Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
زاويه
تصویر
جواد طریقی اکبر پور
شنبه, 03 تیر 1391

فرهنگ گزارش قادري در قاب قريب مرگ

قادري در قاب قريب مرگ

فرهنگ و هنر

| صبا شادور|مرگ ما را كلافه مي‌كند. نه به‌خاطر اين‌كه نقطه پايان است، به‌خاطر اين‌كه ما ناگزيريم به آن فكر كنيم بي‌آن‌كه از آن چيزي بدانيم. ما تنها مرگ ديگران را تجربه مي‌كنيم. شايد ديگران با مرگ خويش از ما انتقام مي‌گيرند. انتقامِ «زنده بودن» و «زنده ماندن» پس از رفتن آن‌ها و فلسفه همان‌گونه كه ژاك دريدا مي‌گويد: يعني انديشيدن به مرگ. ايرج قادري صبح روز گذشته 17 ارديبهشت ماه 1391 در بيمارستان مهراد درگذشت و ساعاتي پس ازدرگذشت وي و در سكوت خبري اصحاب رسانه و بدون هيچ‌اطلاع‌رساني در بهشت بي‌بي سكينه كرج به خاك سپرده شد.

 

اين هنرمند سينما كه مدتي به دليل عارضه سرطان ريه در بيمارستان بستري بود از چند روز گذشته ملاقات ممنوع بود و به كما رفت تا اين‌كه ساعت 4 صبح دیروز خبر فوت ايشان در رسانه‌ها پيچيد. ايرج قادرى پس از دهه‌هاي مختلف بازيگرى و كارگردانى بار ديگر هنرمندان عرصه سينما را غمگين كرد. او كه تحصيلاتش را در رشته پزشكي و داروسازي ناتمام گذاشته بود، سال 1334 براي نخستين‌بار در فيلم «چهار راه حوادث» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان بازي كرد.

 

قادري طي سال‌هاي فعاليتش در بيش از 70 فيلم به‌عنوان بازيگر مقابل دوربين رفته است. در كارنامه كاري او كارگرداني بيش از 40 فيلم سينمايي نيز ديده مي‌شود. آخرين فيلم اين كارگردان «شبكه» نام دارد كه همچنان در انتظار نوبت اكران است. از ديگر فعاليت‌هاي ايرج قادري مي‌توان به نگارش 5 فيلمنامه و تهيه‌كنندگي 9 فيلم اشاره كرد.

 

محمدرضا گلزار يكي از بازيگران سينماي پس از انقلاب است كه براي نخستين‌بار در فيلمي از ايرج قادري (سام و نرگس) حضور مقابل دوربين را تجربه كرد. نخستين فيلم ايرج قادري پس از انقلاب «دادا» بود كه در سال 1361 ساخته شد. او پس از ساخت فيلم‌هاي «برزخي‌ها» (1361) و «تاراج» (1363) 10 سال فعاليت نكرد و در سال 1373 با ساخت فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» به دنياي سينما برگشت. از سال 1373 به بعد ايرج قادري 11 فيلم ساخت. «نابخشوده»، «طوطيا»، «سام و نرگس»، «محاكمه» و... از جمله آثار اين كارگردان در دهه‌هاي 70 و 80 شمسي هستند.

 

نگاهي به چند فيلم تاثيرگذار ايرج قادري


با در گذشت ايرج قادري مي‌توان گفت يكي از بازماندگان سينماي ايران در دهه‌هاي مختلف از كنار هنرمندان رفت. او خاطره نسلي بود كه با فيلم «طوطيا» بار ديگر در ميان فيلم‌هاي سينمايي ديده شد. قادري همچنان به دنبال موضوع‌هايي در فيلم خود بود كه اگر چه چندين و چندبار داستان آنها را به شكل‌هاي گوناگون در فيلم‌ها ديده بوديم اما اين كارگردان با مديوم اين‌گونه از فيلم‌ها آشنا بود و به اين مسئله اعتقاد داشت و بيان مي‌كرد «در سينما موضوع طلاق گرفتن يك زن و شوهر مي‌تواند به نوع‌هاي مختلف در جامعه شكل بگيرد و هيچ كدام از آن زندگي‌ها مشابه هم نيست.

