توجه به جزئيات و طراحي پلانهاي شلوغ
| فرهنگ و هنر |
اين دو پرونده به ناچار با هم تداخل پيدا ميكند و عادلي و ملك كه پيشينه اختلافات قبلي با هم دارند در پرونده جديد درگيري پيدا ميكنند. طي حوادثي، آتيلا، پوريايي افسر پليس و الياسي پدر زن سابقش را به قتل ميرساند و بعد از توقيف محموله مواد توسط پليس دختر خردسال ملك را گروگان ميگيرد تا هم از او پول اخاذي كند و هم به آن بهانه مهناز همسر سابقش را ببيند و از او انتقام بگيرد. در نهايت در درگيري ملك و آتيلا، آتيلا به قتل ميرسد و مهناز هم از پاي در ميآيد.
در فيلمهاي پليسي، ساخت شخصيتهاي قوي جنايتكار و فاسد، از اهميت فراواني برخوردار است. شكي نيست كه هرچه قطب منفي فيلم، قويتر، خشنتر و خطرناكتر باشد، هم مخاطب احساس نگراني واقعيتري نسبت به شخصيتهاي مثبت و آسيب ديده فيلم ميكند و در نتيجه بيشتر جذب فيلم ميشود و هم اينكه قدرت قطب منفي، توانايي و قدرت نيروي پليس را در مهار و شكار جنايتكاران بيشتر جلوهگر ميسازد.
سركوبي بزه كاران خرده پا، كم خرد و كم سواد براي پليس، هنري و فضيلتي به شمار نميرود. از اين رو در «نيرنگ» تلاش شده، تا شخصيت آتيلا (سام درخشاني) قوي، خونسرد، آماده براي كشتن، پيش بين و سياس جلوهگر شود تا اهميت و خطير بودن داستان براي مخاطب جا بيفتد.
در اين زمينه، بهويژه، ميتوان از صحنه آغازين فيلم كه در آن آتيلا، چندين تن از ماموران امنيتي و انتظامي را به قتل ميرساند ياد كرد كه به خوبي خصوصيات پيش گفته قهرمان شرور را افشا ميكند.هر چند كه در فيلم صحنه كشتار نشان داده نميشود و ما بعدا از طريق عكسهايي در دست پليس شاهد جنايت آتيلا ميشويم در حالي كه اگر بدون محدوديت، لحظه تير اندازي در فيلم تصوير ميشد، لئامت و شئامت كار آتيلا، موثرتر و هولناكتر جلوه ميكرد. ولي در مجموع، فيلم نيرنگ در حد خود و با توجه به محدوديتها توانسته در ارايه تصويري به نسبت واقعي از يك بد من ايراني موفق باشد.
در بخش كارگرداني اثر، اتفاقات مثبتي افتاده كه امروزه در بسياري از آثار تلويزيوني كمتر شاهد آن هستيم. در دكوپاژ، خوشبخت در خرد كردن نماها و توجه به جزئيات و طراحي پلانهاي شلوغ و پربازيگر كم نگذاشته و با استفاده از مهارتهاي تدوينگرياش، صحنههايي خوش ريتم، خوش سر و شكل و متحرك آفريده كه در آن، توجه، تفكر و وسواس مثبت ديده ميشود.
اين دقت نظر و كارگرداني بر مبناي جزئيات و دكوپاژ خرد، بيش از هر چيز به وقتگذاري و صرف هزينه بالاتر در توليد مرتبط است كه اعتبار آن را بايد به تهيهكننده و توليدكننده اثر داد. نقطه قوت ديگر فيلم در جلوههاي ويژه آن است كه در صحنههاي انفجار كاميون، در صحنه درگيري پاياني و خروج دود و بخار از لولههاي ساختمان و حتي در جزئياتي مانند خروج دود از لولههاي تفنگ پس از شليك ديده ميشود و تاثيري مثبت در فيلم بر جاي ميگذارد.
در فيلم نامه اثر، در كنار نكات مثبت و سر و شكل و ريتم قابل قبول كار، پارهاي از سستيها و لنگيها هم ديده ميشود و عملا بعضي از گره گشاييها و گره افكنيها منطق درست و قابل قبولي ندارد.
مثلا از سرنوشت هاشم واقعي – رانندهاي كه الياسي به آتيلا معرفي ميكند تا محموله را به مرز ببرد – مطلقا اطلاعي به مخاطب داده نميشود و معلوم نميشود كه پوريايي چگونه به اين سرعت توانسته خود را به شكل هاشم واقعي در بياورد. در جاي ديگر، آتيلا به موبايل ملك زنگ ميزند و خبر گروگان گرفتن دختر او را ميدهد و معلوم نميشود از كجا شماره او را به دست آورده !
و باز درباره گروگان گرفته شدن دختر ملك توسط آتيلا مشخص نميشود كه چگونه آتيلا به آدرس خانه مادر ملك دسترسي پيدا كرده و توانسته دختر او را بدزدد ! و باز اين سوال مطرح ميشود كه براي تامين خواسته آتيلا - پول و انتقام كشيدن از مهناز همسر سابقش – بهتر نبود آتيلا به جاي دزديدن بيمنطق دختر ملك، پسر خودش را نزد خود نگه دارد تا به اين بهانه مهناز را به نزد خود بكشد؟!
اين موارد و پارهاي ديگر از اشكالات به فيلمنامه اثر وارد است اما در مجموع ميتوان فيلم نيرنگ را فيلمي موفق و قابل قبول در حوزه فيلمهاي پليسي تلويزيون به شمار آورد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




