لوكس شدن هنر و بسترهاي فرهنگي كه آماده نيست
| فرهنگ و هنر |
هنر لوكس شود
اقتصاد هنر مانند تمامي شاخههاي اقتصادي نوعي تجارت است و اين حرفه از شاكلههاي مختلفي تشكيل شده كه اصليترين بحث آن موضوع هدفگذاري مخاطب است. هدفگذاري از شناخت سرمايه موجود كشور، شناسايي جمعيت به تفكيك نيروهاي جوان يا جامعه زنان و مردان، ميانگين درآمد خانوار و... به دست ميآيد و اين مسئله نشان ميدهد كه جوامع چقدر ظرفيت پذيرش دارند. با شناسايي اين زمينهها ميتوان درباره عرضه و تقاضا تصميم گرفت و حتي با لوكس كردن كالاها آنها را مورد توجه خانوادهها قرار داد. بر همين اساس يكي از راههايي كه ميتواند هنر راه وارد خانهها و گفتمان مردم كند، لوكس كردن اثر هنري است.
حال اين سوال مطرح ميشود كه لوكس شدن هنر چه كمكي به اقتصاد هنر، فرهنگ و جامعه خواهد كرد؟. ورود هنر با توجه به لوكس شدن آن، به صورت گسترده در خانواده ميتواند باعث تلطيف روح جامعه، بالا رفتن اميد، توجه به زيباشناسي و... شود و مشاركتهاي اجتماعي و پويايي را رقم زند؛ از سويي ديگر، اين مسئله به صورت مستقيم بر بالا رفتن سطح سواد، سليقه و آگاهي مردم تاثير ميگذارد كه از اين ميان جامعه هنري نيز منتفع خواهند شد.
اما راهكارهاي لوكس شدن چيست و چگونه به وجود ميآيد؟ اين موضوع يك مشاركت عمومي را ميطلبد. اين مشاركت در ابتداي امر از سوي رسانهها بايد دامن زده شود. سينما، تلويزيون و رسانههاي مكتوب ميتوانند در اين زمينه با مشاركت نهادهاي مجري توسعه فرهنگي در جامعه به سوي اين هدف حركت كنند. همانگونه كه تجملگرايي از سينما و تلويزيون راهي خانههاي ايراني شد، هنر نيز ميتواند از طريق اين رسانهها به فرهنگ عمومي خانوادهها ورود پيدا كند. تجربه نشان داده سطح سليقه مردم از فيلمهاي و مجموعههاي تلويزيوني رقم ميخورد.
نگاهي به رشد ورود لوازم لوكس به خانههاي ايراني و به موازات آن بررسي آثار سينمايي و تلويزيوني ميتوان گواهي بر اين مدعا باشد. حال به نظر ميرسد با همين هدفگذاريها در سينما، تلويزیون و رسانههاي مكتوب ميتوان براي اين بستر آماده با لوكس كردن هنر راهكار ورود بازوهاي فرهنگي (هنر) به خانهها را فراهم ساخت. سينما و تلويزيون ميتوانند با استفاده از آثار هنري در طراحي صحنهها اين شوق را در ميان خانوادهها ايجاد كنند تا به سوي هنر گرايش پيدا كنند.
اين موضوع حتي در رسانههاي مكتوب هم ميتواند دنبال شود، زيرا اگر نگاهي به عكس روزنامهها و مجلات داشته باشيم، كمتر در پس زمينه آنها از اثر هنري خبري هست. جدا از اينكه رسانهها مكتوب ميتوانند با تحليل و اطلاعرسانيهاي درست به لوكس شدن هنر كمك كنند. اين روشهاي تبليغي غير مستقيم، مفيدترين و كم هزينهترين راه براي لوكس كردن اثر هنري است كه ميتواند مورد استفاده مديران فرهنگي و هنري قرار بگيرد. نهادهاي مجري توسعه فرهنگي در كشور ميتوانند با سرمايهگذاري و مشاركت در ساخت فيلم و سريال، در راه لوكس شدن هنر فعاليت و راههاي توسعه فرهنگ را پيگيري كند.
