارا است. او گاهي براي مقتولين گريه ميكند و اشك ميريزد و در همان حال دستور قتل شخص ديگري را ميدهد. به هر حال آدمهاي جامعه در شكلهاي مختلف نيز هستند كه گاهي بايد براي درآوردن يك نقش به واقعيتها رجوع كرد.
اصول زندگي بازيگر در ايفاي نقشهاي واقعي است
اميرحسين صديق بازيگر سينما و تلويزيون كه با مجموعههاي« تابه تا» و«خودرو تهران 11» به شهرت رسيد. وي نقشهاي متفاوتي در مجموعههاي تلويزيوني ايفا كرده كه يكي از اين نقشها كاراكتر كارگر و سرايدار شركتي است كه به تازگي ماشين خريده است. وي با آمدن روز جهاني كارگر و حضور اين دسته از افراد در جامعه بيان كرد: آنچه براي من در بازيگري مهم است، نمونهبرداري از تصاوير واقعي جامعه امروزي است. به همين جهت سعي ميكنم در قالب افرادي كه آن نقش به من واگذار ميشود، بروم و با آنها همذات پنداري كنم.
وي در ادامه با اشاره به كاراكتر خود در مجموعه تلويزيوني« خودرو تهران 11» بيان كرد: بهخاطر دارم در يكي از آيتمهاي مجموعه تلويزيوني«خودرو تهران 11» نقش سرايدار شركتي را داشتم كه با لهجه نيشابوري بايد نقشم را بازي ميكردم. چون خودم از خطه خراسان هستم، كاملا با لهجه و گويش آنجا آشنا بودم و از نزديك زندگي چند سرايدار و كارگر ساختمان را كه در كوچه مان بودند، ديده بودم و توانستم آن نقش را بازي كنم.
بازيگر مجموعه تلويزيوني«تابه تا» درباره ارتباط نزديك مردم جامعه و هنرمندان افزود: ميزان عموميت در جامعه براي شناختن آدمها به نظر من يك بحث روانشناسي است كه من اصولا در هر موقعيتي سعي ميكنم اين حضور در جامعه و در كنار مردم بودن را حفظ كنم تا در ضمير ناخودآگاهم بعضي مسائل باقي بماند و بعدها دسترسي به نقشهايي كه با آن پيش زمينه دارم، برايم راحتتر باشد. اين بازيگر تلويزيون گفت: من فكر ميكنم بعضي نقشها مبحثهاي بزرگي هستند كه ازدرون بازيگران بايد بجوشد.
نقش يك سرايداربودن را من از درون به آن رسيدم. و اين گروه از افراد را از منظر زندگي و نوع كاري كه ميكردند بارها ديده و از فيلتر ذهنم گذرانده بودم. اصول زندگي يك بازيگر اين است كه همه نقشها را بتواند با واقعيتي كه در جامعه شاهد آن هستيم، ارزيابي كند. وي در ادامه بيان كرد: مثلا اگر در ماشين لوكس و گراني نشسته باشيم و ببينيم كه كاميوني در كوچه تيرآهن خالي ميكند و باعث شود دستمان روي بوق برود و منجر به عصبانيت شود، نميتوانيم آن دسته از افراد جامعه را درك كنيم.
پس با كمي تحمل بايد از كنار آنها بگذريم چرا كه شايد يك روزي در همان كاراكتر بخواهيم به ايفاي نقش بپردازيم. صديق كه اين روزها مشغول بازي در تله فيلمي با نام«برگشت ناپذير» به كارگرداني اميراحمد انصاري است، ادامه داد: من معتقدم جامعه ما بيانگر و آينه ديگري از بازيگران چه بر پرده سينما و چه در صفحه تلويزيون خواهد بود. به هرحال درون مردم بودن باعث ميشود مردم را بهتر بشناسيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





