Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
زاويه
تصویر
سعید صادقی
دوشنبه, 05 تیر 1391

فرهنگ گزارش هنربافندگي به‌مثابه‌ نرمش‌پذيرترين فرم هنري

هنربافندگي به‌مثابه‌ نرمش‌پذيرترين فرم هنري

فرهنگ و هنر

حجت اماني هنرمند ايراني كه به دعوت مركز مطالعات و فرهنگ وهنر كشور ليتواني تابستان گذشته فعاليت و اقامت هنري دراين كشور داشت. به دليل اين حضور وآشنايي باهنرمندان معاصر ليتواني با همكاري و دعوت فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران در اوايل ارديبهشت سال 91 نمايشگاهي ازآثاراين هنرمندان در موسسه فرهنگي هنري صبا برگزار خواهد شد.

 

 

هنرمندان ليتواني در گفت‌وگو با «ملت ما»

 

گفت‌وگويي كه پيش رو داريد توسط حجت اماني با اين هنرمندان ايگناس كازكويچ، منتقد و نمايشگاه گردان، مونيكا زلتاس كيته هنرمند و برونه نورداسكيه صورت گرفته كه توسط طاهر رضا‌زاده به فارسي برگردانده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرا به هنر بافته‌ها روي آورديد؟


بافته‌ها و فنون آن براي ما چيز تازه‌اي نيستند. ما هر دو از كارشناسان اين زمينه هستيم و بالاترين درجه هنري ليتواني را در اين رشته داريم. ما در تمام جوانب بافته‌هاي معاصر، به‌صورت عملي كسب مهارت كرده‌ايم و درعين حال در مسير بافته‌هاي تجربي و قديمي ليتوانيايي گام بر نمي‌داريم؛ مسيري، كه در آن، بافته‌ها از نظر ظاهري از طريق نقوشِ پارچه‌مانند- تزئين، بافت يا استعاره‌اي از طريق رقابت با گرمي و نرمي و پُرپرزي و لطافت و خوش‌لمسي بافته‌ها به كمك راه‌هاي غيرنساجانه مورد تقليد قرار مي‌گيرند. اين را«فن مولف» مي‌نامند.

 

هنرمنداني كه به چنين فني مي‌رسند، از شيشه، سيم، كاغذ، پلاستيك و ديگر مواد غيرنساجي بافته مي‌سازند.


درحال حاضر بافته‌ها براي ما به عنوان يك رسانه و به عنوان تماميتي مجموعه‌اي از روش‌هاي مختلف بيان مطرح است.


در چيدماني با عنوان«برابري مطلق» ما نقش مايه‌هاي نخ‌بافته متعددي را با تكنولوژي معاصرتركيب كرده‌ايم.


ازآنجا كه ما به دنبال ايجاد يك تاثير بصري لمس‌پذيربوديم، بافتني ازجايگاه خاصي دراين چيدمان برخوردار بود، چرا كه ما پوست انسان، را با ارايه اطلاعاتي كه به‌وسيله‌ زندگي به‌شكلي كاملا متمركز درآمده و با امتزاج ماهيت فيزيكي و متافيزيكي آدمي و نيزحضور روزمره را از نو  بافته ایم ماشين بافنده اين امكان را مي‌دهد كه اين اطلاعات نه تنها براي بيننده قابل فهم‌تر، بلكه ملموس به‌نظرآيد و صميميت و صداقت را به جنبه‌هاي اجتماعي مي‌افزايد كه به معني بازگرداندن آنها به فضايي است كه ازآنجا آمده‌اند  (فضايي شخصي.)


خب. حالا چرا با بافته‌ها و بافتن؟


زيرا تاروپود استعاره‌ فربهي است براي سرنوشت بشر و امكان تغيير آن.


با تولد، تاري به‌دست شما داده مي‌شود كه در طول زندگي مي‌توانيد پودي را از آن رد كنيد، اما معمولا اين كار را دگم‌ها و هنجارهاي اطراف شما برايتان انجام مي‌دهند، به اين معني كه انتخاب شما از محيط و از ترسِ خود شما متاثرمي‌شود و شما ترجيح مي‌دهيد چيزي را انتخاب كنيد كه آشناي شماست و شما به آن خو گرفته‌ايد و از امتحان كردن چيزهاي جديد و ناشناخته سرباز مي‌زنيد؛ چيزهايي كه شايد بتوانند سرنوشت شما را تغيير دهند.