 

پس ساختن فيلم درباره اين موضوع هم مثل فيلم‌هاي ديگر نيست. » قهرمان فيلم‌هاي قادري معمولا شامل گروهي مي‌شد كه براي اين كارگردان و بازيگر تازگي داشت. قادري، در معرفي بهترين‌فيلم‌هايش مي‌گفت: « من از كارهايم راضي كامل نبودم چون هميشه يك جاي كار ايراد داشته و آدم هم تحت‌الشعاع آن اشكالات مجبور بوده تن دهد. در كل كارهايي كه به عنوان بازيگر حضور داشتم از صحنه‌هايي از فيلم‌هاي «كوچه مردها» و «پشت و خنجر» كه خيلي مورد محبت مردم قرار گرفته است خوشم مي‌آيد ولي به هر حال من فيلم مورد نظرم را هنوز نساختم و بازي نكرده‌ام».

 

قادري با اين‌كه در چند فيلم به نام بازيگر حضور داشت باز هم در مصاحبه‌هاي مختلف رسانه‌اي عنوان كرده بود، « من زياد علاقه‌مند به بازيگري نبودم در يك شرايط روحي بدي قرار گرفتم به‌طوري كه از دانشگاه و تحصيل بريده و مي‌خواستم يك جوري خودم را راضي كنم تا اين‌كه از سوي سيامك ياسمي پيشنهاد بازي در فيلم «چشمه آب حيات» شد و من به‌خاطر اين‌كه از تهران دور شوم بازي در اين فيلم را قبول كردم و به اطراف شيراز رفتم.

 

ياسمي قبلاً هم يكي دو بار به من پيشنهاد بازيگري داده بود اما من تحصيل را بهانه قرار مي‌دادم و رد مي‌كردم. ولي در آن شرايط، خروج از تهران انگيزه‌اي شد تا گرفتار سينما و فيلمسازي شوم». در همان دوران سخت شرايط كاري، پسر جوان قادري در خارج از ايران بر اثر سانحه تصادف درگذشت تا بار ديگر زندگي براي اين بازيگر و كارگردان سينما سخت‌تر از آنچه وجود داشت، برايش رقم بخورد. كارنامه كاري وي به 2 برهه زماني تقسيم مي‌شود. دوره‌اي كه در قبل از انقلاب به فعاليت مشغول بود و دوران پركاري وي محسوب مي‌شد و دوراني كه پس از انقلاب با فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم » حضور غافلگير‌كننده‌اي در سينما داشت.

 

قادري به‌دليل تمايلات خاصش نسبت به ارايه نوعي از سينما كه در آن معادلات گيشه‌اي داراي قدر و اندازه‌اي مشخص است، با گروهي از منتقدان مشكل فكري داشت و همين موضوع باعث شده بود تا تجربه‌هاي متنوعش تنها درمحدوده مفاهيم كليدي سينماي بدنه و مردم‌پسند ارزيابي شود. در كارنامه اين كارگردان فيلم‌هاي بسياري ديده مي‌شود كه البته جز تجربه فيلم‌هاي برزخي‌ها، تاراج، مي‌خواهم زنده بمانم، سام و نرگس، محاكمه و آكواريوم هريك در زمان خود و به دلايل متني يا فرامتني مورد اقبال عموم قرارگرفتند.

 

برزخي‌ها؛ اين فيلم محصول سال 1361 بود كه با فروش هشت ميليون تومان ركورد فروش فيلم در ايران را شكست و بعد از مدتي از اكران برداشته شد. پس از آن فروش هفت ميليون توماني «دادا» هم خيره‌كننده بود. بعد از اين دو فيلم، در حدود سال 64-1363 فيلم «تاراج» از اين كارگردان سينما بر پرده سينما ديده شد. در واقع قادري پشت سرهم سه فيلمي ساخت كه هر سه فيلم مخاطب عام را راضي مي‌كرد.

