Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار

اخبار حوادث
حوادث گزارش گروگانگيري با شكنجه‌هاي هولناك مرد پولدار

گروگانگيري با شكنجه‌هاي هولناك مرد پولدار

حوادث

گروه حوادث: ربايندگان مديرعامل يك شركت سرشناس با شكنجه‌هاي هولناك وي را تسليم خواسته‌ 500 ميليوني خود كردند. روز 28 دي‌ماه سال گذشته مدير‌عالم يك شركت سرشناس در شهرك‌غرب خود را به پليس رساند و گفت: 3 روز پيش ساعت 30: 21 در شهرك‌غرب ربوده شدم و آدم‌ربايان مرا به ويلايي در شمال كشور منتقل و در آنجا پس از گرفتن 100 ميليون تومان، به صورت شبانه من و راننده‌ام به نام «حامد» را در حوالي پليس‌راه آمل‌ آزاد كردند.

 

 

با توجه به ادعاهاي اين مرد ثروتمند بازپرس قندي‌زاده، از شعبه 8 دادسراي امور جنايي پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره 11 پليس آگاهي تهران قرار گرفت. در تحقيقات مقدماتي مشخص شد كه «رضا» به همراه راننده‌اش در 2 اقدام جداگانه از سوي گروگانگيران در 2 منطقه مختلف شهر تهران ربوده شده‌اند

 

و پس از آن به ويلايي در شمال كشور منتقل و در آنجا «رضا» در حالي كه به‌شدت از سوي آدم‌ربايان كتك خورده و تهديد به مرگ مي‌شد مجبور به دادن 3 چك در قالب 2 چك 200 ميليون توماني و يك چك 100 ميليون توماني به آدم‌ربايان شده و ربايندگان نيز پس از نقد كردن چك 100 ميليون توماني رضا را به همراه راننده‌اش پس از گذشت 48 ساعت، به صورت شبانه در نزديكي پليس‌راه آمل رها كرده‌اند.

 

و اين در حالي بود كه 8 ميليون تومان پول داخل كيف مدير شركت را نيز دزديده‌اند. رضا در حالي كه به علت شدت ضرب و شتم‌هاي انجام شده از سوي ربايندگان هنوز در وضع جسماني مناسبي نبود و حتي قادر به نوشتن شرح ماجراي آدم‌ربايي خود نبود، در اظهارات خود به كارآگاهان گفت:

 

به همراه يكي از دوستانم در شهرك‌غرب بودم كه با حامد تماس گرفته و از وي خواستم تا دوستم را به خانه‌اش برساند؛ پس از گذشت 15 دقيقه و رسيدن حامد به شهرك من نيز با دوستم خداحافظي كرده و پس از رفتن وي با خودروي شخصي همسرم كه يك AZERA بود از محل كار خود خارج و به سمت خانه حركت كردم كه در فاصله كوتاهي از محل كار، ناگهان يك خودروي90 Lخاكستري‌رنگ مسير حركت مرا بست و 3 سرنشين داخل آن در حالي كه مسلح به كلت و ديگر تجهيزات نظامي بودند،

 

با معرفي خود به عنوان مامور به دستانم دستبند زده و چشمانم را نيز بستند؛ در حدود 3 الي 4 ساعت با همان حالت در داخل خودرو قرار داشتم و خودرو نيز در حال حركت بود تا اين‌كه پس از اين مدت متوجه شدم كه مرا به همراه حامد به ساختمان ويلايي در شمال برده و زماني‌كه در آنجا در ازاي آزادي من و راننده‌ام درخواست پول كردند، متوجه شدم كه آنان مامور نبوده و اقدام به آدم‌ربايي كرده‌اند.

