ايران فردوسي يكسره در گرو جغرافيا نيست
| انديشه |
ميرجلالالدين كزازي گفت: ايران فردوسي يكسره در گرو جغرافيا نيست. اين شاهنامهپژوه در گفتوگويي با ايسنا، به مناسبت روز بزرگداشت فردوسي(25 ارديبهشتماه)، فردوسي را ابرمرد فرهنگ و ادب و انديشهايراني خواند و افزود: فردوسي سنخوري است كه شالودهناخودآگاهي تباري ما ايرانيان را ريخته است. به سخن ديگر، او هستي نهادين و فرهنگي و منشي و تاريخ ما را به بنيان از گزند روزگار به دور و بركنار داشته است.
كزازي ادامه داد: اگر فردوسي در يكي از باريكترين و دشوارترين روزگاران در تاريخ ايران سر برنميآورد، به گمان بسيار، ما امروز خود را ايراني نميدانستيم و به زبان شكرين و شيوهپارسي سخن نميگفتيم، از اينروي فردوسي بسيار فزونتر و فراتر از آن است كه يكي از سخنوران ايرانزمين شمرده شود.
او افزود:«شاهنامه» فردوسي نيز بسيار فراتر و فزونتر از آن است كه ديواني باشد در كنار ديگر ديوانهاي درسي. هم از اينروست كه ايرانيان براي فردوسي و«شاهنامه» ارج و ارزي ميشناسند كه هيچ سخنور و فرزانه و انديشمند ديگر از آن برخوردار نيست؛ زيرا اگر فردوسي و«شاهنامه» نميبود، آن ديگر بزرگان و نامآوران سر برنميتوانستند آورد و به آن جايگاه و پايگاه بلند كه يافتهاند، نميتوانستند رسيد. كزازي همچنين گفت:
آنچه فردوسي را از گزند روزگار پاسداشته است، ايران نهادين، فرهنگين و ايران انديشهاي است. به سخن ديگر، چنين ايراني است كه يكسره در گرو جغرافيا نيست. ما ايرانياني در عرصه گيتي داريم كه امروز در جغرافياي ايران زندگي نميكنند؛ اما از ديد خوي و خين، منش و كنش، ساختار انديشه رواني و ذهني ايراني برخوردارند. به ديگر سخن، ناخودآگاهي تباري در آنان هم دميده است و اين هنر شگرف و بزرگ فردوسي است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







