Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار جامعه
جامعه گزارش رازهايي براي آدم شدن

رازهايي براي آدم شدن

جامعه

•  از شيخ ابوالحسن خرقاني كه از عرفاي صاحب‌نام بود پرسيدند: «تو خداي را كجا ديدي؟ گفت: آن جا كه خود را نديدم، چون نيستي خود را به خدا دهي خدا هستي خود را به تو خواهد داد.


• بايزيد بسطامي را كه سلطان‌العارفين لقب داده‌اند وقتي به اتحاد با حق نائل آمد گفت: سبحاني ما اعظم شأني. بايزيد در مناجاتش مي‌گفت: الهي تا با توام بيش از همه‌ام و تا با خودم هستم كمتر از همه‌ام.


• او گفت: «عجيب نيست كه من تو را دوست دارم زيرا من بنده‌ام و محتاج، عجيب آن است كه تو مرا دوست مي‌داري و خداوند و پادشاه و بي‌نياز هستي.»


بايزيد به عارفي گفت: تا كي سياحت مي‌كني و گرد عالم مي‌گردي؟ جواب شنيد: چون آب يك جا ايستد متغير شود. بايزيد گفت چرا دريا نباشي تا هيچ چيز نتواند تغييرت بدهد و آلوده‌ات كند.


• ذوالنون مصري كه از عرفاي بزرگ است گفت: روزي به كنار رودي رسيدم، قصري ديدم در نزديكي آب.


از آب طهارتي كردم چون فارغ شدم چشمم بر بام قصر افتاد كه دختري بسيار زيبا بر آن ايستاده بود.


خواستم او را بشناسم گفتم‌ اي دختر تو كه هستي؟ گفت اي ذوالنون چون از دور تو را ديدم فكر كردم ديوانه‌اي، چون طهارت كردي و به نزديك آمدي فكر كردم عالمي، و چون نزديكتر آمدي فكر كردم عارفي. و اكنون به حقيقت نگاه مي‌كنم مي‌بينم نه ديوانه‌اي، نه عالمي و نه عارف. گفتم چطور؟ گفت اگر ديوانه بودي طهارت نكردي و اگر عالم بودي به زني نگاه نمي‌كردي و اگر عارف بودي دل تو به غير حق به كسي ميل نمي‌كرد و غير از حق را نمي‌ديد. اين را بگفت و ناپديد شد. فهميدم كه او انسان نبود بلكه فرشته‌اي بود براي تنبيه من كه آتش در جان من اندازد.


و از سخنان اوست: «دوستي با كسي كن كه به تغيير تو متغير نگردد.» و نيز: «بنده خدا باش در همه حال، چنان كه او خداوند توست در همه حال.»


• ابوبكر شبلي كه از بزرگ‌ترين عرفاست ‌گفت: روزي شخصي را ديدم كه زار زار مي‌گريست، از او پرسيدم چرا گريه مي‌كني؟ شخص جواب داد: دوستي داشتم فوت كرده و در غم از دست دادنش مي‌گريم. گفتم‌ اي نادان چرا دوستي مي‌گيري كه بميرد؟!!


• رابعه كه از بندگان برگزيده و عارفه‌اي است شيفته، در مناجاتش با خدا ‌گفت: خداوندا اگر تو را از ترس دوزخ مي‌پرستم، در دوزخم بسوز و اگر به اميد بهشت مي‌پرستم بر من حرام گردان و اگر تو را براي تو مي‌پرستم جمالت را از من دريغ مكن. درباره او آمده است كه حسن بصري كه او نيز از اكابر عرفان بود به رابعه گفت: آيا ميل ازدواج داري؟ رابعه گفت: عقد نكاح بر وجودي وارد مي‌شود. اين‌جا وجود كجاست؟ كه من از آن خود نيستم، از آن اويم. حسن بصري پرسيد ‌اي رابعه اين درجه را چطور پيدا كردي؟ رابعه گفت به آن‌كه همه يافت‌ها را گم كردم در وي.

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

تب خونريزي‌دهنده كريمه كنگو چيست؟
شنبه, 10 تیر 1391
دكتر محمدحسن اصغري وسطي كلايي*:عامل اين بيماري توسط ويروس Nairovirus از خانواده Bunyaviridae است كه از كنه به حيوان و... ادامه مطلب...
منشأ ذرات معلق هواي تهران كشور عراق و عربستان نيست
پنجشنبه, 08 تیر 1391
مجيد مزرعه فراهاني:امروز در شرايطي قرار گرفته‌ايم كه بر ميزان غلظت تمامي آلاينده‌ها از جمله منواكسيد كربن،... ادامه مطلب...
تصویر
خنده بر هر درد بي‌درمان دواست
پنجشنبه, 08 تیر 1391
هليا عبدي:چه قدر به اﯾﻦ جمله كه«خنده ﺑﺮ هر درد بي‌درمان دواﺳﺖ»، اعتقاد دارﯾﺪ. آﯾـا مي ﺗﻮاﻧﺪ تاﺛﯿﺮي... ادامه مطلب...
بلاي انسان‌سوز، نه خانمان سوز
چهارشنبه, 07 تیر 1391
|آوا كريمخاني|حشيش، شيشه، ترياك، كراك! حتي نام اين اقلام نيز ناخودآگاه لرزه بر اندام ما مي‌اندازد. نام‌هايي... ادامه مطلب...
عوارض سزارين بيش از 7 برابر زايمان طبيعي است
چهارشنبه, 07 تیر 1391
مريم وكيلي:افزايش آمار سزارين در دهه‌هاي اخير به يكي از نگراني‌هاي عمده مسئولان بهداشتي كشورها به‌ويژه... ادامه مطلب...