- پاداش نا کارآمدي
- تخلف مالي ۶ ميليارد دلاري دولت
- باشهآهنگر:نگران صلح هستم
- رفاقتها بايد جايگزين رقابتهاي سياسي شود
- راهيابي بيش از 80 نماينده جبهه ايستادگي به خانه ملت
- لبيك ملت به رهبري
- جديدترين آمار شمارش آرا درحوزههاي انتخابيه
- آخرین نتایج انتخابات مجلس نهم
- ملت، در روز جمعه سيلي سختي به چهره استكبار ميزند
- عبدالحسین روحالاميني: راه اصلاح امور جامعه جز از صندوق آرا نيست
- حسن سبحاني:ادامه وضع موجود اهداف چشم انداز را تهدید می کند
- عماد افروغ: نباید اجازه داد گروهی رهبری را مصادره کنند
- فيلم فرهادي فاتح اسكار
- كارنامه دولت و مجلس در سال جهاد اقتصادي
- طعم تلخ مهاجرت
- 4سناريوي هدفمندي يارانهها در فاز دوم
- علي مطهري:نميتوانم درباره انحراف در تفسير ولايت فقيه سكوت كنم
- مجلس مقتدر از نگاه نامزدهاي انتخاباتي جبهه ايستادگي
- محمدرضا باهنر:من هم قبول دارم اصولگرايي نيا زبه بازسازي دارد
- تندروها نبايد به مجلس بروند
- ليست نهايي نامزدهاي جبهه ايستادگي در تهران
- آغاز تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم
- وزير خارجه عمان: ماموريت ويژهاي براي ميانجيگري بين ايران و امريكا ندارم
- آيتالله مهدويكني:اين که برخي براي بزرگ كردن خود ديگران را بزنند ولايتمداري نيست
- اینترنت ملی در 3 فاز
- فخرالدين فخرالديني :عكسِ شخصيت آدمها را ميگيرم
- شوك ايران به غرب
- مناظره در رسانه ملي فضاي باز در دانشگاهها
- رشوه 000 000 3 دلاري به خاوري
- ابوالقاسم رئوفيان:رئیس جمهور نباید در انتخابات مجلس دخالت می کرد
باشهآهنگر:نگران صلح هستم
آدمهاي صبور يعني همانهايي كه طمانينه، آرامش و بيتعلقيشان را به دنيا، ميتوان در چشمانشان نظارهگر شد. آدمهايي كه با تمام بيمهريها، باز هم ميتوانند سالهاي متمادي از عمر خود را در سكوتي بيپايان بنويسند و بخوانند. آدمهايي كه تنها انيس روزها و شبهايشان خاطرات مردان و زناني است كه در روزگاري سخت با سرنوشتي پرفراز و نشيب دست و پنجه نرم كرده تا امروز، صاحب خاطراتي باشند كه گوشها را نوازش ميدهد.
مريم احمدي ـ
باشهآهنگر برنده جايزه « فيلمساز با اخلاق و نقد پذير» در گفتوگو با «ملت ما»:
بنويسيد درباره داوري جشنواره سكوت كردم
و در اين ميان هستند انسانهايي كه هدف و افقهايي كه هنوز به آن دست پيدا نكردهاند به قدري متعالي است كه ميتوانند سالها با همان صبر بيوصفشان، به اين خاطرات گوش سپارند. آدمهايي كه در مقابل بيعدالتيها سكوت را برميگزينند چراكه سخن گفتن در اين روزگار را دون شأن خود ميپندارند.
آنها در دنياي پر زرق و برق ما كه عموم آدمهايش به جاه و مقام و قدرت و ثروت ميانديشند دغدغه «صلح» دارند و نگرانند مبادا دوباره جنگي رخ دهد به همين خاطر ميگويند: «اگر ميدانستيم اين صلح چه در گرانبهايي است براي حفظ آن تمام تلاش خود را ميكرديم. »
آنها نگران روح، ايده و آرمانهاي به تاراج رفته و تحريف شده دفاع مقدس هستند به همين خاطر در پاسخ به اين پرسش که سينماي دفاع مقدس ما د رچه وضعيتی به سر می برد؟ با چشمان پر ز اندوه ميگويند: «نپرسيد... !»
