چرا نوجوانان پرخاشگر ميشوند؟
| جامعه |
سيما فردوسي:يكي از نگرانيهايي كه در بين والدين مراجعهكننده مشاهده ميشود اين است كه اظهار ميكنند نوجوانشان روابط خوبي با آنها ندارد و گوشه تنهايي خود را به حضور در جمعهاي خانوادگي ترجيح ميدهد. نگراني پدر و مادرها از اين است كه فرزندشان به آنها علاقهاي نداشته باشد و اين انزواطلبي ناشي از اين باشد كه پدر و مادر را به عنوان يك الگو قبول نداشته و نخواهد با او ارتباط داشته باشد. اين موضوع والدين را برآشفته كرده و به دنبال راهحل ميگردند و گاهي با برخوردهاي نادرست به اجبار فرزندشان را وادار به حضور در جمعهاي خانوادگي ميكنند كه نادرست است.
آنچه والدين بايد در نظر داشته باشند و به آنها يادآور ميشويم اين است كه نوجوان در سن بلوغ قرار داشته و با شرايط حساسي كه دارد خلق و خوي خاصي پيدا ميكند كه بسياري از آنها با گذر از اين سن به حالت عادي برميگردد بنابراين نيازي به نگراني خاصي نيست. اينكه نوجوان گاهي به والدينش بيتوجهي ميكند و در پاسخ به اظهار علاقه آنها سرد است لزوما به معني تنفر از آنها نيست بلكه به اين دليل است كه احساس دوگانهاي دارد و در عين حال كه عاشق والدينش است، با يك مخالفت ساده كه با او صورت ميگيرد ممكن است احساس تنفر به او دست بدهد كه كاملا طبيعي است.
با پا گذاشتن كودك به دوره نوجواني، او خواستار اين است كه وابستگيهايي كه به خانواده دارد را رفته رفته كم كند و به استقلال برسد و بسياري از پرخاشگريها در اين سنين ناشي از تمايل به مستقل شدن و پيدا كردن هويت فردي اوست. با اين اوصاف نوجوان ممكن است در مواردي بداند كه حق با والدينش است ولي به دليل اينكه نشان دهد شخصيت مستقلي دارد و توانايي تحليل و تفكر دارد، به مخالفت با آنها برميخيزد.
در چنين شرايطي حفظ خونسردي ميتواند بسيار موثر باشد و در يك شرايط آرام با بحث و گفتوگو نقطه نظرهاي مخالف را بررسي كرده تا نوجوان بداند كه شخصيت مستقل او پذيرفته شده است و نيازي به ثابت كردن خودش از اين طريق نيست.پذيرفتن اينكه نوجوان به دليل تغييرات فيزيكي و شخصيتي تمايل چنداني به حضور در جمع ندارد و اين مورد يك مسئله غيرطبيعي نيست ميتواند از نگراني خانوادهها كم كرده و جلوي روابط تيره با فرزندانشان را بگيرد.
به اين نكته بايد توجه داشت كه خود نوجوان در اين دوران دچار نوعي كشمكش دروني است؛ او از يك طرف براي رهايي از دوران كودكي و كسب استقلال ترس دارد و از طرف ديگر ميخواهد هويت فردي خود را پيدا كرده و به عنوان يك شخص با افكار و انديشههاي مستقل خودش را به ديگران ثابت كند. بنابراين در اين راه نياز به حمايت خانواده دارد نه سرزنش و تحقير و سركوب چرا كه سركوب و تحقير والدين در نوجوان احساس خشم به وجود ميآورد و تمايل به انجام كارهاي خلاف را در او تشديد ميكند.
حس اطمينان و اعتماد از سوي خانواده از مواردي است كه نوجوان در اين سنين بهشدت به آن نياز دارد. اگر خانوادهها به فرزندشان استقلال و آزادي عمل در مواردي را بدهند ولي نسبت به تواناييهاي او سوءظن داشته و احساس ناتواني و بيكفايتي را در او تقويت كنند، نتيجهاي كه به وجود ميآيد چيزي نخواهد بود جز احساس پشتيبان نداشتن و در نهايت شكست فرزندشان. ضمن اينكه نبايد فراموش كرد كه آنچه فرزندانمان از ما ميآموزند نه از گفتههاي ما بلكه از اعمال ماست. بنابراين والدين براي اينكه فرزنداني شاد و موفق داشته باشند اول از همه بايد مشكلات شخصيتي و رفتاري خود را شناخته و برطرف كنند تا بتوانند الگوي خوبي براي فرزندشان باشند.
*روانشناس
| < قبلی | بعدی > |
|---|




