ريخت و پاش هایی براي حفظ صندلي
| فرهنگ و هنر |
| حسن شيرباني |جشنواره، همايش، كنفرانس، مسابقه، گردهمايي و بسياري از عناوين مشابه ديگر كه در كشور برگزار ميشوند، چه هدفي را دنبال ميكنند؟ همه اين هوي وهاي و مانور تبليغاتي و نامهاي بزرگ و هزينههاي ميلياردي در اين دست برنامهها به دنبال چه ميگردند؟ قرار است چه نتيجه يا نتايجي از اين ريخت و پاشها منتج شود؟ ابعاد اين فعاليتها با حجم وسيعي از هجمه رسانهاي چيست؟ به يكباره صفحه همه سايتها، خبرگزاريها، روزنامهها، وبلاگها و حتي مخزن پيامك گوشي همراه پر ميشود از مصاحبه و تبليغ و وعده و وعيد و مكان و زمان محل برگزاري و دعوت از مدعوين و آگرانديسمان ابعاد برنامه و چه و چه و چه. همه اينها براي چه؟ ماحصل اين قبيل پروپاگانداها چيست؟
در موسوم برگزاري اين برنامهها هر كسي كه حاضر و مشتاق به مصاحبه و گپ و گفت باشد، به يك پا متخصص همه فن حريف تبديل ميشود و با هر رسانهاي به مصاحبه ميپردازد و داد سخن ميدهد در باب موضوعاتي كه هرگز سر رشتهاي از آنها ندارد. برخي از مديران مياني نيز به جبران عدم شناخت از حيطه مديريتيشان و براي پنهان ساختن ناكارآمدي برنامهها و تصميماتشان به دنبال افرادي ميروند كه اغلب آنها نيز به دليل ناكارآمدي و ناتواني در تطابق با نيازها و الزامات روز حرفه شان،
مدتهاست به گوشهاي خزيده و منتظر فرصتي هستند تا سر بزنگاه از كمينگاه خود خارج شوند و از آب گل آلود ماهي بگيرند. بديهي است كه مديران اينچنيني روي رفتن به سراغ بزرگان و نام آوران عرصههاي مختلف را ندارند يا اگر به دلايلي از جمله براي حراست و از كف ندادن صندلي مديريت، به سراغ بزرگي بروند، ميدانند كه روي خوش نخواهند ديد، چراكه به واسطه حضور امثال همين مديران، بزرگان خانهنشين شده و از فعاليت مطلوب و سرشار دور افتادهاند.
جالب اينجاست كه با سرآمدن موعد مقرر اين قبيل فعاليتها، كارشناسان بيمايه و فرصت طلبان بياخلاق حتي از خاطر مديراني كه از آنها كمال سوءاستفاده را كردهاند، پاك شده و تا زماني ديگر كه دوباره به لطف مديران كوته انديش ديگري از مخفيگاه خود بيرون آيند، به انتظار فرصت مينشينند. آنها خوب ميدانند كه متاع بيكفايتي و بيلياقتي همواره خريداراني دارد.
اين دور باطل آنقدر تكرار شده كه متاسفانه بايد اذعان كرد به يك الگو و شيوه مديريتي منحصر به فرد در كشور تبديل شده است و حتي اگر كسي دل به دريا بزند تا به اصلاح اين وضع بپردازد و از امواج سهمناكي كه بر سرش آوار خواهد شد، هراسي به دل راه ندهد، با چنان موانع و دست اندازها و ديوارهاي مستحكم و مرتفعي مواجه خواهد شد كه در صورتي كه عزمش ادامه مسير باشد، اين كار او را جز از خودگذشتگي به چه ميتوان تعبير كرد؟ نياز به مديران از خود گذشته كه منافع و مصلحت جامعه را بر منافع حزبي و گروهي و فردي ارجح ميدانند و انديشهاي جز هموار كردن جاده ترقي و پيشرفت براي كشور ندارند، كليد حل بسياري از مشكلات است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






