هزينه زياد، بيميلي مخاطب
| فرهنگ و هنر |
ساخت آثار فاخر تلويزيوني با هدف معرفي مفاخر علمي و بزرگان ادبيات، فلسفه عرفان و هنر ايران از ارزش بسياري برخوردار است.احمد نجفي درباره لزوم ساخت آثار فاخر درباره شخصيتهاي علمي، فرهنگي، فلسفي گفت: با آثاري كه بر مبناي زندگي بزرگان ساخته ميشوند كمابيش مواجهيم. اما بسياري از اين آثار مبناي درستي ندارند. چهرههاي علمي تاريخي و فرهنگي، هويت يك ملت هستند در حقيقت مفاخر يك ملت شناسنامه فرهنگ آن ملت هستند.
در ايران معمولاً براي شناخت گسترده «چهرههاي فرهنگ و علم ايران» آثاري كه به معرفي اين بزرگان ميپردازند، در تلويزيون ساخته ميشوند. چرا كه ممكن است شناساندن مفاخر در يك زمان كوتاه مقدور نباشد يا نتوان به تمام ابعاد زندگي آنها در يك زمان اندك پرداخت. اين مجموعهها در تلويزيون و به صورت سريال ساخته ميشوند.
اين اتفاق در سينما كمتر رخ ميدهد. مگر اينكه در مواردي مجموعههاي تلويزيوني به شكل خلاصه و به صورت فيلم به نمايش درآيد. اما مشخصاً براي اين موضوعات از سينما بهره گرفته نميشود. اما به صورت كلي، ميتوان گفت كه ساخت يك مجموعه فاخر بنابر سنتها و عادات ما در قالب فيلم صورت نميگيرد.
وي كه تهيهكننده سريال كارآگاه علوي 2 بود در پاسخ به اين پرسش كه چه مشكلاتي بر سر راه ساخت آثار فاخر ميبينيد؟ اظهار داشت: يك نكته وجود دارد و آن اين است كه كسي مانع توليد فيلمهايي با موضوعات تاريخي نميشود. اما به دليل هزينه زيادي كه در بردارد در تلويزيون اتفاق ميافتد. انتقادي هم بر سازندگان مجموعههاي فاخر وارد است و آن اين است كه در واقع تحقيق مدون و پژوهش مستدلي بنيان اين مجموعهها را شكل نميدهد.
تحقيق براي پيش توليد سريالها به باور بسياري به شكل عميق و مستدل اتفاق نميافتد و در نتيجه مجموعههاي تلويزيوني قدري از حقيقت تاريخي دور هستند. درباره شخصيتهاي فاخر ميتوان اذعان داشت كه در واقع چنين مجموعههايي گوياي شخصيت واقعي آن انديشمند يا دانشمند نيستند. يا در بسياري موارد بسياري از شخصيتهاي تاريخي ما چه در زمينه علم و چه در زمينه فلسفه و فرهنگ و علم، حذف وقایع به مقتضاي محدوديتهاي مختلف اتفاق ميافتد.
در نتيجه تصويري از زندگي آنها شكل ميگيرد كه در واقع مخاطب را در قضاوت شخصيت آن فرد دچار كج فهمي ميكند و در نتيجه چيزي عايد بيننده نميشود. در واقع سوال اساسي اين جاست كه صدا و سيما چقدر در پژوهش پيش توليد مجموعههاي تلويزيوني تاريخي بر آثار انجام شده نظارت دارد؟ به نظر من صدا و سيما تا حد امكان بر اين روند نظارت دارد. بر روي يك فيلمنامه دهها جلسه گذاشته ميشود. دهها نفر بر قصه شخصيت اصلي نظارت ميكنند.
نظر ميدهند، فيلمنامه بررسي ميشود و در شرايط سختي يك فيلمنامه تصويب ميشود. اما تا وقتي كه تلويزيون نيز مانند سابق سرمايهاي را در اختيار كارگردانان قرار ندهد آنها نمی توانند به توليد بپردازند. شرايط بسيار دقيقتر و سخت گيرانهتر از گذشته است. حتي ميتوان گفت ناظران هم با تجربه بيشتري نسبت به گذشته به فعاليت ميپردازند.