به يقين «محمدعلي باشه آهنگر» خالق «فرزند خاك» و «بيداري روياها» و «ملكه» و... همان مردي كه در بحبوحه جنگ رسالت خود را در نوشتن نمايشنامه و اجراي نمايش يافت و همچنان به دنبال تصوير آن روزگار از دريچه ذهن و انديشه خويش است يكي از آن معدود افراد است.
با او كه تنديس بهترين «كارگردان با اخلاق» را از جشنواره سيام فيلم فجر دريافت كرده و عموم منتقدان و تماشاگران، آخرين ساختهاش را شايسته دريافت جوايزي بيشتر ميدانستند به گفتوگو نشستهايم.
جناب باشه آهنگر معمولا نخستين سوال من از سينماگران درباره فلسفه و چرايي حضورشان در اين عرصه است، اينكه چه مسئلهاي آنها را در مسير فوق سوق داده؛ زيرا برخي از افراد اتفاقي وارد عرصه سينما ميشوند و برخي ديگر براي دستيابي به شهرت يا اينكه از عرصههاي ديگر جا ماندهاند. البته برخي نيز احساسي را در وجود خود دارند كه نميتوانند به غير از سينما كار ديگري را ادامه دهند؛ با اين اوصاف فلسفه حضور شما در اين عرصه برگرفته از چه مسائلي است؟
جواب دقيقي براي اين سوال ندارم. معتقدم علت حضور من در اين عرصه شامل تمام دلايلي كه شما آورديد و چند علت ديگر ميشود. گاهي در يك مقطع زماني اتفاقاتي براي انسان رخ ميدهد و مسير زندگياش تغيير ميكند. شايد در ابتداي امر كاملا اتفاقي به نظر رسد اما به يقين چيزي درون آن فرد وجود داشته كه در چنين مسيري قرار گرفته است.
ما در دل جنگ تحميلي احساس كرديم بايد نمايشنامه اجرا كنيم و خود اين نمايشنامهنويسي در منطقهاي كه محاصره بود سبب شد مسير زندگي من تغیير كند. سال 60 با آقاي برزيده نمايشنامه «حافظون في حدودالله» را در شهر آبادان و منطقه جنگي كار كردم كه البته جوايز خوبي هم از جشنوارهها گرفت و همين روند سبب شد تا مسير زندگيم به سمت هنر و فرهنگ سوق پيدا كند و در ادامه تصاوير و واقعيت جنگ را هم ضبط كنيم.
يادم هست هزاران ساعت از لحظات جنگ تحميلي را ضبط تصويري كرديم. فيلمسازي را هم همزمان با نوشتن نمايشنامه ادامه دادم تا امروز كه به اين نقطه رسيدهام.
به نظر خودتان مسيري كه تاكنون طي كردهايد رو به جلو بوده است يا اينكه در اين راه فراز و نشيب را توامان با هم داشتهايد، منظورم اين است كه جايگاه امروزتان در سينما هماني است كه خود انتظار داشتيد؟
هيچگاه نخواستهام فيلم جديدم از اثر قبلي پايينتر باشد و گمان هم نميكنم تاكنون اينگونه بوده است. هرچند برخي منتقدان آثارم را نقد ميكنند و ميگويند كار جديدتان نسبت به فيلمهاي قبلي ضعفها و محاسني دارد كه اين اظهارنظرها كاملا صحيح نيست. معتقدم برخي از ساختههاي من بسياري از افراد را آزار ميدهد و در مقابل بسياري ديگر نيز از آن لذت خواهند برد.
البته برخيها نيز با پيش فرض وارد سينما ميشوند و برخي نيز الگوهاي از پيش تعيين شده در ذهن دارند، اما زماني كه ميبينند ساختار اثر با آن الگوها همخواني ندارد واكنش نشان ميدهند. هرچند من به هيچيك از اينها فكر نميكنم چراكه تمام كارهايم را با تحقيق و پژوهش انجام ميدهم؛ حال ممكن است اين كار به ذائقه برخيها خوش نيايد. در كل نميخواهم كيفيت ساختههاي جديدم پايين بيايد اما ممكن است اين اتفاق افتاده باشد و من متوجه نشدهام.
