راه درست اصولگرايي اصلاحطلبانه است
| سياست |
«قطعا اصولگرايي نياز به بازسازي دارد. ما شاهد آن هستيم كه در مجموعه اصولگرايان در گذشته متاسفانه يك رگه افراط و افراطگري وجود داشته است و درواقع جريان اصولگرا در اين سالهاي اخير مبتلا به بلايي شد كه جريان اصلاحات در مجلس ششم با آن مواجه گشت. اصلاحطلبان از افراطيگري ضربه خوردند. بزرگان و عقلاي اصولگرايي هم نتوانستند به خوبي اين جريان افراطي را مهار نمايند.
علي عسگري در گفتوگو با«ملت ما»:
بخشي از اين جريان در گذشته در قالب افراطگرايي دولتي باعث فرصتسوزي شد و اكنون همين آقاياني كه درگذشته حاميان اصلي دولت بودند در مقابل آن به بهانه روبهرو شدن با انحراف قرار گرفتهاند.در مجموع حاميان گذشته در موضع افراطگری قرار گرفتهاند كه روشهاي اينان هم اخلاقي نيست».
حجتالاسلام علي عسگري با بيان مطالب فوق اعتقاد خود را به جريان اصولگرايي نشان داد اما همچون دكتر محسن رضايي كه چندي پيش گفته بود، جناح اصولگرايي بايد اقدام به بازسازي خود بكند بر اين موضوع تاكيد كرد.
با توجه به اينكه تبليغات نمايندگان آغاز شده و كمتر از يك هفته تا انتخابات مجلس نهم زمان باقي است و ممكن است در اين فرصت اندك با بداخلاقيهايي مواجه شويم، اخلاقمداري نامزدهاي انتخاباتي در اين ميان چه جايگاهي در انتخاب صحيح مردم ميتواند داشته باشد؟
انقلاب اسلامي ايران در راستاي بعثت نبي گرامي اسلام، به رهبري امام خميني(ره) شكل گرفت، مبناي بعثت آن بزرگوار اخلاق بود. پيامبر(ص) فرمودند كه من مبعوث شدم براي اتمام مكارم اخلاقي و مهمترين مدالي هم كه در قرآن به نبي گرامي اسلام داده شده، همين عظمت اخلاقي ايشان است كه با صبوري در برابر اهانتكنندگان و افراطگرایان سعي در طرح مطالبات ديني داشت.
به واقع ميخواهيد بگوييد كه ما بايد آستانه تحمل خود را بالا بريم؟
بله، من فكر ميكنم كه در فضاي فعلي پيروز، كسي است كه آستانه تحمل بالايي داشته باشد و ضمن اينكه از افراط پرهيز كند، بايد با منطق و انصاف و عدالت با افراطگرایان مواجه شود، آنچه مسلم است ما اكنون در معرض يك نوع افراطگري ديني قرار گرفتهايم، براي رهايي از اين فضا و اينكه نگذاريم افراط گرایان به دين و آموزههاي ديني لطمه وارد كنند بايد خودمان معيارها و ارزشهاي اخلاقي را در سخن و صحبتمان رعايت كنيم و بر آن ملتزم باشيم.
آقاي محسن رضايي بحث بازسازي اصولگرايان را مطرح كردهاند، همچنين جنابعالي معتقديد كه افراطگرايان ديني لطمهاي را به جامعه وارد ساختهاند، به نظر شما براي حل اين مشكل چه راهحلهايي موجود است؟
قطعا اصولگرايي نياز به بازسازي دارد، ما شاهد آن هستيم كه در مجموعه اصولگرايان در گذشته متاسفانه يك رگه افراط و افراطگري وجود داشته است و در واقع جريان اصولگرا در اين ارتباط مبتلا به بلايي شد كه جريان اصلاحات در مجلس ششم با آن مواجه گشت. اصلاحطلبان از افراطيگري ضربه خوردند.
بزرگان و عقلاي اصولگرايي نتوانستهاند به خوبي اين جريان افراطي را مهار نمايند. بخشي از اين جريان در گذشته در غالب افراطگرايي دولتي باعث فرصتسوزي شد و اكنون همين آقاياني كه درگذشته حاميان اصلي دولت بودند اكنون مقابل آن به بهانه روبهرو شدن با انحراف قرار گرفتهاند.
