طعم خوش سود
| اقتصاد |
رضا وثوقي:اينكه بازار سكه و ارز به اصليترين آوردگاه اقتصاد ملي ايران تبديل و ناگهان ميلياردها ريال سرمايه سرگردان به آن سرازير ميشود زنگ خطري جدي براي اقتصاد كشوري است كه قصد دارد كمتر از 14 سال ديگر گل سرسبد اقتصادهاي خاورميانه باشد و البته براي رسيدن به اين پايه، مهمترين تكيه گاهش انبوه ذخاير نفت و گاز و عرصه وسيع توليدگرايي صنعتي در زنجيره پايين دست ذخاير هيدروكربنياش است.
روايت تلخ رونق دلالي سكه و دلار، روايت امروز و ديروز اقتصاد ايران ما نيست اما آنچه كه اين روزها آن را از سايه بيرون آورده و در چشمها نشانده؛ اوضاع و احوال بيبديلي است كه با شدت گرفتن تحريمهاي غرب عليه صنعت كليدي و پرارزش نفت، در حوزه گردش سرمايه داخلي ايران به راه افتاده است؛ تحريمهايي كه هر روز بر شدت آنها افزوده ميشود البته در ماهيت خود ميتواند تهديدي باشد براي آتيه توليد منابع هيدروكربني و در نهايت براي سپهر اقتصاد ايران؛ كه نفت و گاز ستونهاي استوار خيمه حياتش لقب گرفته است.
اما آنچه باعث شوربختي اين ماجرا شده است، عدم هوشياري سرمايههاي داخل ايران در تشخيص فرصت ارزشمندي است كه تحريمهاي ضدايراني در صنعت نفت ناخواسته براي آنها فراهم آورده است. از حدود بيست سال قبل و با رواج يافتن قراردادهاي بيع متقابل در صنعت نفت ايران شماري از شركتهاي نامدار جهان براي نشستن پاي سفره توسعه ميادين نفت و گاز ايران به صف ايستادند،
حاصل آن رويكرد براي توتال، شل، اني، آجيپ، ميتسويي، رپسول، هيونداي و حتي هاليبرتون ميليونها دلار سود و محصول آن براي ايران در پرده نخست، توسعه سلمان و سيري و سروش و نوروز و پارس جنوبي بدون تحميل فشار به منابع مالي داخلي و در گامهاي بعدي نيز پيدايش هزاران فرصت شغلي از عسلويه تا بهرگان و از جزيره سيري تا لاوان، رشد چشمگير توليد و ظرفيت توليد نفت دريايي و ظهور تمدني صنعتي در پارس جنوبي بود.
اكنون اما جايگاه آن سرمايهگذاران خارجي قرار است به داخليها سپرده شود و اين يعني سود مستقيم سرمايهگذاري در نفت و گاز ايران در كالبد اقتصاد ايران تزريق ميشود بيآنكه محصول نهايي آن استراتژي يعني ايجاد تحرك در بدنه اقتصاد ملي، رشد شاخصهاي توسعه در اثر توليدگرايي صنعتي و ايجاد ارزش افزوده در مولفههاي اقتصادي تغييري يابد، اگر از هر زاويهاي به اين معادله و تغييراتي كه پس از بيست سال در آن ايجاد شده بنگريم خواهيم ديد كه براي اقتصاد ايران و براي سرمايهگذار ايراني يك معادله دو سر برد است.
سرمايهگذار ايراني با آوردن سرمايهاش در طرحهاي توسعه نفت و گاز ايران هم از سود منطقي ناشي از سرمايهگذاري بهره كافي ميبرد و هم در فرآيندي كه شغل ميآفريند و به موتور اقتصاد توليد صنعتي تحرك ميبخشد تاثير گذاشته است. تاثيري كه به هر حال در مسير دوار اقتصاد ايران، براي سرمايهگذار ايراني بازهم سود(گرچه شايد در اشكال غيرعلني) به همراه خواهد داشت.
با اين وصف بايد انتظار داشت كه براي سرمايهگذار ايراني مزه سود در ميدان نفت دلچسبتر از چهارراه استانبول باشد؛ اما چرا صف سكه و تب دلار همچنان براي سرمايههاي سرگردان جذاب و پرطرفدار است؟بهراستي چرا براي ذائقه سرمايهگذار ايراني هنوز سود آني ناشي از خريد سكه دولتي و فروش آن در بازار آزاد دلچسبتر است تا سرمايهگذاري در صنعتي كه توسعه آن ميتواند رفاه اقتصادي او و آتيه فرزندان او را هم تضمين كند؟
| < قبلی | بعدی > |
|---|