پس در واقع معتقديد در «ملكه» جهشي نسبت به كارهاي قبلي شما رخ داده است؟
بله. من اينگونه معتقدم و ميگويم در«بيداري روياها» جهشي نسبت به «فرزند خاك» داشتهام و برخيها اين حرف را تاييد ميكنند و ميگويند «بيداري روياها» يك تراژدي مدرن است و برخيها ميگويند خير.
همه ما به پيرامون خودمان دلبستگي داريم اگر يك فيلم به دلبستگيهاي انسان نزديك نباشد به يقين نميتواند با آن ارتباط برقرار كند. معمولا منتقدان تعريف خود را، از فيلمها دارند و سعي دارند در تحليلهايشان بخشهايي كه خودشان نميپسندند را زائد عنوان كنند و آن بخشهايي كه دوست دارند را اضافه كنند. درحالي كه اين فيلم از ذهن و تفكر من نشات گرفته و قرار است در جهت علايق من باشد.
اما بايد مورد علاقه مخاطب هم باشد. منتقد نيز يك مخاطب محسوب ميشود.
جالب است بدانيد تماشاگران عام راحتتر و بهتر فيلمها را ميبينند اما منتقد و خبرنگار گاهي با پيش فرض به تماشاي فيلمها مينشينند. به همين دليل اين افراد به ندرت از ديدن يك اثر لذت ميبرند، هرچند خودم نيز گاهي در قامت منتقد ظاهر ميشوم.
شوربختانه من هنوز يك نقد ساختاري بر «فرزند خاك»، «بيداري روياها» و «ملكه» از سوي جامعه رسانهاي و منتقدان نديدهام. نقدي كه به من راه نشان دهد، اينكه ميگويند اثرم شبه روشنفكري است يعني چه؟ اين حرفها كه نقد محسوب نميشود. مفهوم روشنفكري فرمول ندارد كه حفظ و كپي كنيم؛ روشنفكري طيف دارد، ساختار دارد.
روشنفكر به واسطه شناخت و نبوغي كه دارد، چراغ را بر سر راه مردم ميگيرد تا در ظلمات بيراهه نروند. واژهها را بشناسيم و بهكار بگيريم. ميخواهم بگويم معمولا منتقدان كار خود را ميكنند؛ هرچند نقدهايي هم ديدهام كه بتواند به فيلمساز و مسير آينده آن كمك كند اما تعداد آنها بسيار كم بوده است.
ميتوانم نظرتان را درباره داوريهاي جشنواره سيام بدانم؟
بنويسيد باشه آهنگر در پاسخ به اين سوال سكوت كرد!
اين سكوت شما چه دلايلي دارد؟
علاقهاي ندارم در اين باره صحبت كنم.
خب كمي درباره تنديس«كارگردان با اخلاق» كه به شما تعلق گرفت و اخلاق تعامل با منتقدان و نويسندگان صحبت كنيد.
فكر ميكنم تعامل با نويسندگان جدي به نفع كار من است و اخلاق تعامل با نويسندگان و منتقدان برايم «ملكه» شده است. اين افرد بسياري اوقات با يك نگاه دلسوزانه به فيلم و اثر مينگرند. بنابراين چرا بايد نظرات آنها را از دست بدهم؟
شايد بسياري از آنها برايم قابل قبول نباشد اما نبايد نگاه و انديشهاي را كه براي اثر من صرف شده از دست داد. منتقدان و اهالي رسانه سعي ميكنند اشتباهاتم را گوشزد كنند. سعي ميكنم از شنيدن ضعفها ناراحت نشوم
هرچند ممكن است برخي از آن انتقادها را قبول نداشته باشم اما بايد بپذيريم هيچكس كامل نيست و همه در مسير تكامل قرار داريم و اگر بين ما تعامل باشد و اخلاق نقدپذيري داشته باشيم به نفع سينما و خودمان است.