 

برزخي‌ها فيلمي بود كه تركيب برخي سوپراستارهاي سينمايي در يك فيلم سينمايي به‌خودي خود عاملي مهم در توفيق اقتصادي برزخي‌ها بود اما اين‌كه چنين تركيبي را براي اثري استفاده كنيم كه مضامين اصلي خود را همسو با ارزش‌هاي نوپديد شكل گرفته شكل داده بود و در تلاش براي ارايه الگويي مثالي درباره سينماي سالم تجاري پس‌از پيروزي انقلاب بود در كمتر ديده‌شدن و به نوعي منزوي شدن اين اثر نقش بسزايي داشت.

 

تاراج؛ كاراكتر زينال بندري با اين فيلم به عنصري حياتي در نجات اقتصادي سينما در آن سال‌ها بدل شد. قامت مردانه هاشم‌پور و مايه‌هاي فيلمفارسي‌وار اثر و تمركز بر الگوهاي قهرمان و ضد‌قهرمان به بيش‌تر ديده شدن فيلم كمك كرد. قادري معتقد است «در سال 61 و فيلم «برزخي‌ها» و «دادا»، به‌طور مداوم مشغول كارگرداني و بازيگري بودم كه به يك‌باره بيكار شدم و نفهميدم چرا نگذاشتند من كار و بازي كنم! بعد از فيلم «تاراج» هم مرتب اين طرف و آن طرف با مقامات صحبت مي‌كردم و مي‌پرسيدم مشكل من چي است؟ تا اين‌كه توسط لاريجاني وزير فرهنگ و ارشاد وقت، كار كردن من بلامانع اعلام شد و با فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» دوباره شروع كردم.

 

مي‌خواهم زنده بمانم؛ ساخت فيلم از روي يكي از پرونده‌هاي معروف قضايي و جنايي (قتل پدرام تجريشي) بازگشتي باشكوه را براي ايرج قادري رقم‌زد. پرداخت حرفه‌اي وي و بازي‌هاي خوب از دلايل ماندگاري اين ملودرام جنايي است. تعليق صحنه اعدام فاطمه گودرزي و ابهام در اين نكته كه زنده ماند يا فوت كرد نيز منتقدان راغافلگير كرد. قادري سال‌ها قبل يك فيلم خوب به نام «مي‌خواهم زنده بمانم» با قصه و پرداختي نو ساخت.

 

فيلمي كه  بازيگران سرشناس سينما از قبيل فرامرز قريبيان، فاطمه گودرزي، فتحعلي اويسي و... به ايفاي نقش پرداختند. قادري درباره اين‌كه در فيلم «مي خواهم زنده بمانم» به عنوان بازيگر حضور نداشت بارها گفته است، «چون در فيلم «مي‌خواهم زنده بمانم» به خودم رل ندادم اينجوري به نظر آمد كه اجازه بازيگري ندارم. بعد از آن هم گفتند بازي نكنم. قاعدتا من كه در اين مملكت هستم و دارم زندگي مي‌كنم حق ممنوع‌الكار شدن ندارم. اگر گناه و خلافي هم دارم بايد جايي به آن رسيدگي كنند. فعلاً بايد به همين كه اجازه كارگرداني دارم قانع باشم.

 

سام و نرگس؛ شايد مهم‌ترين كاركرد فيلم «سام و نرگس» را بتوان در معرفي محمدرضا گلزار به سينماي ايران دانست. البته سناريو از منظر خطوط داستاني شباهت‌هايي فرمال با مي‌خواهم زنده بمانم را تداعي مي‌كرد اما سام و نرگس به وضوح پايين‌تر از مي‌خواهم زنده بمانم است. با اين وجود فيلم چهره جديدي از بازيگري را در سينما به مخاطبان نشان داد كه اين بازيگر حالا در سينماي امروز تبديل به سوپر استاري است كه وي را در فيلم‌هاي مختلف مي‌بينيم.

