معرفي نامزد رياستجمهوري، اشتباه تاريخي اخوان المسلمين
| جهان |
اعتراضات مردم مصر موسوم به انقلاب 25 ژانويه در كوتاهترين زمان ممكن به سرنگوني حسني مبارك منتهي شد اما مطالباتشان نه. بيش از يك سال از انقلاب مصر ميگذرد اما جاده پر پيچ و خم دموكراسي در اين كشور هنوز به سرمنزل مقصود نرسيده است. در اين ميان مردم با نشان دادن اقبال به اخوان المسلمين تلاش كردند تا قانون اساسي جديد مصر با معيارهاي دلخواهشان نوشته شود. اخوانيها كه پيش از اين اعلام كرده بودند
| سودابه رخش |
صادق الحسيني در گفتوگو با«ملت ما» مطرح كرد
در انتخابات رياستجمهوري نامزدي معرفي نميكنند، مسرور از قدرتگيري در پارلمان اين كشور، با معرفي خيرت شاطر براي انتخابات رياستجمهوري مصر معادلات را بر هم زده و ورق را برگرداند. تغيير موضعي كه صادق الحسيني از آن به عنوان اشتباه تاريخي اخوان المسلمين ياد ميكند. محمد صادق الحسيني، كارشناس مسائل خاورميانه در گفتوگو با «ملت ما» زواياي تغيير موضع اخوانيها را مورد واكاوي قرار داده است.
اخوان المسلمين مصر بر خلاف نظر قبلي شاطر را به عنوان كانديداي حزب خود در انتخابات رياستجمهوري مصر اعلام كرد. برخي اين تغيير موضع را مثبت و گروه ديگري منفي ارزيابي كردهاند تحليل شما از اين تصميم چيست؟
به نظر ميرسد دوستان ما در اخوان المسلمين يك تحليل اشتباه استراتژيكي و تاریخی در رابطه با انقلاب مردم مصر پيدا كردند. آنها احساس كردند كه يك خلأ صرفا سياسي در مصر وجود دارد كه ميتوانند به آساني با تاريخچه طولاني خود به عنوان قويترين تشكيلات حزبي مصر آن را پر كنند.
در صورتي كه مسئله اخلاقي و اصولگرايي به معني ديني و سياسي و پيروي از اصول غير سيال و ثابت بايد مدنظر آنها قرار ميگرفت. آنها فراموش كردند كه آنچه اتفاق افتاده يك بيداري عمومي بوده است و نه آنكه يك قدرت از لحاظ كمي از بين رفته كه ميشود با يك كميت ديگران را جايگزين كرد. درمصر اخلاق و ثابت ماندن در اصول مهم است و جايگزين نظام قبلي بايد حركت انقلابي باشد و نه يك تشكيلات جديد.
ورود اخوان المسلمين توسط كودتا صورت نگرفت بلكه منتج از انقلاب عظيم مردمي بود، به همين دليل همه مردم از همه اقشار بايد در نظام جديد مشاركت داشته باشند. اخوان المسلمين اصول اخلاقي را زير پا گذاشت اين حزب در ابتدا اعلام كرد كه به دنبال قدرت نيست اما در عمل ثابت كردند كه با يك نوع بازي شطرنجي در پي رسيدن به تمام قدرت هستند.
آنها هم مجلس قانون اساسي و هم مجلس شوراها را در اختيار خود درآوردند و حالا به دنبال حكومت و رياستجمهوري هستند. به نظر ميرسد كه امر به آنها مشتبه شده است كه ميتوانند حجم را در برابر حجم و تشكيلات را در برابر تشكيلات قرار دهند. اما با اين مسائل نميتوان جايگزين رژيم قبلي و خلأ پيشين بود به همين دليل لحظه اوج صعود آنها و زماني كه توازن بين انقلاب و ضد انقلاب برقرار شده بود آنها ضد انقلاب را تحريك كرده و به او انگيزه دادند كه دوباره خود را تجميع كنند، اخوان المسلمين با انحصارگرايي جسارت كانديداتوري عمر سليمان را به او داد.
