بيداري اسلامي در آينه تصاوير
| جهان |
بررسي نقش رسانههاي سنتي و پيشرفته در قيامهاي گسترده جهان عرب
موارد فوق و سوالات متعدد ديگري كه رسانهها كوشيدند در روزهاي اوج بحران به آنها پاسخ دهند، نقش حائز اهميت رسانهها را در امر روشنگري افكار عمومي، آگاهي دهي به ملتها و خصوصاً جوانان و در نتيجه فراگيرشدن اين قيامها روشن ميسازد. عموميتدادن اين موضوع بدون مطالعه جامع درباره ويژگيهاي تاريخي، سياسي، اقتصادي و زمينههاي فرهنگي كشورها كار درستي نيست.
درحقيقت اين واقعيت را نيز نبايد ناديده بگيريم كه اين قيامهاي گسترده در كشورهاي عربي و شمال آفريقا در عصر رسانههاي ديجيتالي صورت گرفته است. بنا بر خاصيت و كاركرد رسانه دراين عصر رسانههاي رسمي و دولتي حكومتها، قادر نيستند مشروعيت رژيمهاي اقتدارگراي منفور را حتي به بهانههاي تهديد امنيت ملي، عدم ثبات سياسي يا مقاومت در برابر اسرائيل تضمين كنند.
اغلب حكومتهاي سركوبگر عربي از مراكش تا بحرين از سال گذشته با اعتراضات گسترده ملتهاي خود مواجه هستند و كنترل شديد و سركوب رسانهها در اين كشورها كما كان ادامه دارد. البته نبايد استفاده ابزاري حاكمان از رسانههاي دولتي را به عنوان عنصر مهم و كليدي در كنترل تودهها و مديريت گفتمانها فراموش كرد.
اما بررسي شرايط فرهنگي جامعه تونس به عنوان كشوري كه جرقه اعتراضات در پي خودسوزي يك جوان ميوه فروش دوره گرد و گمنام از آن زده شد و به سقوط حكومت زينالعابدين بن علي انجاميد، خالي از لطف نيست. حكومت بن علي اجازه هيچگونه فعاليت مدني و رسانهاي را نميداد،
انتقاد به رياستجمهوري در مطبوعات و روزنامههاي عربي و غيرعربي ممنوع بود، حكومت تونس تا حدي خود را از پشتوانه مردمي بيبهره ميديد كه حتي فعاليت در شبكههاي اجتماعي اينترنت مثل فيس بوك و توئيتر را براي امنيت و بقاي خود خطرناك ميدانست و از اينرو آن را در زمره جرايم رايانهاي و اينترنتي به حساب ميآورد.
مصر نيز متاثر از حوادث تونس در مقابل حكومت حسني مبارك ايستاد و با سرعت شگفتانگيزي سقوط كرد. البته واكنش حكومت در مقابل اعتراضات عمومي اعمال محدوديتهاي گسترده در همه زمينهها بود. اما با اين وجود براي كاهش فشار انتقاد از عملكرد دولت آزاديهايي را در حوزه ادبيات، فيلم، رسانههاي مستقل و فضاي وبلاگها به فعاليت اجتماعي داد كه عملاً نتيجه بخش نبود.
زيرا سركوب شديد فعالان و مخالفان ضدرژيم توسط دستگاههاي امنيتي حكومت ادامه داشت و با سرعت گرفتن اعتراضات اين استراتژي هم جواب نداد و در نتيجه حكومت 30 ساله مبارك در كمتر از 18 روز فروپاشيد.اعتراضات در ليبي از دل يك شورش ارتش در هفدهم فوريه 2011 آغاز شد؛
رسانهها قصد رژيم براي برخورد وحشيانه با شهروندان را گزارش كردند و در پي آن شاهد بوديم كه با مداخله بينالمللي در بحران حكومت معمر قذافي نيز سقوط كرد. حكومت در واكنش به اعتراضات عمومي رسانههاي غيردولتي را عامل بيگانه، دست نشانده و خائن به وطن خواند و به همان تاكتيك نخ نماي اغلب كشورهاي عربي متوسل شد
ترساندن مردم و اتهام زني به آنها به داشتن رابطه با عناصرخارج از قدرت، ارتباط با گروههاي اسلامي تندرو و بنيادگرا و حتي اسرائیل. در اين كشور نقش فيس بوك در پيروزي انقلابها حائز اهميت است. جوانان ليبيايي هم با مراجعه به صفحات اين شبكههاي اجتماعي درباره زمان و مكان برگزاري اعتراضات عمومي اطلاعرساني ميكردند و بدين سان موج گسترده اعتراض به نقاط بيشتر توسعه و گسترش يافت و ديكتاتور ليبي را در خود غرق كرد.