چه نظري درباره معرفي فيلمساز بااخلاق در جشنواره داريد؟ به نظر شما لزومي به وجود چنين بخشي هست؟
معتقدم در اين شرايط نبايد با ايدههاي جديد مخالفت كرد تا افراد حوصله ايدهپردازي داشته باشند. در دورهاي كه اخلاقيات زير پا گذاشته و اميدها سركوب ميشوند و دوران ملتهبي را پشت سر ميگذاريم بايد از هر چيزي كه ميتواند به ما كمك كند استقبال كرد. ايدهها نبايد سركوب شوند و به نظرم اين كار پيشنهاد خوبي بود چراكه فيلمساز سعي ميكند از خود و فيلمش به لحاظ اخلاقي محافظت كند.
موضوعي درباره سكوتتان در رابطه با داوريهاي جشنواره به ذهنم رسيد. به نظرم شما در جايگاهي هستيد كه ميتوانيد اعتراض كنيد و همه به شما بابت اعتراضتان حق خواهند داد، اما چرا سكوت كردهايد؟
سكوت ميكنم چراكه معتقدم شايد اينجا، سخن گفتن خلاف اخلاق باشد. معتقدم اگر فيلمم اثري درخور تامل و تاثيرگذار بوده، تاثير خود را گذاشته است. اگر حقي از اين فيلم ضايع شده شماها بهتر آن را درك كردهايد
اما اينكه بخواهم اعتبار هنري خود را براي اعتراض به يك نگاه مصلحتانديش زير سوال ببرم، دون شأن يك فيلمساز ميدانم. هدف من و افقهايي كه هنوز به آن دست پيدا نكردهام بسيار متعاليتر از يك توجه چند دقيقهاي است كه حرف و حديثهاي بسياري پيرامون آن است.
احساس ميكنم در گذشته براي نگارش فيلمنامه و ساخت آثارتان وسواس به خرج ميداديد و با فاصله بيشتري فيلم ميساختيد. اين تصور من درست است؟
نتيجه اين وسواس فكر ميكنم فيلمنامه «ملكه» است كه به نظرم قويتر از فيلمنامههاي ديگر آثارم است.
اما من اين سوال را به لحاظ قوت يا ضعف مسير كاري شما نپرسيدم. ميخواهم دليل اينكه به تازگي با سرعت بيشتري فيلم ميسازيد را بدانم.
من مدت 10 سال پشت خط ماندم! اما در اين مدت چندين فيلمنامه نوشتم كه نتوانستند بلافاصله بعد از اتمام به توليد برسند. مثلا همين ملكه از زمان شروع نوشتن فيلمنامه تا رسيدن به مرحله ساخت روندي سه ساله را پشت سر گذاشت.
تنها حدود 10 ماه وقت صرف تحقيق و پژوهشهايش شد و نگارش فيلمنامه آن يك سال و نيم طول كشيد. بنابراين گمان ميكنم براي ساخت هر يك از آثارم زمان طولاني و پرارزشي را صرف كردهام.
در صحبتهاي خود به درونمايه اشاره داشتيد و اينكه خط فكري تمام آثارتان يكي است. اگر ممكن است كمي درباره نگاه خود به مسائلي كه درباره آنها فيلم ميسازيد صحبت كنيد.
در هنگام ساخت تمام فيلمهاي خود تنها به يك مسئله فكر ميكنم، آن هم «صلح» است و سعي ميكنم گوش مخاطب را از صلح پر كنم. صلحي پايدار براي همه مردم جهان، به همين دليل است كه درونمايه آثارم به هم مرتبط هستند.
مثلا اگر در «فرزند خاك» ميبينيم كه جنازههاي كشتهشدگان جنگ تبادل ميشود، ايراني و عراقي با هم درميانشان است. در «بيداري روياها» مردي بعد از 20 سال اسارت باز هم ايثار ميكند و بينام و نشان از خانواده خود تنها بهخاطر حفظ صلح و آرامش آنها جدا ميشود.
