کپي برابر اصل
| فرهنگ و هنر |
حدود دو يا سه سال پيش بود كه شبكههاي ماهوارهاي و نمايش مجموعههاي تلويزيوني، بيشترين مخاطبان خود را از ايران تامين ميكردند و اين مسئله باعث شد تا ديدگاه مردم به سمت موضوعاتي كشيده شود كه براي قشر تاثيرپذير بهويژه خانوادهها مشكل ساز شد. عزتالله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما و دست اندركاران رسانه ملي براي حل اين مشكل به فكر تغيير در روند برنامههاي تلويزيون در داخل كشور افتادند. در همان زمان بودجه تلويزيون براي ساخت برنامهها افزايش پيدا كرد و نيز اكثر كارگردانهاي سينما براي ساخت تلهفيلم و مجموعههاي تلويزيوني قدم به رسانه ملي نهادند.
| صبا شادور |
گزارشي از برنامههاي داخلی که به تقليد از شبكههاي خارجي توليد مي شود
ناگهان اتفاق جالبي افتاد؛ برنامههاي تلويزيون نه تنها گسترش پيدا كرد بلكه سريالهاي 90 شبي هم چه با مضمون طنز و چه خانوادگي توجه مخاطبان را به خود جلب كرد. حتي برنامه اخبار تلويزيون بعد از سالها با تغيير ظاهر و دكوراسيون پخش شد و ميانبرنامههاي قديمي كمكم از دور خارج شدند.
تجربه نشان داده است كه مردم همچنان با آمدن شبكههاي مختلف ماهوارهاي، رسانه ملي را از دست نميدهند و مطمئنا اگر تلويزيون برنامههاي خود را گسترش دهد به لحاظ كيفيت و مضمون كارهايي كه پخش ميشود، نقش پررنگتري در ميان خانوادهها پيدا خواهد كرد. در همين زمينه اگر نگاهي به عملكرد فعاليت تلويزيون بيندازيم، علاوه بر سه شبكه اول، دوم و سوم در تلويزيون ميبينیم طي يكي دو سال اخير شبكههاي مختلف تلويزيوني از مستند تا شبكه نمايش و شبكههاي متنوع خبري در ايران تاسيس شد. اين موضوعي بود كه رسانه ملي را به يك رقابت ميان ديگر رسانههاي دنيا تبديل كرد.
اما اين گزارش به نوع برنامهسازي در رسانه ملي و نيز تقليد از برنامههاي تلويزيوني خارج از ايران ميپردازد. سالها پيش پخش پيامهاي بازرگاني ميان مجموعههاي تلويزيوني باعث ميشد تا حدود كمتر از 10دقيقه از برنامهها صرف تيزرها و انواع و اقسام پيامهاي بازرگاني شود. در همان دوره اكثر پيامها تقليد و كپيبرداري از پيامهاي بازرگاني رسانههاي خارج از ايران بود. طوري كه ميشد حدس زد فلان پيام و تبليغ كالا با همان ايده و خلاقيت در ايران ساخته شده است. از همين موضوع كوچك كه شروع كنيم، متوجه ميشويم كه بحث تقليد از شبكهها موضوعي است كه در اكثر كشورها ديده ميشود.
اگرچه همه رسانههاي ملي سعي ميكنند مخاطبان خود را در داخل كشور داشته باشند اما بحث تقليد تا حدودي در ميان ديگر برنامههاي تلويزيوني دنيا همگاني است.
انگيزه فعاليت و افتتاح شبكهاي جديد در تلويزيون
بهمن ماه سال گذشته شبكه اول سيما تولد چهلمين سال خود را جشن گرفت. حضور هنرمندان و مسئولان در اين جشن اين نويد را ميداد كه برنامههاي تلويزيون طي اين چهل سال پيشرفت قابل توجهي داشته است. حالا حدود چند ماهي ميشود كه شبكه نمايش هم به شبكههاي داخلي اضافه شده است. مردم ديگر تلويزيون را به يك سرگرمي در گروه تفريحات خود قرار دادهاند و اكثرا شب يكي از زمانهاي پر بيننده برنامههاي تلويزيوني است و مردم بعد از يك روز خسته زماني را براي ديدن برنامههاي متنوع تلويزيون صرف ميكنند.
پس تلويزيون نياز مخاطبان را بايد به گونهای برطرف كند تا قشرهاي مختلف مردم را راضي كند. اين اواخر شبكه تلويزيوني نمايش با حضور محمود احمدينژاد رئيسجمهور و عزتالله ضرغامي افتتاح شد. در اين مراسم بارها به اين موضوع اشاره شد كه نياز مردم از طريق برنامههاي تلويزيوني بايد آن چنان تامين شود كه كمتر كسي به سراغ شبكههاي ماهواره برود. رئيس سازمان صداوسيما تاكيد كرد: «رسانه ملي بايد پاسخ مناسبي به مطالبات ملي و مردمي بدهد و مخاطبان ميتوانند با تنظيم زمان خود از برنامههاي اين شبكه استفاده كنند».