در مجموعه مقابلهكنندگان كنوني و حاميان گذشته افراطگرایاني قرار گرفتهاند كه روشهايشان اخلاقي نيست. اگر اصولگرايي در دام افراط افتاد و درواقع نتواند خودش را از اين دام خارج كند، به نظر بنده مردم سعي خواهند كرد كه از جريان اصولگرا هم عبور كنند. مردم در اين برهه زماني نه رضايتمندي از جريان اصلاحات دارند
و نه رضايتمندي كامل از جريان اصولگرا و يك راه سومي را لحاظ ميكنند كه آن راه عقلانيت و اعتدال است. اكنون مردم افرادي را ميخواهند كه بتوانند براي آنها توليد ثروت و رفاه كنند و اگر هم منتقد است منصف و كارآمد باشند و به جاي توجه به جناح گرايي، منافع ملي را در نظر داشته باشند.
شايد افراد اندكي كه قبلا از حاميان دولت بودهاند و اكنون به مقابلهكنندگان با دولت بدل گشتهاند براي فرافكني انگشت خود را به سوي دولت نشانه گرفتهاند و چه بسا جريان انحرافي از درون همين افراد شكل گرفته باشد به نظر جنابعالي اين احتمال وجود دارد كه اين افراطيهای اصولگرا مانند افراطيهاي اصلاحطلب حذف شده و به واقع مجلس نهم، در غياب اين افراد مجلسي معتدل باشد؟
اصولگرايي يك اصل است و منطقا نميتواند جامعه ديني بدون توجه مردم عليالخصوص نخبگان به اصولگرايي باشد. اين جريان يك جريان پايداري است ولي بايد با اصلاحطلبي همراه باشد. بنده راه درست را اصولگرايي اصلاحطلبانه ميدانم. به اين معنا كه اگر جلوي بازنگري و اصلاحطلبي را در اردوگاه بزرگ اصولگرايي ببنديم و انقباضي عمل نماييم و افراط پيشه كنيم قطعا موفق نخواهيم بود.
ممكن است برخيها در مقاطع محدود و اندكي فرصت افراط داشته باشند ولي اين افراط هيچگاه پايداري ندارد. در باب دفاع از ولايت و دين متاسفانه در جريان اصولگرا شاهد رفتارهاي تند و خشني بودهايم كه به ولايت و دين آسيب رسانده است، همه ما معتقد و ملتزم به ولايت بوده و هستيم، ولي راهي را كه برخي پيشه كردهاند به دليل همراه نبودن با عقلانيت و تدبير در مسير درست قرار نگرفته است
ما بايد يار شاطر باشيم و نه بار خاطر. اصولگرايي با مشي اعتدال، مبناي امامان معصوم و بزرگان ديني بوده و اصولا جريان ديني و مكتب فكري امام يك جريان منعطف و برخوردار از رحمت بوده و هست. فكر ميكنم راه ملت و استمرار اين راه بايد در چاچوب قانون و شرع پيش رود. قانون اساسي اين اصل را به ما ديكته ميكند
كه براي استيفاي حقوق اساسي ملت و استمرار دين و انقلاب، تخريب و خشونت نبايد منظور نظر قرار گيرد، احترام متقابل ، نوعدوستي شرط اصلي كار است، در مقدمه قانون اساسي در ارتباط با صدا و سيما به خوبي اين نكته به چشم ميآيد.
وضع كنوني صدا و سيما را چطور ارزيابي ميكنيد، به نظر جنابعالي اين رسانه يك رسانه ملي است؟
ما اكنون صدا و سيما را صداي ملت نميدانيم. قبل از انتخابات رياستجمهوري اين اتفاق رخ داد كه نتيجه آن حضور حداكثري و مشاركت هشتاد و پنج درصدي شد ولي بعداز انتخابات، حداقل حوزه سياسي آن از شاخصههاي صداي ملت خارج شد و بيشتر نظر و ديدگاه افراد افراطي را در بر گرفت.
با توجه به اينكه جنابعالي سابقه نمايندگي در مجلس هفتم را داشتهايد، نقاط ضعف مجلس هفتم را چه ميدانيد؟
مجلس هفتم در فضاي افراط جرياي فكري اصلاحطلبان و بعد از تحصن اين افراد در صحن مجلس شكل گرفت. افراطگري آنان مقدمهاي را براي دلسوزي دلسوزان نظام فراهم کرد و اينكه ما نمايندگان منتقد جريان اصلاحات در مجلس حضور پيدا كردهايم و همه ميدانيم امر مغفول مانده در مجلس هفتم وظيفه نظارتي آن بود كه باعث و باني آن وكيلالدولهها بودند.