فيلم «ملكه» در جشنواره نمايش داده شد از شرايط نمايش، چگونگي برگزاري نشست خبري و نگاه منتقدان به اين اثر رضايت داشتيد؟
جشنواره شرايط خوبي براي فيلمها ايجاد ميكند اما اشتباهاتي نيز رخ ميدهد. بهطورمثال فيلم من 69 درصد از آمار بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را در روز اول به دست آورد اما در روز دوم به 50 درصد كاهش پيدا كرد. مگر در عرض 24 ساعت آمار يك فيلم ميتواند 19 درصد كاهش پيدا كند؟
همچنين اين اتفاق در هيچ جا به غير از بولتن جشنواره اعلام نميشود. ضمن آنكه نشست خبري ما انعكاس مناسبي در سايت جشنواره و بولتن نداشت و در برنامه هفت به نشست خبري اشارهاي نكرد. گزارش نظرات مردمي درباره «ملكه» هم پخش نشد و اين اثر بدون زيرنويس براي داوران خارجي نمايش داده شد!
شما اينها را كنار هم بگذاريد ببينيد چه نتيجهاي حاصل ميشود. شايد معنايي از آن حاصل نشود و شايد هم مملو از معنا باشد!
فيلمهاي قبلي شما بيشتر براي مخاطب خاص ساخته شدهاند وآن طور كه بايد نتوانستند صاحب گيشه شوند چه نظري درباره گيشه «ملكه» داريد و به گمانتان تا چه ميزان فروش خواهد كرد؟
نميدانم. زماني كه يك فيلم 69 درصد از آمار بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را به دست ميآورد بهطورحتم ميتواند در اكران عمومي نيز با موفقيت روبهرو شود. اين درحالي است كه مخاطبان جشنواره جديترين مخاطبان سينما در طول سال محسوب ميشوند، البته ملكه در ميان منتقدان و خبرنگاران هم بازتاب بدي نداشت. هرچند فكر نميكردم تا اين حد مورد توجه آنها قرار گيرد.
جناب باشه آهنگر سازمان سينمايي به تازگي كليد خورده است نظر شما درباره اين رويداد سينمايي چيست؟
من نميدانم امور سينمايي ديگر كشورها چگونه پيش ميرود. بنابراين نميتوانم درباره درست بودن يا نبودن اتفاقهاي سينمايي كشورمان نظر دهم. اما معتقدم هنرمندان بايد مسير سينمايي كشور را به لحاظ قانوني پيش ببرند يعني سهم دولت در مقابل بخش خصوصي تعادل پيدا كند.
سينماي ما همچنان نياز به حمايت دولت دارد زيرا زماني كه كاملا در اختيار بخش خصوصي قرار گيرد از سينماي قابل قبول جهاني فاصله خواهد گرفت و به نوعي گلخانهاي، آپارتماني يا تلويزيوني ميشود.نميدانم سازمان سينمايي چه كمكي ميتواند انجام دهد تا اثري در كالبد بخش خصوصي ساخته شده، اما استاندارد نيز باشد.
اگر اين اتفاق بيفتد سازمان سينمايي توانسته در مسير درست خود حركت كند. اما اگر قرار باشد همه امور دوباره در دست دولت باشد با توجه به تجربيات گذشتهاي كه در اين زمينه داشتهايم به يقين نميتوان دورنماي خوبي براي آن متصور شد. البته از جمع تجربيات اين سي سال ميتوان به ساز و كار درستي دست يافت.
تشكيل سازمان سينمايي به معناي حذف هميشگي خانه سينما است از اين مسئله چه ارزيابي داريد؟
مكدر شدن خاطر هنرمندان اتفاق خوبي نيست. سينماي ما سينماي نجيبي است و سينماي نجيب حاصل حضور هنرمندان نجيب در آن است. آرزويم اين است كه براي حل اين اختلافات همدلي به وجود آيد و همه دست به دست هم سينما و جشنوارههايمان را جهاني كنيم هرچند كمي دير شده است.
ما با اين اختلافات نه تنها به نتيجهاي نخواهيم رسيد بلكه بيشتر از مسير اصلي دور خواهيم شد. هنر ما صرف ايجاد چالشها ميشود اما بهتر است به جاي آنكه اين چالشها را دامن بزنيم تمام تلاش خود را براي بارور شدن سينما به كار بريم.