اما تنها افزايش شبكههاي تلويزيوني كافي نيست و ايده و خلاقيت از ديگر بحثهاي مهم راهاندازي اين دسته از شبكههاي تلويزيوني است. در همين خصوص رئيسجمهور با بيان اينكه باید انسانهای متفكر براي برنامهها قدم به رسانه ملي بگذارند، افزود: «هنر سينما و تلويزيون يك ظرفيت و فرصت است و نبايد نگاه رفع تكليفي به آن صورت بگيرد.
فقط سرگرم كردن مردم نبايد هدف باشد. بايد توليدات سينما و تلويزيون سامان پيدا كند. صداوسيما عموميترين و شاملترين دستگاه فرهنگي و رسانهاي كشور است. به اعتقاد من صداوسيما نيازمند 500 انسان متفكر است كه براي برنامههاي آن انديشه توليد كنند. از تمامي ظرفيتهاي مردمي موجود بايد براي توليد و نگارش فيلمنامه استفاده شود و توانمنديها بايد سازماندهي شوند. اين شبكه و ديگر شبكههاي صداوسيما به واسطه رقباي گردن كلفت كار سختي پيش رو دارند».
شبكههاي ديگر تلويزيون با رويكردي كه دارند، عنوانبندي شدهاند. شبكه مستند به پخش مستندهاي زنده يا خاص حيات وحش ميپردازد، شبكه آموزش با حضور مجريان برجسته اين انتخاب را به مردم ميدهد تا آنچه را ميخواهند بياموزند و ديگر شبكهها نيز در تلاش هستند تا در رقابت ميان ديگر شبكههاي خارجي جلوتر باشند.
كــپيبرداري از بعـضي برنـامههـاي شبكه خارجي
يكي از برنامههاي شبكه داخلي كه ميتواند به كاهش مخاطبان شبكههاي ماهوارهاي كمك كند، داشتن طرح و ايده جذاب است. اگرچه طي اين سالها سعي شده تا ايدههاي جذاب در تلويزيون ساخته شود اما هنوز هم برنامههايي را شاهد هستيم كه با همان طرح و ايده كه قبلا ساخته شده، در معرض تماشا گذاشته ميشود.
نكته ديگري كه باعث كاهش خلاقيت و نوآوري در برنامهها شده است، تقليدي بودن آنهاست. بدين معنا كه برنامهاي ساخته ميشود كه از نظر فرمي يا محتوايي تكرار برنامههاي ديگر است. حال اين تقليد يا از برنامههاي خارجي است يا از برنامههاي موفق داخلي كپيبرداري ميشود.به عنوان مثال مجموعه «بفرماييد شام» كه با همين عنوان و ايده از يكي از شبكههاي ماهوارهاي پخش ميشود كه اتفاقا مورد توجه مردم نيز است.

طي چندماه گذشته برنامهاي با نام «بفرماييد شام ايراني» توسط بيژن بيرنگ كارگردان تلويزيون ساخته شد. تنها تفاوت اين برنامه با برنامهاي كه در خارج از ايران پخش ميشود، اين است كه مخاطبان در ايران براي ديدن اين برنامه كه به شبكه نمايش خانگي واگذار شده، باید آن را از بازار خريداري كنند.
بيژن بيرنگ تقليد و كپيبرداري اين برنامه را نه تنها از شبكههاي خارجي بد نميداند بلكه معتقد است: «زماني كه ساخت اين مجموعه را آغاز كردم مدام اين بحث بود كه چرا اصلا اين فيلم ساخته شده است و حتي صحبت از تقليد، كپيبرداري يا تهاجم فرهنگي ميكردند بدون اينكه مجموعه را ديده باشند در واقع قضاوت قبل از قصاص جزئي از فرهنگ دروني ما شده است.
اما من اين صحبت را قبول ندارم چراكه اغلب كارهايي كه ساخته ميشود در درجه نخست اختراع نيست بلكه يك فرمت است و خوب طبيعي است كه هيچ كس فرمت را اختراع نميكند. بسياري از مسابقههايي كه در تلويزيون پخش ميشود تقليدي از برنامههاي خارجي است».با اين حال برنامههايي هم وجود دارد كه همراه با خلاقيت است و اين امر در جنبههاي مختلف برنامه مشاهده ميشود البته تا حدودي مجموعه سريالهاي تلويزيوني از امر كپيبرداري مستثني هستند اما در انتخاب موضوع تقريبا شبيه به هم پيش ميروند.