بسترسازي فرهنگي
اما بررسي گذشته نيز ميتواند موضوعي باشد كه نهادها و سازمانهاي دولتي را در آستانه اكسپو 91 متوجه سرمايهگذاري در هنر كند. روزگاري نه چندان دور كساني تصميم گرفتند با تاسيس موزه هنرهاي معاصر تهران و خريد آثار هنري، گنجينهاي از هنر جهان را در مكاني گردهم آورند. ارزش ريالي اين آثار در زمان خريد به نسبت امروز، نشان ميدهد كه بزرگترين سرمايهگذاري كشور ايران بعد از صنعتي شدن نفت در زمينه هنر صورت گرفته و امروز آثار گنجينه موزه هنرهاي معاصر آنقدر ارزش افزوده يافتهاند كه بخشي از پشتوانه پولي ايران شدهاند و ميتوان بر اساس آنها از صندق جهاني پول وامهاي كلان گرفت.
همين يك مورد سرمايهگذاري ميتواند روشنگر ارزش ورود سرمايه به هنر باشد، موضوعي كه با تصويب بودجه نيم درصدي در دهه 80 شمسي كه به سرانجامي نرسيد و با تصويب اختصاص بودجه يك دهم درصدي از بودجه عمراني نهادهاي دولتي به خريد آثار هنري در سال 90، پيش روي نهادهاي دولتي قرار گرفته است. اما اين موضوع هنوز نتوانسته هيچ كدام از نهادها وسازمانها را مجاب به سرمايهگذاري كند. زيرا نهادهاي دولتي بسيار با جريانات هنري غريب هستند.
دولت در برنامه بودجه خود موضوعي را ميبيند كه نهادهاي دولتي بخشي از بودجههاي عمراني خود را به خريد اثر هنري اختصاص دهند، تا هم از هنر و هنرمند حمايت شود و هم نهادهاي دولتي در آينده با سرمايهگذاري خود با ارزش افزوده روبهرو شوند. مجلس نيز به اين اقدام روي خوش نشان ميدهد و قانوني مصوب ميشود. اما در اين ميان يك موضوع مغفول واقع ميشود؛ اينكه آيا بسترسازي فرهنگي براي اين سرمايهگذاري صورت گرفته است يا نه؟
اينكه از ارديبهشت سال 90 تا ارديبهشت سال جاري كه از تصويب قانون يك دهم درصدي ميگذرد و هنوز يك نهاد دولتي اقدام به خريد اثر هنري نكرده و در اين روزهاي پاياني كه بايد اين بودجه به خزانه دولت بازگردد؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در يك اقدام عجولانه قصد برپايي اكسپو دارد تا شايد بتواند در دقايق پاياني اين بودجه را براي هنر و هنرمند جذب كند، نشان از آن دارد كه هنوز هيچ اقدام فرهنگيسازي براي نهادهاي دولتي صورت نگرفته تا براي سرمايهگذاري در هنر اقدام كنند.
حال ميتوان به اين موضوع اشاره كرد كه چگونه در كشوري كه مديران دولتي حتي از موضوع هنر بياطلاع هستند؛ قانوني چنين مهم (خريد اثر هنري از سوي نهادهاي دولتي) تصويب ميشود. همين مسئله روشنگر آن است كه معاونت هنري با تمامي اقدامات كه امروز برنامهريزي ميكند، نيز نميتواند چنين مديراني را مجاب به توجه به موضوع هنر كند و در پي اين موضوع تنها اين هنرمندان هستند كه متضرر ميشوند.
اين موضوع بخش خصوصي هنر كه گالري داران هستند را نيز براي برپايي رويدادهايي همچون اكسپو كه ميتوان نقطه تلاقي حمايت از هنرمند از سوي بخش خصوصي و دولتي باشد را نيز زير سوال برده است. حال ميتوان به اين موضوع رسيد كه فرهنگسازي براي نهادهاي دولتي واجبتر از برپايي رويدادي همچون اكسپو است و پيش از هر اقدام ديگري بايد مد نظر برگزاركنندگان اكسپو قرار ميگرفت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