نويسندگان، سناريستها و تمامي عوامل موثر ديگر بسيار حرفهايتر از گذشته عمل ميكنند. اما گاه اگر شخصيت به نحوي كه مورد انتظار است توليد نميشود، به كارگردان باز ميگردد يا نوع توليد دچار ضعف است. اما اين به معناي سهل انگاريهاي مورد تصور در صدا و سيما نيست. حتماً بايد سناريو علمي و پژوهشي باشد. اين در واقع جزو لاينفك آثار تصويري است. البته آثاري نيز در حوزه تلويزيون صورت گرفته كه ميتوان از آنها به عنوان مجموعههاي فاخر ياد كرد. مجموعههايي از جمله ابن سينا، ملاصدرا و مجموعههايي از اين دست.
در سينما نيز به علت مخاطبان خاص و با تعداد مشخص، سخت است كه بودجه زيادي صرف ساخت يك فيلم تاريخي كنيم. چند مورد نيز كه مجموعههاي تاريخي در سينما اجرا شد، با اقبال مخاطباني كه از اين رسانه استفاده ميكنند مواجه نشد. آثاري كه به يكباره از موضوعات فاخر توليد ميشود، اين مجموعهها را از توجه مخاطب محروم ميكند، به عبارت ديگر هجوم يكباره به سمت توليد سريالهاي فاخر يا هجوم يكباره به توليد آثار عاميانه مخاطب را دچار نوعي دلزدگي ميكند.
اين عدم تعادل حاصل چه رويكردي است؟ اين موضوع متاسفانه دامنگير تلويزيون است و اين مشكل ريشه در گذشته اين رسانه دارد. باور غلط و عدم رعايت توازن براي جذب همه سليقهها از مشكلات سنتيها در تلويزيون است.وي ادامه داد: هزينه زياد توليد چنين موضوعاتي براي سينما به علت هزينههاي سنگين و عدم استقبال مخاطبان دو دليل عمده عدم توليد اين مضامين براي سينما است. اما درباره تلويزيون مشكلات ديگري نيز وجود دارد. كمبود تجهيزات يكي از اين دلايل است.
سريال تاريخي نياز به امكانات بسيار دارد. اين تنها عبور چند نظر از مقابل دوربين نيست. تجهيزات كافي در اختيار صدا و سيما نيست. اما مجموعاً سينما و تلويزيون ما سينماي پر سرمايهاي نيست كه بتوان به توليد هر مجموعهاي با هر ميزان هزينه دست زد. درباره سينما تهيهكننده كه بخش خصوصي است ميخواهد هزينهاي كه ميكند بازگردد. به همين دليل چنين ريسكي را بهراحتي انجام نميدهد. چرا كه اگر يك بار شكست بخورد مجبور ميشود سينما را براي هميشه كنار بگذارد.
البته مسائل خانوادگي يا روزمره براي مخاطبان سينما جذابتر است گرچه من به اين موضوع انتقاد دارم. اما در همه دنيا ساختن فيلمهاي اجتماعي مرسوم است. وي در پاسخ به اين پرسش هنرنيوز كه ساخت فيلمها و سريالهاي فاخر چه مشكلات و سختيهايي در بر دارد؟هم افزود: سينماي ما ظرفيت سرمايهگذاري براي فيلمي مثل «گلادياتور» را ندارد.
اين واقعيتي است كه شايد كمي تلخ باشد. نه بودجه و نه تجهيزات و نه آمادگي براي ساخت اين مجموعهها وجود ندارد. به همين دليل توليدكنندگان به دنبال ايدهاي خواهند رفت كه قابل انجام و قابل نمايش باشد و سبب شهرت شود. به همين دليل نميتوان بر آنان خرده گرفت. مجموعهاي مانند مختارنامه ۷ سال به طول انجاميد و به دليل تمام هزينهها چندان به صرفه نيست. بسياري از عوامل دست به دست هم ميدهند تا يك مجموعه مورد استقبال و مقبول واقع شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





