روايتي از همكاري و يكي شدن مردمان يك جامعه
| فرهنگ و هنر |
حتي ديگر برخي از فيلمهاي كمدي هم در گيشه امسال نتوانستهاند فروش جالب توجهاي داشته باشند و اين هشداري براي سازندگان اينگونه آثار است كه حتما بايد در روش تهيه و فيلمسازي خود تجديد نظر كنند و به سمت آثاري جذاب و متناسب با فرهنگ زندگي مردم ايران حركت كنند. به هرحال در چنين شرايطي فيلم سينمايي «چك» ساخته «كاظم راست گفتار» اكران عمومي شد و به همان دلايلي كه گفته شد نتوانسته فروش متناسبي داشته باشد هر چند بيانصافي است كه بگوييم اين اثر راست گفتار فيلمي سطحي و پيش افتاده از كارگردان فيلمهايي مانند «عروس خوشقدم» و «پسر تهروني» است.
چون «چك» به جرات يك سر و گردن از ديگر ساختههاي كارگردانش بالاتر است و نشاندهنده اين نكته مهم است كه راست گفتار قواعد مخاطبشناسي و مناسبات گيشه را به درستي ميداند اما فيلم او مانند چند فيلم امسال به دليل مسائلي كه براي سينما اتفاق افتاده دچار بد شانسي شده و فروش مطلوبي نداشته است.
درفيلمهاي راست گفتار نخستين نكتهاي كه هميشه جلبتوجه ميكند تلاش شخصيتها و آدمهاي فيلمهايش بهويژه مردان براي تغيير موقعيت اجتماعي، مالي و رسيدن به رفاه است. در «عروس خوش قدم» همه مردان تلاش ميكنند با زني ازدواج كنند و سريع به ثروت و موقعيت اجتماعي مناسب برسند و از بيپولي خلاص شوند.
در فيلم «نقاب» دو مرد اصلي قصه تلاش ميكنند با سر كيسه كردن زنان به ثروت بادآوردهاي برسند و آينده خود را تغيير دهند و در فيلم «پسرتهروني» هم پدر و پسر فيلم تلاش ميكنند با ازدواج موقعيت اجتماعي خود را تغيير دهند. درفيلم «زنان مريخي، مردان ونوسي» هم با كمي تفاوت اين داستان ادامه پيدا ميكند.
اما اكثر فيلمهاي كمدي كه راست گفتار قبل از فيلم آخرش ساخته عموما آثاري سطحي و ناشيانه بودند و تا آخرين ساخته راست گفتار با نام «چك» كه امروز در سينماها در حال اكران عمومي است و ما داستان چهار نفر آدم كاملا غريبه را ميبينيم كه قرار است دو روز در كنار يكديگر زندگي كنند تا بتوانند چكي را كه يك پيرمرد با بازي «جمشيد مشايخي»براي تشكر از اين چهار نفري كه كمكش كردهاند، از بانك دريافت كنند. دراينجا هم اگر به زندگي اين چهار شخصيت نگاه كنيم
متوجه اين نكته ميشويم كه هر چهار شخصيت به نوعي تلاش ميكنند كه با به دست آوردن اين پول جايگاه اجتماعي و مالي خودشان را تغيير دهد همچنانكه ميبينيم مرد مسن داستان با بازي «فرهاد آييش» خانوادهاي سنتي و فقير دارد، پسرپولداربا بازي «شاهرخ استخري» كه از قضا پدرش چهره سياسي است و ميخواهد با اين پول خودش را براي پدرش ثابت كند، نفر سوم مردي ميانسال با بازي «همايون ارشادي» حضور دارد كه آدمي تنها با گرايشات اقتصادي و اجتماعي پيش از انقلاب حضور دارد
و نفر چهارم هم دختري است كه راننده تاكسي شده با بازي«مژگان بيات» حضور دارد كه او هم دوست دارد با پول چكي كه به دست ميآورد موقعيت اجتماعي خود را عوض كند و درادامه فيلم هم برادر لمپناش با بازي «حسن شكوهي» وارد ماجرا ميشود كه مخاطب را به ياد كلاه مخمليها و شخصيتهاي فيلمفارسي قبل از انقلاب مياندازد. هر كدام از اين چهار شخصيت تلاش ميكنند سر ي يكديگر كلاه بگذارند تا به پول بيشتري برسند.
