گپ، خودشيفتگي، تمسخر و چند چيز ديگر...
| فرهنگ و هنر |
| هومن عينالهي|چند هفتهاي است كه برنامهاي با عنوان گپ از شبكهاي فيلم در حال پخش است. رامبد جوان كارگردان، مجري/بازيگر به همراه اشكان خطيبي سراغ چهرههاي مشهور سينما و تلويزيون رفته و به ظاهر گپي با آنان ميزنند و درباره بازيگري و مردم صحبت ميكنند. در قسمت اول اين مجموعه كه در رستوران اشكان خطيبي ميگذشت، يك موقعيت ساختگي و بسيار تصنعي تدارك ديده شده بود كه مثلا مردي ميانسال شيفته رامبد جوان بوده و باعث ابراز محبت بيش از حد و در نهايت منجر به مزاحمت او ميشود.
اين موقعيت باعث ميشود تا اشكان خطيبي نيز از خاطرات عجيب و آزاردهنده شهرت (!) بگويد و از اين وضع موجود بازيگران مشهور ناراضي باشد. اين رفتارها و صحبتها نشان از نوعي خود شيفتگي بين اين دوستان بود كه به عقيده كارشناسان افرادي كه دچار اين نوع خود شيفتگي مفرط ميشوند، هيچ علاقه و اهميتي به ديگران از خود نشان نميدهند. به همين دليل است اين عده از هنرمندان، مردم و هوادارانشان را افرادي مزاحم، دست وپاگير و كجانديش ميپندارند.
اما اوج اين خودشيفتگي جايي بود كه اين هنرمندان مشهور و پرطرفدار سراغ يكي از اساتيد مسلم بازيگري، امين تارخ رفتند و صحبتها و خاطراتي را براي يكديگر و البته براي بينندگان مطرح كردند. صحبتهايي كه اگر جوان جوياي نامي همچون اشكان خطيبي ميزد(كه البته زد) ميتوانستيم آن را پاي جواني و آرزوهايش بگذاريم، اما وقتي اين جملات از زبان كسي چون امين تارخ جاري ميشود به سختي ميتوان آن را پذيرفت و با آن كنار آمد.
چرا بايد در يك برنامه تلويزيوني و در مقابل ميليونها نفر بيننده، مردم و هواداران بازيگران مورد تمسخر قرار گيرند و مجريان مشهور و پرطرفدار(!) نيز همراه ميهمان برنامه، طرفدارانشان را گروهي ابله، بيكار، نديد بديد و... فرض كرده و سوژه خنده و گرم كردن برنامه خود كنند! چرا بايد مسير گفتوگوي برنامه طوري برنامهريزي شود كه ميهمان آن نيز عقايد مجريان را مطرح كنند و خود را تافته جدا بافته از جامعه و مردم بدانند. ما از همين اساتيد آموختهايم كه آنها هرچه دارند از مردم بوده و مهمترين عامل مشهور شدنشان نيز به واسطه همين مردم و هواداران بوده است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