يعني فكر ميكنيد همه آحاد مرم مصر اعم از اسلامي و غيراسلامي بايد ترسيمكننده آينده مصر باشند؟
شما سوال حساسي را مطرح كرديد. ايرادي كه من از اخوان المسلمين ميگيرم اين نيست كه آنها نماينده تمام مردم مصر نيستند. اسلامگراها قويترين نماينده مصر هستند اما اسلام گرايي در مصر در يك حزب جمع نشده است. حدود هشت نوع اخوان المسلمين در مصر وجود دارد، صوفي گري، ميل به تشيع، ناصريستها، سوسياليستها، مليگراها و قبطيها كه در مجموع در يك حزب اسلامگراي اعتدالي غيرانحصارگرايانه ميتوانند جمع شوند.
بنابراين اگر اخوان المسلمين بر يك فرد غير حزبي مانند عبدالمنعم ابوالفتوح يا محمد سليم العوا يا فرد فراحزبي ديگري در بين مردم مصر اجماع ايجاد ميكردند اين بحران اخير ايجاد نميشد. مردم و گروههاي مختلف انقلابيون انتظار داشتند به همان شكل كه واقعيت خود انقلاب مصر بود قدرت ميان مردم با نوع تفكرهاي مختلف تقسيم شود.
آنها براين باورند كه اين همه زحمت، تظاهرات، خون، انتظارو تلاش براي سرنگوني يك گروه انحصارگر با يك تشكيلات انحصارطلبي ديگري جايگزين شده است كه تمام سطوح قدرت را در اختيار دارد و با شبه تعامل با شوراي نظامي و حتي امريكا و جامعه بين المللي غرب جلو آمده است. اظهارات اخوان المسلمين درباره ادامه رابطه با اسرائيل و برقراري معاهده كمپ ديويد همه به دليل تشنه بودن آنها به قدرت و انحصارطلبي بود.
يعني شما براين باوريد كه اخوان المسلمين با برهم زدن اصول خود و زير پا گذاشتن آنها مرتكب اشتباه شد؟
دقيقا، اخوان المسلمين با اين كار بياخلاقي كرد. آنها در ابتدا گفتند كه فقط 30 درصد پارلمان را ميخواهيم اما در عمل دو سوم پارلمان را از آن خود كردند. شورا را هم در اختيار خود قرار دادند. اما درباره رياستجمهوري مردم با شك و ترديد به اين پديده نگاه ميكنند بهويژه با سياستهاي عملگرايي پايين اخوان المسلمين در رابطه با سياست خارجي.
عدهاي از تحليلگران بر اين باورند كه تغيير موضع اخوان المسلمين در راستاي ادامه همكاريها با شوراي نظامي مصر است با اين حال اخوان المسلمين علت وارد شدن به انتخابات رياستجمهوري مصر را جلوگيري از ورود نظاميان و طرفداران رژيم سابق عنوان كرده است. به نظر شما علت اعلام كانديداتوري اخوان المسلمين چيست؟
علت ورود آنها همان انحصارطلبي و تنگ نظري است. از آنجا كه جنس آنها اسلامگرايي است نميتوانند با شوراي نظامي و امريكاييها هم نظر باشند. آنها در فهم شوراي نظامي اشتباه كردند و گمان ميكردند با اقتدار آنها شوراي نظامي عقبنشيني خواهد كرد و قدرت را به آنها خواهد داد به همين دليل در برابر اين شورا سكوت كردند.
از سوي ديگر آنها خيرت الشاطر را انتخاب كردند كه از ثروتمندان مصر است و ارتباطات كاري سنگيني با خارج از كشور دارد. به همين دليل تصور كردند اين دو عامل ميتواند آنها را در انتخابات بيمه كند. اما آنها فراموش كردهاند كه هم امريكاييها و هم شوراي نظامي با جنس اسلامگرايي و اخوان المسلمين مشكل دارند.