اگرچه فرهنگ بومي و اسلامي حاكم در ميان خانوادههاي ايراني تا حدي باعث شده مردم از مجموعه سريالهاي خارجي در شبكههايي همچون «فارسي وان» يا ديگر شبكهها فاصله بگيرند و اين شبكهها با افزايش سريالهاي تلويزيوني داخلي نيز با ريزش مخاطب همراه شوند. اگر بهخاطر بياوريد پيش از عيد نوروز، مضمون چند سريال كه بهطور همزمان از تلويزيون پخش ميشد، مشكلات امروزي مردم را نشان ميداد كه همين مسئله نيز باعث انتقاد گروهي از مسئولان به پخش مجموعههاي تلويزيوني غمانگيز و تاثير منفي آن بر خانوادهها بود.
اصلا اگر بخواهيم دقيق به مسئله برنامههاي تلويزيوني بپردازيم، به اين نتيجه ميرسيم كه رسانه ملي آينه مردم در به نمايش گذاشتن زندگي امروزي خواهد بود.به همين دليل بعد از عيد نوروز با خيل مجموعههاي طنز از شبكههاي مختلف روبهرو شديم. مجموعه طنز تلويزيوني «مسير انحرافي» از ديگر مجموعههايي بود كه اينبار بحث خلاقيت و ايده جذاب چه در تيتراژ و چه در مضمون كار به خوبي ديده ميشد. اما با شروع نخستين قسمت از اين مجموعه كه هواپيمايي در جنگل سقوط ميكند ناگهان اين مجموعه به سمت سريال خارجي «گمشده» پيش رفت.
يا بهزودي طبق شنيدهها، مجموعهاي به نام «آكادمي آواز ايراني» از تلويزيون پخش خواهد شد كه مشابه اين برنامه را بارها از شبكههاي خارجي ديدهايم. به هر حال بحث تقليد و كپيبرداري از ديگر برنامهها اتفاقي است كه در ميان شبكههاي داخلي و خارجي مرسوم بوده است. به همين دليل اين موضوع شايد در سينما با نام «اقتباس» جا افتادهتر از رسانههاي ملي باشد. به نظر ميرسد اگر كپي برنامههاي خارجي و داخلي به خوبي انجام شود چه مشكلي دارد كه يك مجموعه يا برنامه كه مورد توجه مخاطبان است به صورتهاي مختلف پخش شود.
به هر حال آنچه به مذاق مخاطبان شيرين است ميتواند براي هر بينندهاي همچنان جذاب باقي بماند.
طبق نظر سنجيها به واقع اينكه برنامههاي امروز صدا و سيما را كه ميخواهيم به خورد پير و جوان دهيم ميتوان با ايجاد حس نياز در مخاطبان همراه كرد و به گونهاي ساخت يا در تركيب برنامهها قرار داد كه بيننده در آغاز احساس كند برنامه در حال پخش همان است كه او خواسته، نه آنكه مديران و برنامهسازان تلويزيون دوست داشتهاند بسازند و به زور به خورد او بدهند .
در اين صورت وقتي مخاطب با رضايت به ديدن برنامهها عادت كرد، ديدن آنها را بر خود فرض دانسته و نياز اندكي به ديدن برنامههاي تلويزيونهاي ديگر در خود احساس نخواهد كرد و در اين زمان است كه صدا و سيما هم بهراحتي خواهد توانست با هدف همگن كردن سليقه مخاطبان و ايجاد ذهنيت و فكر واحد، حول محور منافع ملي (البته كارشناسي شده) اقدام كرده و به وظيفه تخصصي و رسالت اجتماعي خود نيز عمل كرده باشد.
اين دستورالعملي است كه همواره از سوي شبكه معاند با نظام جمهوري اسلامي ايران نيز به كار گرفته شده و تلويزيونهاي بزرگ و پربيننده در جهان نيز براساس آن توانستهاند گوي رقابت را از رقباي بالقوه و بالفعل خود بربايند! (تلويزيونها و شبكههاي مهمي كه براي هدايت افكار عمومي در مرزهاي ملي و در جوامع ديگر تعريف شدهاند و بايد براساس اصولي پيش بروند كه آنها آخرين متد آن را به كار بسته و ميبندند و بر اساس آن يك به يك مشتريان سيما را از آن خود ميكنند).
نهايت اينكه تلويزيون به برنامهسازاني نياز دارد كه همگي در يك ماموريت تعريف شده و منطبق با نظريههاي تبليغاتي تلويزيون روز دنيا كه بوميسازي شده است مشاركت داشته باشند، از آسودگي خيال، خلاقيت و اجازه بروز سليقههاي خود بهرهمند باشند و به حكم وظيفه و از سراعتقاد و باور آگاهانه، برنامه بسازند تا علاوه بر جذب مخاطب قادر باشند به نحو احسن از عهده فرهنگسازي هدايت فرهنگي و مديريت فرهنگي برآيند. اصلي مهم كه صدا و سيماي ما با آن فاصله دارد!.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








