خوشنويسي با شعر نو
| فرهنگ و هنر |
عباس اخوين*: خوشنويسي هنر ظريفي است. به عنوان مثال هر سال حدود بيش از صدها هنرجو وارد انجمن خوشنويسان ميشوند، اما از بين اين تعداد فقط يك يا دو نفر هنرمندي چيرهدست ميشوند، اما از يك دانشكده پزشكي و علوم، در سال 400 نفر فارغالتحصيل و پزشك ميشوند. منظورم اين است كه خوشنويسي هنر سختي است كه تا حدود زيادي ذاتي است و نيازمند ممارست است.
متاسفانه در ايران، خوشنويسان سالها زحمت ميكشند و رنج ميبرند، اما از درجه علمي كه شايستهاش هستند برخوردار نميشوند و مدركي نميگيرند و اين خيلي بد است. البته خوشبختانه امروز مدرك فوق ممتازي و استادي نيز در انجمن خوشنويسان به وجود آمده است، اما جاي آكادميك شدن خط در دانشگاهها خالي است.
درباره انتخاب شهر هم؛ در مقايسه با ادبيات كلاسيك، توجه كمتري از سوي هنرمندان خوشنويس نسبت به شعرنو صورت گرفته است يا بهطور مثال خود من در زمينه شعر نو كارهايي انجام دادهام و اشعار شاعراني چون مهدي سهيلي و سهراب سپهري را به مدد نستعليق نوشتهام. اما بهطور كلي تصور ميكنم بيشترين دليلي كه باعث ميشود خوشنويسان به شعر كهن گرايش داشته باشند وجود وزن و قافيه است كه در قالب خط، زيباتر به نظر ميآيد.
البته بخشي از اين مسئله هم به عادت خوشنويسان بهويژه خوشنويسان كهن برميگردد كه سالهاست به نوشتن شعر كهن پرداختهاند. با اين حال اميدوارم خوشنويسان به همان اندازه كه در حيطه شعر كهن، تواناييهاي خود را اثبات كردهاند بتوانند در زمينه شعر نو نيز كارهاي درخشاني انجام دهند.
شيوه كار من در نستعليق بيشتر به سبك و سياق عمادالكتاب نزديك است. عمادالكتاب هنرمند ارزندهاي بود كه در زمان پهلوي اول زندگي ميكرد و حتي به جرم شركت در كميته مجازات به زندان نيز ميافتد. از عمادالكتاب، امروز سياه مشقها و خطهاي زيبايي به جاي مانده است. استاد من در خوشنويسي استاد علي حسيني شاگرد عمادالكتاب بوده است و من در سالهاي اوليه فراگيري خط به شيوه استاد آغاسي مينوشتم و بعد از آن نيز به سبك شخصي خود دست يافتم.
البته ناگفته نماند كه من در حوزه خط، بيشتر به مشق نظري پرداختهام و آنها كه از فعاليت من طي اين سالها مطلع هستند، خط مرا تركيبي از خط امروز و شيوه ميرعماد ميدانند.
نكته جالب اين است كه خوشنويساني چون عمادالكتاب، كلهر، ميرزا غلامرضا و بهطور كلي خوشنويسان دوره قاجار، همه به شيوه ميرعماد دلبستگي داشتهاند و براين اساس به ارايه اثر ميپرداختهاند و البته بعد، توانستند شيوه مخصوص به خود را در خط پيدا كنند. به نظرم، ميرعماد در خوشنويسي سرچشمه اي بوده است كه خط و اصولا سبك او توانسته منبع الهام هنرمندان بعد از او باشد.
همانگونه كه مخاطبان ميدانند من هنوز به نگارش چليپا ميپردازم و آنهايي كه از نزديك با نوع كار من آشنايي دارند مرا به عنوان چليپانويس و كاتب نيز ميشناسند. به نظر ميرسد بايد اطلاعرساني بيشتري نسبت به خوشنويسي كه جزو هنرهاي اصيل ما به شمار ميرود صورت گيرد و درباره شاخههاي مختلف خوشنويسي اطلاعات بيشتري به مردم ارايه شود.
بهويژه اينكه ايران از ديرباز تا امروز مهد نستعليق به شمار ميرفته و از دل اين مهد هنرمندان بزرگي به ارايه اثر پرداختهاند. نستعليق در دهههاي 8 و 9 ابداع شد و بتدريج دستخوش تكامل شد. چندان كه هنرمنداني چون سلطانعلي مشهدي، هروي در دوره تيموري به كامل كردن اين نوع خط در آثار خود پرداختند. همين طور ميرعماد در زمان صفويه در تكميل و به اوج رساندن خط نستعليق نقش بسزايي در تاريخ هنر ما ايفا كرده و به تعبيري بنياد نستعليق امروزي را او گذاشته و براي اين خط قواعدي قائل
شده است.
چليپا معمولا در قالب دوبيتي و رباعي و براساس انتخاب خوشنويس از يك شعر نوشته ميشود كه بايد از نظر طول و ارتفاع و ساير جزئيات هموزن باشند. خوشنويسان بزرگ نيز معمولا هنرشان را در چليپا نشان دادهاند. چليپا به تعبيري يك هنر سنتي به شمار ميرود. حتي امروز اين شاخه از خط، امتحان ورودي ممتاز انجمن خوشنويسان ايران براي هنرجويان در نظر گرفته شده است. يعني هنرجويي كه ميخواهد در امتحان ممتاز انجمن شركت كند حتما بايد براي ورود به اين بخش به ارايه يك اثر چليپا بپردازد.
اگرچه در اين ميان گاهي شنيده ميشود برخي هنرمندان ميگويند تا چه زمان بايد چليپا بنويسيم و عمر اين هنر رو به اتمام است. اما من معتقدم چليپا به دليل مبسوط بودن و گستردگي داراي رمز و رازها و تكنيك و تنوع زيادي است كه حالا حالاها ميشود در قالبهاي مختلف به نوشتن آن پرداخت.
*عضو هيئت ارزشيابي هنري وزارت ارشاد
و رئيس مركز كتابت و تعليم ايران
| < قبلی | بعدی > |
|---|