از نگاه مسئولان، اهالي رسانه و مردم، شما جزو دلسوزان و دوستداران سينماي دفاع مقدس محسوب ميشويد و در تمام اين سالها با وجود بيمهريهايي كه به آثارتان شده است بازهم اين عرصه را رها نكرده و همچنان براي پيشبرد آن انرژي صرف ميكنيد با اين اوصاف ميخواهم تحليل و ارزيابي شما را از وضع سينماي دفاع مقدس بدانم.
نپرسيد!
چرا؟
سينماي دفاع مقدس گونه سختي است. زماني كه من فيلم سختي مانند «ملكه» را ميسازم به انواع جرمها متهم ميشوم يعني شرايط سخت است. برخي از دوستان حتي يك روز در جنگ تحميلي نبودند آنگاه تحليلهاي روشنفكري پيرامون اين واقعه ارايه ميدهند و امثال من را به شبه روشنفكري محكوم ميكنند.
مشكل اين است زماني كه فيلمنامه را به آنها ارايه ميدهيم ايرادي نميگيرند حتي با ديدن «راف كات» مخالفتي نميكنند اما زماني كه توليد به اتمام ميرسد تازه متوجه ميشوند آن اثر با جريانات فكري آنها تناقض دارد!
معتقدم سينماي دفاع مقدس گونه بسيار سختي است. بايد براي آن چند برابر مدت ساخت يك اثر غير جنگي زمان گذاشت.پژوهش ميداني جزو لاينفك اين بخش محسوب ميشود و اجراي آن سخت است. هر كسي هم از پس كارگرداني و فيلمبرداري آثار دفاع مقدس بر نميآيد.
بنابراين آنچه كه در سينماي دفاع مقدس به تاراج رفته روح، ايده، آرمان و تحليلهاي درست جامعهشناختي و روانشناختي است. اين ايدهها تحريف و تخريب شدهاند و همه امور چه در طراحي صحنه، لباس و شخصيتپردازي و ساختار فيلمنامهنويسي و حتي شعارها دچار تحريف شدهاند.
از اين روست اگر فيلمهايي كه در طول يك دهه گذشته ساخته شدهاند را ميبينيم متوجه ميشويم آثار دفاع مقدس تا چه حد انگشت شمار هستند.
بنابراين ارزيابي شما از سينماي دفاع مقدس اين است كه شرايط فعاليت در اين حوزه بسيار سخت شده و تحريفها مشكل اصلي اين سينما است؟
بله. تحريفهاي بسياري صورت گرفته است و تا زماني كه اطلاعات كامل و درستي از آن دوران وجود نداشته باشد نميتوان فعاليت درستي در حوزه سينماي دفاع مقدس داشت. مديران علاقهمند به ساخت فيلم خوب در اين زمينه هستند و ما فيلمسازها بايد حوصله بيشتري به خرج داده و البته مديران نيز بايد ما را آزادتر گذارند تا بتوانيم در مسيرهاي نرفته ورود پيدا كنيم.
خب آقاي باشه آهنگر ميخواستم دغدغه اين روزهاي شما را بدانم. اينكه چه اموري فكر شما را به خود مشغول كرده يا نگران آن هستيد؟
من نگران ايدههاي بعدیام هستم، عاقبت بخيري و نگران اينكه مبادا دوباره جنگي به كشور تحميل شود! نگران اينكه صلحمان تا هميشه پايدار بماند. نميدانيد اين صلح چقدر گرانقيمت است و تا زماني كه ديگر وارد جنگ نشويم قدر صلح را نخواهيم فهميد و اين بدان معنا نيست كه مانند ملكه از خانه خود دفاع نكنيم. اميدوارم روزي بساط دروغ از كشور ما جمع شود و من نخستين فردي باشم كه ديگر دروغ نخواهم گفت!
اگر ممكن است كمي هم از علايق خود به ديگر هنرها صحبت كنيد.
من فعاليتم را از تئاتر شروع كردم، علاوه بر نمايشنامهنويسي بازي هم ميكردم البته به موسيقي نيزعلاقه خاصي داشتم.
چه نوع موسيقي؟
موسيقي كلاسيك را با راهنمايي پسرانم كه در اين زمينه از من جلوتر هستند گوش ميدهم. موسيقيهاي كلاسيك داخلي و خارجي را گوش ميدهم. البته كتاب، مونس من است و بيشتر از همه اينها به فوتبال علاقه دارم.
