نخبهگرايي دولت يازدهم راهي گريزناپذير
نخبهگرايي دولت يازدهم راهي گريزناپذير
مجتبي حسيني:با نيم نگاهي به مشکلاتي كه اين روزها دولت ايران و به تبع آن حاكميت در عرصه داخلي و خارجي بيش از پيش با آن مواجه است بايد گفت كه كاهش روابط دولت با نخبگان و عدم استفاده از پتانسيل موجود نخبگان در تصميمگيريهاي خرد و كلان علل موده مشكلات بوده است. اگرچه اين نقص در ايران به اين علت بوده است كه مديريت و سياست به لحاظ روانشناسي اجتماعي در حوزه اجرا بر حوزه علم و تفكر همواره غلبه داشته است و اين با منطق پيشرفت جوامع در تضاد است.
بهطور كلي دولتمردان همواره حوزه مديريت و اجرا را در اختيار دارند و بر اساس يك اصل تثبيت شده در جوامع توسعهيافته بايد افكار و تاملات نخبگان را اجرا كنند. در واقع نرمافزار عمل دولت بايد در اتاق فكرهايي با حضور نخبگان فراهم شود. اگرچه رئيسجمهور در اظهارات بسياري عنوان كرده كه بسياري از دولتمردان و كارمندان حلقه مياني دولت خود جزو متفكران بودهاند اما واقعيت اين است كه حتي در صورت صحيح دانستن اين ادعا، بروكراسي پيچيده امروزي حداقل فرصت به روز كردن دادههاي علمي را از مسئول ميگيرد و ضرورت دارد كه هر مدير اجرايي به اتاق فكري وصل باشد.
اينچنين است كه به نظر ميرسد كه به لحاظ تشكيلاتي لازم است كه هر سازماني به موازات خود پژوهشكدهاي راهاندازي كند و براي هر تصميمي به آن مراجعه كند؛ مراكزي كه تمامي بروندادهاي علمي را زيرنظر داشته باشند و از سوي ديگر اگر از مراكز پژوهشي نرمافزاري بيرون آمد، مدير اجرايي ملزم به اجراي آن باشد. البته در ايران پژوهشكدههايي در اين زمينه پيشبيني شده است اما ارتباط مسئولان اجرايي با آنها غيرمنطقي و غيرنهادي است و بيشتر جنبه ذوقي دارد و اين به لحاظ نهادي، درست نيست.
شايد وجود اين نقيصه در دولت نهم و دهم بود كه رهبري معظم انقلاب در ديدار با دولتمردان، ارايه گزارشهاي منطقي، مستند و متكي به آمار را به نخبگان به رئيسجمهور متذكر شدندو از حضور كمرنگ دولت در ميان نخبگان دانشگاهي و حوزوي انتقاد كردند. اما با وجود راهاندازي بنياد نخبگان همچنان شاهد آن هستيم كه نشانهاي از بهره گرفتن از نظريات و ديدگاههاي نخبگان در حوزههاي مختلف تصميمگيريهاي كلان كشور وجود ندارد.
به واقع دولت دهم هرگز نتوانست از اين ظرفيت بهره كافي را ببردو يقينا ايرانيان بر اساس چشمانداز 1404 كه در آن پيشبيني شده كه ايران بر اساس اين چشمانداز به عنوان نخستين قدرت سياسي و اقتصادي خاورميانه مبدل ميشود پس از دولت دهم به دنبال دولتي ميگردند كه كم كاري دولت احمدينژاد در استفاده از نظريات و ديدگاههاي نخبگان تخصص گرا را پيگيري كند.
بر همين اساس دولت يازدهم ميتواند و بايد در مسائلي نظير:
1- نظريهپردازي2- عملگرايي3- پاسخ به شبهات4- تحليل رويدادها و ارايه نتايج 5- توجه به مشكلات اجتماعي6-جهت دهي به تحقيقات دانشگاهي7-پرهيز از تعصبات جناحي8- حساس بودن به كاربست تحقيقات9- معرفي اتاق فرمان دشمن10- پيش گام بودن در رعايت هنجارها از اين ظرفيت بهره برده و گامي موثر و بلند را در عملياتي كردن چشمانداز 1404 بردارد تا ايرانيان به جايگاه مناسب خود در مسائل اقتصادي و سياسي در حوزه داخلي و خارجي دست يابند.
اگرچه رئيس دولت يازدهم بايد بداند كه ارتباط با نخبگان با ساير ارتباطات تفاوت اساسي دارد، دولت بعدي براي برقراري ارتباط با نخبگان بايد طوري عمل كند كه فرصت و امكان مناسب جهت استفاده از ديدگاههاي آنان به وجود آيد. نخبگان معمولا ابتدا به ساكن براي ياري دولت پيشقدم نميشوند ولي چنانچه از آنان خواسته شود معمولا پاسخ مثبت ميدهند، مگر اينكه گرفتار بازيهاي سياسي شده باشند. نخبگان انتظار دارند با سهولت بتوانند ديدگاههاي خود را با مسئولان محترم كشور طرح كنند و بازخوردهاي لازم را دريافت نمايند.
گاهي ارتباطات حضوري و مستقيم تاثير زيادي درجلب اعتماد و ايجاد انگيزه دارد. هماكنون صاحبنظران گوناگوني وجود دارد كه در فرآيندهاي تصميمسازي و تصميمگيري ميتوانند اثرگذار باشند و تعدادي از آنها نيز چنانچه در اتاقهاي فكر مورد استفاده قرارگيرند، منشأ اثر فراوان خواهند شد. لذا شايسته است درباره راهكارهاي مناسب و موثر ارتباط با نخبگان چارهانديشي اساسي شود. نخبگان براي كشف واقعيت دعوت نشده ميروند ولي معمولا براي تغيير واقعيتها بدون دعوت، مراجعه نميكنند. هرچند نخبه متعهد منتظر دعوت نميماند و براي اصلاح و پيشرفت امور داوطلب ميشود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