 

آيا كارهاي شما وابسته به جريان‌هاي خاصي است؟


كارما بستگي به مكاني كه درآن به نمايش گذاشته مي‌شود و به بيننده دارد. چيدمان ما هر بار، متفاوت به نظر مي‌رسد. ما به‌دنبال آنيم تا با آگاهي به كشورهاي بسياري با زمينه‌هاي فرهنگي واوضاع اجتماعي و بيان و فرهنگ هنرپذيري متفاوت سفر كنيم،  ما  همواره بر آنيم تا بيننده را با بيننده‌ ديگري مواجه كنيم كه دردرون چيدمان‌مان در فضاي نمايشگاه حضوردارد، تا به بخشي از چيدمان تبديل شود و درنتيجه، برچسب‌ها و عناوين را تكثير كند.

 

فضاي نمايشگاه اين امكان را ميسرمي كند كه بيننده درتماس با بيننده ديگر قرارگيرد. اين خيلي مهم‌تر از آن است كه وي صرفا درجست‌وجوي اثرهنري باشد.درعين حال موجب تاكيد بر آيده ‌بساوايي بصري مي‌شود. ارجاع امروز ما به هنربافته به عنوان يكي ازحوزه‌هاي بيش‌تربه‌طور رسمي قابل انعطاف و بصري لمسي هنر كه با بيننده ارتباط برقراركرده حتي بدون بيننده هم از آن آگاه است. امروزه ازهنربافندگي مي‌توان به‌مثابه‌ نرمش‌پذيرترين فرم و لمسيدني‌ترين ديدني هنري استفاده كرد كه با مخاطب چنان رابطه مي‌سازد كه وي حتي از آن باخبر هم نمي‌شود.

 

از طريق بافته‌ها داستان‌هايي روايت مي‌كنيد؟ پايه و اساس اين بازنمايي چيست؟ آيا روايتي انتزاع‌گونه دارند؟


درفضاي هنرمعاصر، بافته نمي‌تواند صرفا يك بافته باشد، فرشينه هم نمي‌تواند صرفِ گره‌خوردگي تارو پودش باشد، سوزن دوزي و تكه‌دوزي اثري هنري است اما نه به‌موجب فني كه درآن به‌كار رفته. تكنيك، سبك، مواد و روش كار تنها، ابزاري هستند براي بازگويي داستان‌هايي كه حاضرين درنمايشگاه را در تجربه‌اي معاشرتي و مشاركتي در كنار هم قرار مي‌دهد.

 

ما به‌ وسيله‌ بافتن چه داستان‌هايي مي‌گوييم؟ از آنجا كه اين چيدمان، حاصل سال‌ها كشف و تجربه‌ فني است، كه تصورات ما –هنرمندان و كوريتورها- را به هم مي‌آميزد، مايليم آن را داستانِ تكامل بناميم.

 

چيدمان«برابري مطلق» براساس چه انديشه‌اي شكل گرفته است؟

اين اثر از آزادي حرف مي‌زند، از تلاش‌هايي كه مي‌توان براي شكستن برچسب‌هاي كليشه‌اي انجام داد و رها شد، درباره‌ تلاش‌هايي كه اغلب به آييني اجباري مي‌ماند كه بيننده را وادار به پرسيدن اين پرسش‌ها مي‌كند: آيا مي‌خواهيم آزاد باشيم، آيا آماده‌ايم براي آزاد بودن، آيا اساسا به آزادي نيازمنديم؟

 

پروژه‌ ما براين ادعاست كه به‌رغم تفاوت‌هاي مليتي و نژادي، مردم برچسب تقدير مي‌خورند كه ايشان را به آني كه هستند، به كارمندي حرفه‌اي و زني خانه‌دار و بازنده‌اي جاودانه، محكوم مي‌كند. برچسب‌هاي اين اشياي عجيب كه به سرهمي كودكان مي‌ماند، سرنوشت محتوم شخصيتي بي‌كله را پيشگويي مي‌كند.

 

طبق گفته‌ منتقد هنري لايما كريويته،«هر بدني، نه تنها مقداري از بالقو‌گي‌هاي حال، بلكه آينده را نيز با خود دارد. با اين حال ما دورنماي اين بدن‌هاي انگ‌خورده را از روي پوسته‌ها و برچسب‌هايي مي‌بينيم كه جامعه چسبانده است. سطحي‌ترين و مرئي‌ترين اجزاي بدني به خالكوبي پاك‌ناشوي هويت بدل مي‌شود.