چرا فوتبال؟
به هر حال معتقدم اگر فوتبال نباشد سينما هم برايم نخواهد بود و اگر كارگردان نميشدم مربي فوتبال ميشدم!
از آنجا كه شما در كارهايتان به تحقيق و پژوهش اهميت بسياري ميدهيد ميخواهم بدانم بيشتر چه نوع رمانهايي مطالعه ميكنيد؟
بيشتر رمانهايي انتخاب ميكنم كه به جنگ گرايش دارند. چه جنگ تحميلي خودمان و چه جنگهايي كه در ديگر كشورها رخ داده است البته خاطرات را هم دنبال ميكنم و بيشتر به دنبال خاطرات شفاهي هستم كه بيواسطه نقل ميشوند چراكه معتقدم آنهايي كه نوشته ميشوند روحشان تغيير ميكند.
آنها نگران روح، ايده و آرمانهاي به تاراج رفته و تحريف شده دفاع مقدس هستند به همين خاطر در پاسخ به اين پرسش که سينماي دفاع مقدس ما د رچه وضعيتی به سر می برد؟ با چشمان پر ز اندوه ميگويند: «نپرسيد... !»
به يقين «محمدعلي باشه آهنگر» خالق «فرزند خاك» و «بيداري روياها» و «ملكه» و... همان مردي كه در بحبوحه جنگ رسالت خود را در نوشتن نمايشنامه و اجراي نمايش يافت و همچنان به دنبال تصوير آن روزگار از دريچه ذهن و انديشه خويش است يكي از آن معدود افراد است.
با او كه تنديس بهترين «كارگردان با اخلاق» را از جشنواره سيام فيلم فجر دريافت كرده و عموم منتقدان و تماشاگران، آخرين ساختهاش را شايسته دريافت جوايزي بيشتر ميدانستند به گفتوگو نشستهايم.
جناب باشه آهنگر معمولا نخستين سوال من از سينماگران درباره فلسفه و چرايي حضورشان در اين عرصه است، اينكه چه مسئلهاي آنها را در مسير فوق سوق داده؛ زيرا برخي از افراد اتفاقي وارد عرصه سينما ميشوند و برخي ديگر براي دستيابي به شهرت يا اينكه از عرصههاي ديگر جا ماندهاند. البته برخي نيز احساسي را در وجود خود دارند كه نميتوانند به غير از سينما كار ديگري را ادامه دهند؛ با اين اوصاف فلسفه حضور شما در اين عرصه برگرفته از چه مسائلي است؟
جواب دقيقي براي اين سوال ندارم. معتقدم علت حضور من در اين عرصه شامل تمام دلايلي كه شما آورديد و چند علت ديگر ميشود. گاهي در يك مقطع زماني اتفاقاتي براي انسان رخ ميدهد و مسير زندگياش تغيير ميكند. شايد در ابتداي امر كاملا اتفاقي به نظر رسد اما به يقين چيزي درون آن فرد وجود داشته كه در چنين مسيري قرار گرفته است. ما در دل جنگ تحميلي احساس كرديم بايد نمايشنامه اجرا كنيم و خود اين نمايشنامهنويسي در منطقهاي كه محاصره بود سبب شد مسير زندگي من تغیير كند. سال 60 با آقاي برزيده نمايشنامه «حافظون في حدودالله» را در شهر آبادان و منطقه جنگي كار كردم كه البته جوايز خوبي هم از جشنوارهها گرفت و همين روند سبب شد تا مسير زندگيم به سمت هنر و فرهنگ سوق پيدا كند و در ادامه تصاوير و واقعيت جنگ را هم ضبط كنيم. يادم هست هزاران ساعت از لحظات جنگ تحميلي را ضبط تصويري كرديم. فيلمسازي را هم همزمان با نوشتن نمايشنامه ادامه دادم تا امروز كه به اين نقطه رسيدهام.
آخرین بروزرسانی (دوشنبه, 15 اسفند 1390 ساعت 08:08)