 

رضا در ادامه اظهارات خود و درباره 48 ساعتي كه در اختيار آدم‌ربايان قرار داشت به كارآگاهان گفت: «زماني‌كه آدم‌ربايان در ازاي آزادي من و حامد درخواست 500 ميليون تومان كردند، به آنها گفتم كه قادر به تهيه اين پول نبوده و آن زمان بود كه آزار و اذيت و شكنجه‌هايشان شروع شد؛ حتي چندين‌بار آدم‌رباها با اتصال جريان برق به قسمت‌هاي مختلف بدن باعث شدند كه چندين‌بار دچار بيهوشي كامل شده و هربار كه به هوش مي‌آمدم همان آزار و اذيت‌ها تكرار مي‌شد

 

پس از آن‌كه آدم‌ربايان اطمينان پيدا كردند من قادر به پرداخت 500 ميليون تومان در يك مرحله نيستم، قبول كردند تا 100 ميليون تومان را به صورت نقد و مابقي پول را نيز در قالب 2 چك 200 ميليون توماني به آنها پرداخت كنم. پس از آن نيز يك چك 100 ميليون توماني و 2 چك 200 ميليون توماني از من گرفته و پس از نقد كردن يكي از چك‌ها من و حامد را سوار خودرو كرده و پس از ساعتي در كنار جاده پياده كردند.

 

حامد نيز در اظهارات خود و درباره نحوه ربوده شدن خود توسط آدم‌ربايان، به كارآگاهان گفت: آن روز در مسير بازگشت به خانه، خودرو  براي شست‌وشو به كارواشي كه از چند ماه پيش آن را براي شست‌وشو يا سرويس به آنجا مي‌بردم، رفته و پس از انجام شست‌وشو و سرويس ماشين از آنجا خارج شدم.

 

پس از خارج شدن از داخل كارواش بود كه نرسيده به ورودي اتوبان يادگار امام متوجه شدم كه يك پژوي 405 سياه در پشت‌سر من در حال حركت است؛ در خروجي اتوبان يادگار امام به داخل اتوبان شهيد همت بود كه ناگهان سرنشينان پژو با نشان دادن اسلحه و تابلوي ايست مرا مجبور به توقف كرده و قبل از هرگونه سوال يا پاسخي مرا به سرعت وارد خودرو خود كرده و با استفادها از شوكر برقي مرا بي‌حال كرده سپس چشمانم را بسته و پس از چند ساعت متوجه شدم كه مرا به همراه رضا به ويلايي در شمال برده‌اند».

 

كارآگاهان در شرايطي كه رضا و حامد قادر به چهره‌نگاري هيچ‌كدام از گروگانگيران نبودند با شناسايي شعبه بانكي محل نقد شدن چك‌ 100 ميليون‌توماني در شمال كشور، به بررسي تصاوير به دست آمده از دوربين‌هاي مداربسته بانكي پرداخته و در بازبيني‌هاي مكرر خود موفق به شناسايي امير 32 ساله به عنوان تحويل‌‌گيرنده پول و يكي از مجرمان سابقه‌دار، شدند.

 

با شناسايي مشخصات «امير» كارآگاهان با شناسايي خانه وي در اتوبان كردستان، به تحقيقات در اين محل براي دستگيري امير پرداخته و در ادامه تحقيقات خود اطلاع پيدا كردند كه امير از چند روز پيش از وقوع آدم‌ربايي به بهانه پيدا كردن كار در خارج از تهران از خانه خارج و ديگر برنگشته است. در ادامه تحقيقات ميداني از محل زندگي امير، امير با يك پژو 405 سياه‌رنگ در محل تردد داشت و ادعا مي‌كرد كه خودرو متعلق به زن جواني است كه قصد ازدواج با وي را دارد.

 

در ادامه تحقيقات؛ يكي از همسايگان به كارآگاهان عنوان كرد: «يك روز كه از محل كار به خانه بازگشته بودم، متوجه شدم كه يك خودروي پژو 405 مشكي‌رنگ در محل پاركينگ من، در داخل مجتمع پارك شده براي پيدا كردن صاحب خودرو مجبور شدم تا شماره پلاك آن را برداشته و به سراغ تك‌تك همسايه‌ها بروم تا اين‌كه متوجه شدم خودرو متعلق به پسر همسايه طبقه چهارم است.