 

«سام و نرگس» اگر چه داستان تكراري داشت كه پايان آن مشخص بود اما ساختار يك خطي فيلم‌هاي قصه گو قادري تنها اين نكته را دارد كه تماشاگر با روحيه خوب از سينما خارج مي‌شود. آكواريوم؛ وجه بارز اين ساخته ايرج قادري بازي نسبتا متفاوت امين حيايي و بهره‌گيري از زوج وي مهناز افشار بود كه در آن ايام به عنوان تركيبي طلايي براي گيشه از آنها ياد مي‌شد. «آكواريوم» ساخته اين كارگردان در اين مسير بلند چندين ساله فيلم عجيبي نيست و در ادامه همان سينماي هميشگي اوست.

 

مثل هميشه فيلمي با داشتن سوپر استار‌هاي سينما و تلويزيون با خلق يك فضاي پر تنش ويك داستان سرراست و يك خطي. اما نكات مثبتي در فيلم آكواريوم وجود دارد كه گذشتن ازآن بي‌انصافي به نظر مي‌رسد. آكواريوم قادري با ديگر فيلم‌هاي او تفاوت‌هاي كوچكي دارد. قادري در آكواريوم نمونه يك كارگرداني حرفه‌اي و زيبا را به نمايش مي‌گذارد و فيلمي زيبا و خوش ساخت خلق مي‌كند. قادري ثابت مي‌كند كه بعد از سال‌ها فيلم ساختن تجارب زيادي اندوخته كه همه آنها را در آكواريوم به نمايش مي گذارد.

 

محاكمه؛ قادري در «محاكمه» با اندكي تغيير در تيپ آشناي سال‌هاي دور خود، ايفاگر نقش دكتر حميد پرتوي است كه وكالت پسري جوان به نام فرهاد (اميرعلي رنجبر) را در جريان يك پرونده قتل برعهده مي‌گيرد و در اين بين درگير ماجراهايي مي‌شود. سعيد مطلبي كه در طول اين سال‌ها همواره بي‌آن‌كه نامش در تيتراژ بيايد براي ديگران فيلمنامه مي‌نوشته، در «محاكمه» اين فرصت را پيدا كرده است تا بدون محدوديت، نقش نويسنده و مشاور را براي يار ديرينه‌اش ايفا كند و تمام المان‌هاي مورد پسند قادري و تماشاگران علاقه‌مند به اين نوع سينما را به خدمت بگيرد. در «محاكمه» مهناز افشار نقش پررنگي دارد كه شايد كل فيلم براساس نقش اين بازيگر سينما نوشته شده باشد.

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

سينماي اجتماعي نياز جامعه امروز
پنجشنبه, 01 تیر 1391
| محبوبه رضايي |در شرايطي كه حال و روز سينماي ايران اصلا خوب نيست، چه سينمايي و چه فيلمي مي‌تواند به بهبود اين اوضاع كمك كند؟ جامعه به چه... ادامه مطلب...
تصویر
مردي كه راهش را بلد است
چهارشنبه, 31 خرداد 1391
| محمدناصر احدي |كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نقش انكارنشدني و بسزايي در شكل‌گيري سينماي متفاوت ايران داشته است. از اين رو از يك... ادامه مطلب...
لوكس شدن هنر و بسترهاي فرهنگي كه آماده نيست
سه شنبه, 30 خرداد 1391
محمود نورايي:نگاه به جريانات هنري، اقتصادي و اجتماعي گذشته مي‌تواند امروز، راه خارج شدن از بحران باشد. راهي كه در آستانه برگزاري... ادامه مطلب...
به نام هنرمند به كام دلال!
سه شنبه, 30 خرداد 1391
|مينا عبدي|با وجود آن‌كه هنرهاي تجسمي در سال‌هاي اخير از شرايط مساعدتري نسبت به سال‌هاي گذشته برخوردار بوده اما مي‌توان گفت مشكلات... ادامه مطلب...
تصویر
دوست نماياني كه با معارضين پالوده مي‌خورند!
یکشنبه, 28 خرداد 1391
حبيب كاوش سخنگوي شوراي صنفي نمايش گفت: حوزه هنري و شهرداري آن بلايي اگر نگوييم غير قابل جبران كه حداقل بايد گفته شود سخت قابل جبران در... ادامه مطلب...