تنبيه بدني كودكان بيتاثير است...
| جامعه |
فروغ صرافزاده:تنبيه بدني عبارت است از وارد كردن درد بر شخص براي تغيير دادن رفتار شخص يا مجازات كردن او. تنبيه بدني از آغاز تاكنون نقش تعيينكنندهاي در نظامهاي قضايي داشته، و نيز براي حفظ انضباط كودكان در خانه و مدرسه استفاده ميشده است. پس از عصر روشنگري در اروپا، ژان ژاك روسو شيوههاي جديدي براي حفظ انضباط در خانه و مدرسه مطرح كرد و روش تنبيه بدني را ناكارآمد دانست. نظامهاي قضايي جديد نيز معمولا تعيين جريمه نقدي يا حبس را بر تنبيه بدني ترجيح ميدهند. از مهمترين ابزارهاي تنبيه بدني ميتوان تركه، چوب فلك، شلاق و تسمه را نام برد.
وقتي سخن از«تنبيه» به ميان ميآيد، نخستين چيزي كه به ذهن ميرسد معناي«انضباط» است. در نتيجه بعضي از افراد تنبيه را با انضباط و اطاعت كوركورانه مترادف ميدانند. يعني معتقدند كه انضباط در سايه اطاعت كوركورانه به دست ميآيد و منضبط كسي است كه بدون اظهارنظر، دستور مافوق خود را اجرا نمايد. متاسفانه بسياري از والدين و مربيان نيز همين فرضها را پذيرفتهاند و معتقدند اگر كودك از آنها اطاعت محض كند، كودكي منظم و سر به راه بوده و در غير اين صورت بايد تنبيه شود. به عقيده آنان ترس از تنبيه، كودك را به اجراي وظايف معين وا ميدارد و مانع از انجام كارهاي خلاف مقررات ميشود.
درست است كه تنبيه اثر فوري دارد و كودك را از ادامه تخلف باز ميدارد ولي او را نسبت به زشتي كار، آگاه نميسازد. بنابراين اصلاً اثر تربيتي ندارد گذشته از اينكه اثرات منفي زيادي نيز بر روح و روان كودك باقي ميگذارد. اصول تربيت اقتضا ميكند كه آدمي عمل خلاف را نه از ترس تنبيه، بلكه به صرف خلاف بودن آن مرتكب نشود و تنها براي اينكه وجدانش از ارتكاب به گناه مبرا باشد، از انجام آن سر باز زند پس تنبيه، در درازمدت عملاً رفتار تنبيه شده را از خزانه رفتار حذف نميكند و توفيق موقتي آن به بهاي گزاف كاهش كارآمدي كلي فرد و خوشوقتي او تمام ميشود. «تنبيه» در درازمدت بيتاثير است.
چنين به نظر ميرسد كه تنبيه صرفاً رفتار ناشايست را پس ميزند و زماني كه ديگر تهديد تنبيه وجود نداشته باشد، نرخ پاسخ، به ميزان اوليه باز ميگردد. بعضي از والدين آخرين راه چاره را در تربيت فرزندان، تنبيه بدني ميدانند؛ اما همواره به جاي تنبيه و اعمال خشونت راه بهتري هم ميتوان پيدا كرد. چون تنبيه بدني عوارض متعددي در رفتار و روحيه فرزند شما به جاي خواهد گذاشت. بسياري از والدين عمداً دست به تنبيه بدني نميزنند. معمولاً هنگامي اين رفتار از بزرگترها سر ميزند كه كنترل خود را از دست بدهند يا احساس نااميدي كنند.
ممكن است پدر بهخاطر اينكه سه بار از كودك خواسته تلويزيون را خاموش كند و او توجهي نكرده عصباني شود و كتكش بزند. يا وقتي پسر كوچولوي چهار ساله به وسط خيابان ميدود شايد مادر او را بزند تا حواسش بيشتر جمع باشد. همه پدر و مادرها ميدانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحتكننده است؛ نگراني و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همين صورت. مادري كه گفتيم، از اينكه پسرش دوباره به وسط خيابان بدود و مثل اين دفعه شانس نياورد! خيلي نگران است.
اكثر والدين حداقل يك بار فرزندشان را تنبيه بدني كردهاند يا احساس كردهاند او يك كتك مفصل لازم دارد. اما بهراستي چرا اين تعداد از پدر و مادرها از تنبيه بدني استفاده ميكنند؟ شايد بگوييد: چون موثر است. ولي واقعيت اين است كه اگر تنبيه بدني موثر باشد فقط و فقط در كوتاهمدت تاثيرگذار است. شما با تنبيه الگوي پرخاشگري را به فرزندتان آموزش ميدهيد و اين آغاز خشونت در فرزندتان است، با تنبيه فرزندتان حس انتقام را در او بر ميانگيزيد.
با تنبيه(جسمي، رواني، مسامحه)، هورموني به نام نورآدرنالين در فرزندتان ترشح ميشود كه اين هورمون با استرس ناشي از آن تركيب ميشود و روي هيپوكامپ كه مركز يادگيري است اثر ميگذارد. در نتيجه تنبيه سلامت جسماني و رواني كودك را به خطر مياندازد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