جنابعالي در مجلس هفتم در كدام كميسيون مشغول به فعاليت بوديد؟
من از حوزه انتخابيه مشهد و نايبرئيس كميسيون اصل نود مجلس بهمدت چهار سال بودم . در كنار اين موضوع با توجه به سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري و تاكيد معظم له كميسيون ويژه چهل و چهار شكل گرفت كه در آن هم حضور داشتم. به نظر من مجلس هفتم سال اول كه همراه با دولت اصلاحات بود در بخش نظارتي خوب عمل كرد. و بعد از آن وظيفه نظارتي مجلس مغفول واقع شد.
دولت گراها و وكيل الدولهها ميداندار شدند. مهمترين ضعف مجلس هفتم، ضعف نظارت بود البته جمعي از ما به عنوان منتقد دولت در آن مجلس حضور داشتيم. مثل بنده، دكتر افروغ ، دكتر سبحاني، خوشچهره و دوستان ديگر. در آن مجلس ما طرح سوال از رئيسجمهور را مطرح كرديم.
من از طراحان اصلي سوال از رئيسجمهور بودم، سوال از وي را با هشتاد و سه امضا تقديم هيئت رئيسه كرديم ولي همين فضاي دولت گرايي باعث شد كه سوال از رئيسجمهور در آن مجلس مسكوت بماند. يعني بهخاطر موافقنبودن رئيس مجلس وقت و هيئت رئيسه مسكوت ماند. فكر ميكنم
اگر سوال از رئيسجمهور در مجلس هفتم به سرانجام ميرسيد، سوال از وي به يك تابو تبديل نميشد و اكنون شاهد اين همه قانونگريزي در دولت نبوديم. درمجلس هشتم نيز بعد از اختلاس سه هزار ميليارد توماني مشاهده كرديم وزير استيضاح و سپس ابقا شد. ضعف بعد نظارتي مجلس هفتم در مجلس هشتم استمرار پيدا كرد.من وظيفه نظارتي مجلس را از قانونگذاري مهمتر ميدانم. يعني اگر مجلس قانون تصويب كند و دولت به آن عمل نكند كار بيهوده و لغوي صورت پذيرفته است.
با توجه به اينكه جنابعالي نايبرئيس كميسيون اصل نود بوديد، شكايتها چطور پيگيري ميشد؟
كميسيون اصل نود مهمترين كميسيون نظارتي مجلس است و شكايات مردم درباره نحوه كار هر سه قوه را رسيدگي ميكند و پس از رسيدگي اين اختيار قانوني را طبق نص صريح قانون اساسي دارد كه در مواردي كه شكايات مربوط به عموم باشد نتيجه رسيدگي و گزارش اين كميسيون از طريق تريبون مجلس قرائت شود بنده كميسيون اصل نود را از لحاظ استيفاي حقوق ملت جزو كميسيونهاي موثر مجلس ميدانم مشروط به اينكه ضمانت اجرايي تصميمات كميسيون بيش از چيزي كه اكنون وجود دارد تضمين شود.
چه فردي يا چه ارگاني ضامن اجراي اين پيگيريها است؟
وظيفه كميسيون اصل نود رسيدگي و گزارش شكايات است. بخشي از آن مربوط به دولت است و در واقع مسئول اجراي گزارشات دولت است كه متاسفانه دولت اعتنايي به رسيدگيهاي كميسيونهاي اصل نود ندارد فراموش نميكنم. مقام معظم رهبري فرمودند: مجلس هم بايد پاسخ بدهد و هم پاسخ بخواهد.
پرسشگري و پاسخ خواهي ما در كميسيون اصل نود به صورت جدي دنبال ميشد. ولي دولت پاسخگو نبود، با مراجعه به گزارشات كميسيون اصل نود ميشود دهها مورد مكاتبه و مصوبه كميسيون را منظور نظر قرار داد كه از دولت التزام قانوني و احقاق حق خواسته شده ولي دولت خود را ملتزم به عمل ندانسته است.
يعني مجلس هفتم از همان بدو امر شاهد قانونگريزي رئيسجمهور بود؟
بله.