 

با توجه به اطلاعات به دست آمده از اين پژو، كارآگاهان موفق به شناسايي مشخصات صاحب خودرو شدند و پس از مراجعه به خانه وي در غرب تهران و انجام تحقيقات اطلاع پيدا كردند كه خودرو از چند ماه پيش به صورت قولنامه‌‌اي به زن جواني به نام «ستاره» فروخته شده است. با شناسايي خانه ستاره در خيابان فاطمي و احتمال مراجعه امير به آنجا پليس به كمين نشست

 

و سرانجام پس از چندين روز مراقبت‌هاي شبانه‌روزي، در ساعت 9 صبح 11 بهمن ماه در حالي كه امير با يك پژوي سياه‌رنگ به در خانه ستاره مراجعه كرده بود، دستگير و در بازرسي بدني و همچنين داخل خودرو پژو 405 نيز يك سلاح كمري با تعدادي گلوله جنگي به همراه يك شوكر برقي به دست آمد.

 

امير در بازجويي‌ها گفت: ‌«از طريق يكي از دوستانم به نام حسن 31 ساله كه در يك كارواش و تعميرگاه خودرو كار مي‌كرد متوجه شديم كه يكي از مشتري‌هاي ثابت كارواش به نام حامد، راننده مدير يكي از شركت‌هاي تجاري معتبر در شهرك غرب است كه چندين‌بار درباره وضع مالي مدير شركت و وضع اقتصادي وي صحبت‌هايي را با حسن كرده بود.

 

پس از اطلاع از اين موضوع و بدون آن‌كه حامد متوجه شود، چندين روز وي را تحت نظر گرفتيم و از اين طريق موفق به شناسايي دقيق مدير شركت به نام رضا شديم كه حامد به عنوان راننده، نزد وي كار مي‌كرد. پس از شناسايي دقيق رضا و محل كارش در شهرك قدس با همكاري 3 تن ديگر به نام‌هاي «علي» 32 ساله «احسان» 29 ساله و «مهدي» 20 ساله اقدام به طرح‌ريزي و ربودن رضا و راننده‌اش كرده و آنها را تحت عنوان مامور ربوده و به ويلايي اجاره‌اي در شمال كشور برديم».با اين اعترافات، پليس خيلي زود حسن را در خيابان حبيب‌اللهي دستگير كرد.

سپس علي در خيابان كاشان و احسان و مهدي در مناطق مهر‌آباد جنوبي و خيابان ستارخان دستگير شدند.

 

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

تصویر
پاكستان و امريكا؛ كلاف سردرگم استراتژيك
دوشنبه, 21 آذر 1390
سيد محمدكاظم سجادپور:كشته شدن بيست و چهار سرباز پاکستاني در اثر حملات ناتو و پيامدهاي شديد احساسي، سياسي و ديپلماتيك آن از موضوعات مهم و... ادامه مطلب...
تصویر
روزنامه‌نگاري عشق است
یکشنبه, 10 مهر 1390
مسعود ابراهيمي:روزنامه‌نگاري، نوشتن عشق است. هيچ‌وقت نوشتن عشق بدون هزينه نيست و هزينه‌هاي سنگين هيچ عاشقي را به عقب‌نشيني وا... ادامه مطلب...
شوهرم مخفيانه از من فيلمبرداري مي‌كند
یکشنبه, 03 مهر 1390
زني ميانسال در دادگاه خانواده گفت: شوهرم برايم امنيت جاني نگذاشته است چرا كه دايم از من مخفيانه فيلمبرداري مي‌كند.  مردي ميانسال با... ادامه مطلب...
جرم تجاوز به عنف ریشه در اخلاق دارد
یکشنبه, 05 تیر 1390
|غلامعلی ریاحی|  يك وكيل دادگستري گفت: در برخورد با جرايم به صورت عام و درباره جرم تجاوز به عنف به صورت خاص، صرفا اجراي مجازات يعني... ادامه مطلب...