 

ما نمي‌توانيم از شراين نوشته‌هاي روي بدنمان رها شويم.  برابري مطلق، بيننده‌ها را براي پركردن بدن‌هاي خالي از داستان‌هاي مختص به‌ زندگي خودشان و به ديگران فرا مي‌خواند.»  شايد با داشتن چنين عقيده‌اي در ذهن، بتوان اين اشيا و اين داستان جاودانه را نه تنها هنري كه مذهبي و شمنيستي نيز ديد.

 

آيا ارتباطي ميان بافتن و طراحي وجود دارد؟

بافتن، نوعي خط كشيدن و طراحي كردن با افكار و تبديل آنها به جسمي لمسيدني است. تفاوت در اين‌جاست كه در طراحي به‌دنبال آنيم كه واقعيت را دقيقا بازسازي كنيم يا دست‌كم با بهترين وجه واقع آن را به نمايش در آوريم حال آن‌كه در بافت ما واقعيت ملموسي را مي‌آفرينيم كه در آن وزن اثر آفريده شده را واقعا مي‌توان احساس كرد. نه تنها وزن فيزيكي، بلكه وزن عاطفي و ذهني را نيز مي‌توان احساس كرد.



ديدگاه شما راجع به هنر ايران چگونه است؟

بنا به وضع سياسي ایران اما، تحليل هنر معاصرآن كاردشواري است. درباره‌ هنركهن شما آشنايي نسبتا بيش‌تري داريم. قالي‌ها و ابريشم و ديگر بافته‌هاي ايراني در اين‌جا به ‌وفور يافت مي‌شود. ما ايران را يكي ازخاستگاه‌هاي فرهنگ جهان مي‌دانيم.احتمالا برخي تجربيات هنري در آينده صورت مي‌گيرد و فرهنگ كهن شما را با فنون جديد و معاصر درمي‌آميزد و ما را ياري مي‌كند تا بينش عميق‌تري به فرهنگ شما به‌دست آوريم.

 

نظرات  

 
+1 #3 نمونهجمال 05 اردیبهشت 1391 ساعت 07:52
با تشكر مطلب فوق العاده اي بود اما از نمونه آثار خبري نبود
نقل قول
 
 
+3 #2 ؟؟؟هویار 01 اردیبهشت 1391 ساعت 18:58
با سلام وتشکر
چرا این مطالب به این خوبی عکس نداشت؟
نقل قول
 
 
+3 #1 نظرنازنین 27 فروردین 1391 ساعت 18:14
بسیار بسیار قابل توجه بود
نقل قول
 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

تصویر
هشتصد ميليون حمايتي چگونه خرج شد
دوشنبه, 05 تیر 1391
| بهروز پايدار |مديرعامل خانه هنرمندان ايران چندي پيشتر در گزارش سالانه خود اعلام كرده كه مبلغ هشتصد ميليون تومان براي حمايت از هنرمندان... ادامه مطلب...
اكسپويي با قيمت‌هاي غيرواقعي
دوشنبه, 05 تیر 1391
| بهناز اميني|اگر چه برپايي اكسپو(كه معلوم نيست چرا فرهنگستان زبان و ادب فارسي براي آن معادل فارسي تعيين نمي‌كند) كه محمل مناسبي براي خريد... ادامه مطلب...
سينماي اجتماعي نياز جامعه امروز
پنجشنبه, 01 تیر 1391
| محبوبه رضايي |در شرايطي كه حال و روز سينماي ايران اصلا خوب نيست، چه سينمايي و چه فيلمي مي‌تواند به بهبود اين اوضاع كمك كند؟ جامعه به چه... ادامه مطلب...
تصویر
مردي كه راهش را بلد است
چهارشنبه, 31 خرداد 1391
| محمدناصر احدي |كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نقش انكارنشدني و بسزايي در شكل‌گيري سينماي متفاوت ايران داشته است. از اين رو از يك... ادامه مطلب...
لوكس شدن هنر و بسترهاي فرهنگي كه آماده نيست
سه شنبه, 30 خرداد 1391
محمود نورايي:نگاه به جريانات هنري، اقتصادي و اجتماعي گذشته مي‌تواند امروز، راه خارج شدن از بحران باشد. راهي كه در آستانه برگزاري... ادامه مطلب...