در واقع ميتوان آدمهاي فيلم چك را شبيه آدمهاي جامعهاي دانست كه با عقايد، طبقه اجتماعي، رفتارهاي فردي وخاستگاهاي مختلف انساني وشخصيتي در كنار يكديگر زندگي ميكنند اما به همديگر اطمينان ندارند و تنها نخ تسبيحي كه آنها را به همديگر مرتبط ميكند برگه چكي است كه در اختيار اينها است و حالا اين چك باعث شده كه اين آدمها در يك زندگي اجباري دو روز در كنار هم زندگي كنند.
اجتماعي كه چك ترسيم ميكند جامعهاي است كه هر كدام از افراد در آن دوست دارند نظرات خود را براي نشان دادن جايگاه اجتماعي خود بيان كنند، بحثهاي سياسي، بودن يا نبودن ماهواره، مطالبات دانشجويان، مشكلات نسل جوان، ازدواج، سنت، مدرنيته، پول، تنهايي سالمندان، گذشت، وطن پرستي و... هزاران نكته كه در هر جامعه ميان مردمان آن جامعه در مناسبات فردي وگروهي وجود دارد و به خوبي در فيلم آشكارا به آنها پرداخته ميشود.
ازطرفي نكته بسيار مهمي كه فيلم تلاش ميكند آن را به مخاطب انتقال دهد حس همكاري و يكي شدن مردم يك جامعه براي از ميان برداشتن مشكلات است. اينكه مردم يك جامعه با سلايق مختلف هر كدام به سهم خود تلاش كنند تا با همكاري و تعامل و به دور از هرگونه تك روي، نيرنگ، دروغ و خودخواهي براي رسيدن به زندگي بهتر به همديگر كمك كنند وپشت سر يكديگر براي حل مشكلات بياستند اين ارزش پيدا ميكند. چيزي كه در پايان فيلم «چك» مخاطب به آن ميرسد و اين يكي بودن را احساس ميكند.
در واقع حرف اصلي «چك» گزارشي از وضع اجتماعي امروز ما است و به نگاه« در فيلمهاي راست گفتار نخستين نكتهاي كه هميشه جلبتوجه ميكند تلاش شخصيتها و آدمهاي فيلمهايش بهويژه مردان براي تغيير موقعيت اجتماعي، مالي و رسيدن به رفاه است.» متفاوت افراد و شكاف نسلها و اختلافات اجتماعي موجود در آن ميپردازد. انسانهايي كه در ابتدا به يكديگر اعتماد ندارند و به مرور و با قبول زيستن را در كنارهم و كسب تجربههاي متفاوت، پي به زندگي اجتماعي ميبرند و در مييابند كه ميتوان با تعاول، همكاري و درك متقابل به تمام خواستههاي خود برسند وبا گذشت از زندگي پر پيچ و خم به مرحله آدميت رسيد.
بازيگران فيلم هم كه عموما از ميان چهرههاي تلويزيوني و سينمايي انتخاب شدهاند درقالب همان تيپهاي قبلي خود باقي ميمانند شاهرخ استخري همان شخصيت سريال «فاصله ها» را اينجا هم تكرار ميكند. در شرايط كنوني سينماي ايران كه بخش خصوصي كمتر حاضر به سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف سينما ميشود جاي اميدواري دارد كه بتوان از اينگونه فيلمها در آينده بيشتر ديد. چون سينماي ايران به آثار كمدي سطح بالا نياز دارد و نبايد هر اثر بنجل، دست دوم، كپي كاري و كليشهاي را به عنوان طنز به مخاطبان قالب كرد و انتظار داشت كه گيشه خوبي براي سازندگان اينگونه آثار مانند گذشته وجود داشته باشد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