بايد خاطرنشان كرد كه بسيج عمومي مردم دستآورد بزرگ همبستگي آنها در فضاي عمومي و سايبري بود و در كشورهايي نظير مراكش، الجزاير، بحرين حكومتها را مجبورساخت تا روند اعمال اصلاحات را تسريع كند وآزاديهاي بيشتري را نظير آزادي مطبوعات به مردم خود وعده دهند البته اين اقدامات براي خاموش كردن خشم مردم در اين كشورها نيز كافي به نظر نميرسيد پس ازپيروزي انقلاب در مصر،
اصلاحات در رسانهها و مطبوعات و تجديد نظر كلي و عمومي در رسانههاي دولتي، همچنان در رديف نخستين و مهمترين مطالبات اجتماعي باقي ماندند. نقش آفريني رسانهها در طول ايام مبارزه در به تصوير كشيدن حوادث و رويدادهاي انقلاب ميليونها جواني كه اين قيامها را در تونس، مصر و ديگر كشورها رهبري و هدايت ميكنند، هم انكار ناپذير است.
شبكههاي ماهوارهاي عربي بهويژه الجزيره اين رويدادها را با پرداختي مناسب و پرجاذبه با هدف آگاهسازي و هوشياري مردم به تصوير ميكشيدند. الجزيره با راهاندازي«كانال انقلاب» گزارشات مردمي از حوادث اخير در مصر را منعكس كرد و با برقراري ارتباط مستقيم رسانهاي از ميدان التحرير قاهره در اطلاعرساني از اعتراضات مردم نقش قابل توجهي ايفا كرد.
شبكه انگليسي زبان الجزيره نيزكه به صورت شبانه روزي برنامههاي خود را در سراسر دنيا پخش ميكند، به منبع اصلي و مرجع مخاطبان غربي تبديل شد. توفيق اين شبكه در ارايه تصاوير واقعبينانه از انقلابات كشورهاي عربي تا حدي بود كه مقامات دولتي امريكا براي نخستينبار گزارشهاي پخش شده از اين شبكهها را ستودند همانهايي كه به پخش حوادث 11 سپتامبر انتقاد داشتند.
اما در حقيقت اين معترضان بودند كه عملاً با حضور در خيابانها اوضاع را كنترل كردند و از رسانههاي اجتماعي و تلويزيونها براي رساندن فرياد اعتراض و خواستههاي به حقشان به گوش ديگر ملتها و دولتهاي جهان استفاده كردند و كوشيدند تا از ميان تصاوير ارايه شده و لنز دوربينها يك زبان وطني به وجود آورند.
بدون شك هر انقلابي شرايط، ويژگي هاو حكايت خاص خود را دارد و پيروزي يا عدم پيروزي آن تابع ساز وكارهاي خاصي است كه فعالان سياسي، اجتماعي و مدني آن بر اساس شرايط جامعه خود ارايه ميدهند. اما نقش رسانهها در پيشبرد اهداف تمام انقلابها و نيز تسريع روي دادن حوادث در آنها پررنگ و حائز اهميت است.
به هر تقدير دنياي ارتباطات با سياست بيگانه نيست؛ آگاهي رساني به مردم، تاثير بر عقايد و افكار آنها، تهييج احساسات مردمي و ايجاد انگيزه در آنها، تشويق به مشاركت گسترده در عرصه اجتماعي و سياسي از اصليترين رسالت رسانهها در دنياي ارتباطات است كه بعضاً به تولد مفاهيم جديد و حتي اشكال نويني از سياستها ميانجامد
از اين رو ميتوان گفت كه شايد همه توفيقات انقلابها در رسانه خلاصه نشود اما بدون شك رسانه موتور محركه جنبشهاي اجتماعي براي به راه انداختن موج اعتراضات، فراگيري و در نهايت به ثمر رسيدن آنها خواهد بود.
*كارشناس ارشد روابط بينالملل
منبع: ميدل ايست
| < قبلی | بعدی > |
|---|