از سوي ديگر امريكاييها و شوراي نظامي احساس كردند كه در آينده با اخوان المسلمين كنوني طرف نيستند با اخوان المسلمين ديگري كه انقلابيون برعليه آنها هستند طرفند. اخوان المسلمين در اين برهه زماني نشان داد كه ديد استراتژيك و آيندهنگري ندارد.
با اين حساب شما براين باوريد كه اعلام كانديداتوري شاطر با حمايت و هماهنگي غرب و كشورهاي منطقهاي نبوده است ؟
قطعا نبوده است.
اما در برخي گزارشها آمده است كه شاطر پس از مذاكره با مك كين كانديداتوري خود را اعلام كرده است.
اين همان اشتباهي است كه در ليبي و تونس نيز اتفاق افتاده است. اخوان المسلمين اكنون براي در دست گرفتن تمام قدرت در حال باج دادن به غربيهاست و تشنگي قدرت اخوان المسلمين را كور كرده است. آنها فكر كردند كه غرب و شوراي نظامي قدرت را به آنها واگذار ميكنند.
اما اين موضوع طبق مذاكرات و قرارو مدارهاي پنهاني نبوده است چرا كه اگر اينچنين بود عمر سليمان بر روي كار نمي آمد. غرب پس از آنكه سرخوردگي انقلابيون از اخوان المسلمين را به وجود آورد آس خود يعني «عمرسليمان» را رو كرد و مردم اكنون از اخوان المسلمين بيشتر در حيرت هستند تا از عمرسليمان. در اين ميان آلترناتيو مردم بازگشت به ميدان التحرير است.
خيرت شاطر سرمايهگذار اخوان المسلمين و فردي ثروتمند است از طرفي اوضاع اقتصادي مصر اين روزها بيش از هر زمان ديگري آشفته است. آيا ثروت شاطر ميتواند ضامن موفقيت او در انتخابات باشد و آيا اصلا او شانسي در انتخابات آتي مصر دارد؟
به يك شرط اين امر محقق ميشود. اول آنكه مردم از تغيير روش اخوان المسلمين با نيروهاي سياسي و با خود مردم اطمينان حاصل كنند. يعني اگر اخوانالمسلمين با حسن نيت و روراستي برخورد كند و تغيير تاكتيك دهد به اضافه ثروت شاطر ميتواند سوپاپ اطميناني براي مردم باشد.
با توجه به اينكه بر سراعلام كانديداتوري در ميان اخوانيها نيز اختلافاتي بروزكرده است، آيا بهتر نبود اين گروه با حمايت از يك كانديدای غيرحزبي بهطور مثال عمر موسي محبوبيت خود را در ميان فعالان غيراسلامي نيز حفظ كند؟
صد در صد! اما نه عمر موسي، آنها ميتوانستند ازحمدين صباحي حمايت كنند. او براي غيراسلامگرايان نيز شخصي مورد تاييد است و اخوان المسلمينيها با او در پارلمان ائتلاف كردند. اخوان المسلمين با حمايت از شخصيتهاي اينچنيني ميتوانست اعتبار خود را حفظ كند.
شرايط كنوني مصر و حوادث پيش آمده پس از سقوط مبارك، ترسيمكننده خطرات و دشواريهايي براي رئيسجمهوري آينده اين كشور است. چالشهاي پيش روي آينده مصر و برنامههاي اخوان المسلمين براي اين امر چيست؟
اول بازگرداندن نقش مصر به عنوان كشور اول جهان عرب است كه متاسفانه در زمان مبارك به حاشيه كشيده شد و به كشور سوم، چهارم تبديل شده بود. دوم دوركردن مصر از همكاري استراتژيك با رژيم صهيونيستي و امريكا است كه نفرت مردم از اين سياستها باعث انقلاب مصر شد. سوم مسئله بازگرداندن مصر به قدرت اقتصادي بزرگ است. اين سه مسئله همسطح است و با مديريت اين سه مسئله عزت و كرامت مصريها به آنها بازگردانده ميشود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