يعني افرادي در آن مجلس حضور داشتند كه از اجراي قانون جلوگيري ميكردند؟
نه منظور من اين نيست، يعني افرادي محافظهكاري انجام ميدادند و در واقع محافظهكاري برخي همكارهايمان و ادامه قانونگريزي رئيسجمهور موجب شد كه اين كميسيون نتواند به وظيفه خود عمل كند. در ارتباط با قوه قضاييه هم همين مسئله وجود داشت، ما پروندههاي زيادي عليالخصوص در زمينه مبارزه با مفاسد اقتصادي براي آنها ارسال ميكرديم ولي نتيجه عمل و برخورد قضايي خيلي رضايت بخش نبوده.
به همين دليل تحقيق و تفحص از قوه قضاييه در مجلس هفتم صورت پذيرفت. در عين حال كميسيون اصل نود افراد شجاع و غيروابسته به دولت را لازم دارد. كساني كه به جز خدا از هيچ احدي نترسند و مورسوار عمل كنند.
پس به واقع آقاي احمدينژاد سال 84 با احمدينژاد سال 88 فرق چنداني نداشته است و تنها طرفدارانش مبدل به متقابلين و منتقدينش گشتهاند؟
اين افراد هم زماني وارد انتقاد شدند كه تشت قانونگريزي از بام به پايين پرتاب شد و صدا كرد.با توجه به مسائلي كه جنابعالي درباره كميسيون اصل 90 مطرح كرديد، ميخواهم بگويم صحن مجلس بهطور كل ضعيف عمل كرد. همه موضوع را نبايد به اصل 90 باز گرداند.
من معتقدم كه آقاي فاكر بر اثر فشارهاي عصبي دار فاني را وداع گفت، وي در آن موقع پروندههاي زيادي را مطالعه ميكرد و سوز بسياري درباره مردم ونظام داشت، وي ناراحت بود از اينكه بعد نظارتي مجلس در حال افول است، در واقع وي تضعيف مجلس را استبداد راي ميدانست.
اگر دقت كنيم رضاخان مجلس را منحل كرد و رضاخان شد. در مجلس اول بنيصدر استبداد راي داشت. امام(ره) به وي گفتند كه حب رياست سر آمد همه خطاهاست كه به گوش وي نرفت. استيضاح وي منجر به دادن راي عدم كفايت سياسي در مجلس و عزل رئيسجمهور از سوي امام(ره) شد. اگر مجلس هفتم و هشتم ما از نوع مجلس اول بود اكنون شاهد اين وضع نبوديم.
با توجه به اين شرايط، ويژگيهاي مجلس مقتدر را چه ميدانيد؟
تنها راه و بهترين راه بازگشت به شرايط مجلس اول است.
مگر مجلس اول چه ويژگيهايي داشت كه منجر به اقتدار مثالزدني آن گشته است؟
در مجلس اول نمايندگاني شجاع و كارآمد و آشنا به ضرورتهاي نظام و انقلاب، همچنين نسبت به دردمندي مردم وجود داشت يك نماينده بايد حقوق اساسي ملت را هم درست بداند و هم به شكل پويا و كارآمدي آن را تعقيب نمايد و در واقع چهرهاي درد آشنا باشد. درد را بداند و قاطع و شجاع به دنبال راهحل باشد.
مشكل حكومت ما كه شامل مجلس و دولت ميشود در واقع مشكل مديريت ميانه و كارشناسي نظام در اين دو قوه است. لابيها در واقع رابطه را باعث ميشود. ما به عنوان اصل قرآني و يك اصل انقلابي آيه السابقون السابقون اولئك مقربون را داريم ولي اكنون با الرابطون الرابطون اولئكالمرتبطون مواجه گشتهايم، در واقع رابطه در تصميمسازيها ذي مدخل است.
اگر نماد مرحوم مدرس مبناي نظرمان بود و افرادي بودند كه اين پرچم را بالا نگه ميداشتند مانند مجلس اول كه ما نمايندگاني همچون مقام معظم رهبري را داشتيم، اصلا مشكلي به اين شكل پيش نميآمد. اكنون مردم دنبال فردي ميگردند كه به معناي واقعي كلمه صداي ملت باشد.
اكنون ما علي مطهري را با چنين ويژگيهايي داريم ميبينيم كه او در برابر رفتارهاي خلاف اصول از خود واكنش نشان داده است حال اگر ما بتوانيم علي مطهري از يك نفر به 10 نفر برسانيم و اين دور از دسترس نيست در اين صورت به نظر ميرسد كه مجلس، مجلسي كارآمد خواهد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







